در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کنار هر ساندویچفروشی و جگرکی، هنگام ظهر خیل عظیمی از مردم را میبینی که سرک میکشند و صف را ارزیابی میکنند و بقیه تنگ هم نشستهاند و دارند لقمهای را میل میکنند.
در این میان از همه بیدردسرتر کار غذافروشان سیار و بیسرمایهای است که نه اجاقی دارند که غذایشان را رویش بپزند و نه مغازهای که برایتان در آن صندلی بگذارند. آنها اغلب یک موتور دارند که غذاهای خود را پشت آن میگذارند و به بازار میآورند و یک نایلون بزرگ یا اگر پیشرفتهتر باشند یک جعبه یونولیتی که غذا را گرمتر نگه میدارد.
غذاها با کیفیت نامعلوم و در بستههای یک بار مصرف با وضعی نامعلوم پر شده است و به قیمت بسیار نازل در حد 1500 تا 2500 تومان به فروش میرسد. منوی ساده آنها شامل خورشقیمه، خورش قورمهسبزی، جوجهکباب و کوبیده است که این دو غذای آخر گرانقیمتترینها محسوب میشود.
برای اینکه بتوانم شما را از کیفیت غذای یادشده که نه صف دارد و نه درد سر مطلع کنم، ریسک میکنم و یک خورش قیمه میخرم. 2000 تومان میشود و فقط مزهاش بد نیست. یک تکهگوشت سیاه در آن است که اشتهای آدم را کور میکند و من همان اول دور میاندازمش. احتمالا این گوشت یک روزی به تن یک گوساله بوده است. این قیمه فاقد سیبزمینی است و اگر از غذایتان توقع یک خوراک فاقد گوشت حاوی هیدرات کربن فراوان از نوع برنج و کمی سس لپه و رب داشته باشید، میتوانید شما هم ریسک کنید. البته مشتریان این غذاها اغلب آن را با عبارت «بد نیست» توصیف میکردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: