در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از «شکوه علفزار»، «بر باد رفته»، «دکتر ژیواگو» و «برادران کارامازوف» تا مجموعههای به یادماندنی «سالهای دور از خانه»، «لبه تاریکی» و «ارتش سری» که برای بسیاری از ما تداعیکننده خاطرات شیرین است. با او درباره گذشته و امروز دوبله صحبت کردهایم.
دوبله در ایران توانسته همچنان خودش را در اوج نگه دارد. با توجه به اینکه شما جزو نسل طلایی دوبله هستید، به نظرتان چه چیزی در این هنر وجود دارد که باعث میشود همچنان در اوج بماند؟
خوشبختانه دوبله ما همچنان در دنیا معتبر و صاحب جایگاه است. بیشتر دوستانی که جزو نسل اول دوبله محسوب میشدند، از صداهای ناب و کمنظیری برخوردار بودند. البته صداپیشگان ایرانی ابتدا جمعیت کمتری داشتند که به مرور بر این جمعیت افزوده شد و پس از مدتی، افرادی مانند منوچهر والیزاده، زندهیاد ایرج ناظریان، سعید مظفری، آذر دانشی، پروین ملکوتی، بدری نورالهی و... به تیمهای دوبله پیوستند. کار دوبله در ایران رفتهرفته شکل جدیتری به خودش میگرفت و دیگر دستمان برای دوبله یک فیلم باز بود، چراکه برای کاراکترها صدای مناسبی داشتیم و خوشبختانه نیاز ما به دوبلور با فیلمهایی که پیشرو داشتیم، همخوانی داشت.
در آن مقطع افراد علاقهمند، چطور میتوانستند وارد این حرفه شوند؟
شاید ابتدا نیاز به دوبلور زیاد را احساس میشد، اما رفته رفته با انتخاب افراد مناسب این نیاز رفع شد و شرایط انتخاب و پذیرش افراد به این حرفه کمی دشوارتر شد، چراکه حجم فیلمهای تولیدی و البته خارجی چندان زیاد نبود. به همین علت شرایط کسانی که به کار دوبله علاقه داشتند، دشوارتر شد، چون آنها باید مدتها آموزش میدیدند تا این که جای خالی در یک فیلم برایشان پیدا شود. تعدادی از علاقهمندان با صبر و حوصله کار را دنبال کردند و سرانجام هم به نتیجه رسیدند و به نوعی مزد تلاش و صبرشان را گرفتند و بعد از مدتی به جای نقشهای اول صحبت کردند و امروز هم جزو صداهای ماندگار محسوب میشوند.
برخی معتقدند دوبله ایران صرفا در دست عدهای خاص است. شما این نظر را قبول دارید؟
من خوشحال میشوم نقدها را بشنوم و تا آنجا که بتوانم به آنها جواب میدهم. شاید در طول این سالها برخی ضعفها در نحوه گزینش یا واگذاری نقشها وجود داشت، اما واقعیت این است که فکر نمیکنم ضعفها در حد بسته بودن درهای ورود جوانان و... باشد. گاهی ما قدیمیترهای این عرصه وقتی دور یکدیگر جمع میشویم، باهم راجع به بهتر شدن روند کار و رفع نواقص صحبت میکنیم. به هر حال فکر نمیکنم در بستهای در این حرفه وجود داشته باشد. خوشبختانه طی سالهای اخیر کارهای مثبتی در اینباره انجام شده است و سعی شده از افراد مستعد آزمون گرفته شود و در شرایط عادلانه افراد مستعد گزینش شوند. ناگفته نماند برخی متاسفانه دوبله را حرفهای ساده تصور میکنند و فکر میکنند داشتن یک تهصدا، شرط ورود آنها به حرفه دوبله است، غافل از آنکه برای ورود به این عرصه ملاکهای دیگری هم وجود دارد.
چه ملاکهایی؟
طبیعی است اولین گام در راه هنر دوبله، داشتن صدای زیبا، تاثیرگذار و البته سالم است و مهمترین ملاک هم این است که فرد باید صبور بوده و تاب تحمل ریاضت را داشته باشد. اینکه ساعتها در یک اتاق کوچک بماند و تنها به مانیتور زل بزند، به درآمد ناچیزی که از این طریق به او میرسد قانع باشد و... افرادی که قصد دارند دوبلور شوند نباید توقع داشته باشند پس از مدت کوتاهی به یک دوبلور حرفهای تبدیل شوند و شاید سالها باید وقت بگذارند تا فرصت در اختیار آنها قرار بگیرد تا به جای نقش اصلی حرف بزنند و خب این موضوع سبب ناراحتی عدهای میشود و قید کار را میزنند. افراد زیادی به واسطه رابطهها به این عرصه پا گذاشتهاند و آنها که استعداد نداشتند، یک سال هم دوام نیاوردند و عطای این کار را به لقایش بخشیدند.
به نظر شما نسل جدیدی که وارد حرفه دوبله شده، میتواند جای نسل شما را پر کند؟
به نظر من در دوبله ما اتفاقات خوب زیادی افتاده است و جوانهایی وارد این عرصه شدهاند که صدا و بیان بسیار خوبی دارند و بخوبی بر کارشان مسلط هستند. به عقیده من اگر بستر برای رشد آنها فراهم باشد، آنها میتوانند از پس کارهایشان برآیند و به نوعی دوبله را همچنان در اوج نگه دارند.
به نظرتان در شرایط کنونی و با حجم تولیدات انبوه، آیا برنامههای رادیویی همچنان مخاطبان خودشان را دارند؟
البته، رادیو جزو آن دسته از رسانههایی به شمار میرود که ریشه در فرهنگ چند ساله شنیداری مردم دارد. ضمن اینکه مردم در کنار گوش دادن به رادیو میتوانند همچنان به فعالیتهای روزانه خودشان بپردازند. انگار با دوست یا اعضای خانوادهشان حرف میزنند. همین خصوصیات کمنظیر باعث شده رادیو از سایر رسانهها جدا شود و پس از گذشت سالها، از میزان محبوبیتش کاسته نشود.
در دوبله ما اتفاقات خوب زیادی افتاده است و جوانهایی وارد این عرصه شدهاند که صدا و بیان بسیار خوبی دارند و خیلی بر کارشان مسلط هستند. به عقیده من اگر بستر برای رشد آنها فراهم باشد آنها میتوانند از پس کارهایشان برآیند و به نوعی دوبله را همچنان در اوج نگه دارند
شما در تلویزیون و سینما آثار مختلفی دوبله کردهاید. به نظرتان تفاوتی میان دوبله در این دو عرصه وجود دارد؟
به هر حال هر رسانهای شرایط خاص خودش را دارد، اما در مورد تلویزیون به طور خاص باید بگویم چون طیف وسیعتری از مردم جامعه با سلیقههای متنوع و متفاوت مخاطب آن هستند، مسئولیت یک صداپیشه به مراتب بیشتر میشود، چون باید تمام تمرکزش را به کار ببندد تا کاری ارائه کند که همه مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. خوشبختانه بعد از انقلاب، سریالهای خوبی روی آنتن تلویزیون رفت که اغلب آنها با استقبال مخاطبان مواجه شد. مردم ورای صدا، باورپذیری کار برایشان است، یعنی این که صدا با شخصیتی که میبینند، انطباق داشته باشد. البته کیفیت سریالها هم مهم است. این روزها حجم سریالهای کرهای تلویزیون بسیار بالا رفته است، غافل از آن که اساسا دوبله این آثار بسیار سخت است.
چطور؟
خب بازیگران سریالهای کرهای از اکت بسیار کمی در حین بازی برخوردارند و به همین علت، شما نمیتوانید آنطور که باید خودتان را با حرکتهای آنها تطبیق دهید و آن دوبلهای را که مد نظرتان است، ارائه دهید.
شما در سری اول سریال پربیننده «کبرا 11» در نقش سمیر صحبت کردید؛ چرا در قسمتهای بعدی آن حضور نداشتید؟
وقتی پیشنهاد دوبله در این نقش به من شد، متوجه شدم با کمی تغییر صدا میتوانم به جای کاراکتر سمیر صحبت کنم. البته تغییراتی هم در نحوه حرف زدن او ایجاد و یک نوع شیرینی به آن اضافه کردم که به کلیت نقش کمک کرد و به نوعی با آن کاراکتر همخوان بود. خوشبختانه این نقش با دوبله من با استقبال مخاطبان مواجه شد. وقتی کمرم شکست و من مجبور شدم یک ماه در بیمارستان بستری شوم، سری جدید این کار آماده دوبله شد، اما کسی به خاطر مشکل من صبر نکرد و فوری نقش را به فرد دیگری سپردند. این موضوع تا حد زیادی باعث دلآزردگی من شد.
یادی از دیدنیها
برای موفق شدن یک برنامه عوامل مختلفی دست به دست هم میدهد که مهمترین آن مخاطب و وقتشناسی است. برنامه «دیدنیها» خوشبختانه در زمانی نمایش داده میشد که جنگ بود و مردم احتیاج داشتند لحظاتی بخندند.
وقتی پیشنهاد اجرای این برنامه به من داده شد حس کردم رسالتی بر دوش من است که باید به واسطه آن لحظات خوشی را برای مردم رقم بزنم. به همین علت بیدرنگ آن را پذیرفتم. در آن زمان مردم به اینترنت و رایانه دسترسی نداشتند، پس دیدن این تصاویر برای آنها جذابیت داشت. از طرفی تلاش داشتم نوع جدیدی از اجرا را برای آنها به نمایش بگذارم، یعنی ساده اجرا کنم و به جای آنکه متنها را از روی کاغذ بخوانم، فیالبداهه میگفتم. خب همه این مسائل دست به دست هم داد تا این برنامه تا حد زیادی دیده شود.
گفتوگو : نگار حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: