در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احمدی کارهای خارقالعاده زیادی را انجام داده است و بدلکاری یکی از علاقههای اصلی او محسوب میشود.
گفتوگوی ما با مهسا احمدی پیش روی شماست.
حس ماجراجویی چطور در تو شکل گرفت؟
من از شش سالگی ژیمناستیک کار میکردم. آن زمان مادرم که خودش ورزشکار بود مرا ثبتنام کرد و کمکم به این رشته علاقهمند شدم. از هفت سالگی عضو تیم ملی بودم تا این که در 18 سالگی در این رشته بازنشسته شدم. بعد رشتههای ورزشی زیادی را امتحان کردم ووشو، شیرجه، کونگفو، اسکیت و... حتی دوسال هم عضو تیم ملی ووشو بودم، اما این رشتهها نتوانست آنقدر که باید برایم جذابیت داشته باشد تا این که با آقای آرشا اقدسی که آن زمان در گروه مرحوم پیمان ابدی بود آشنا شدم و میخواستم در باشگاه بدلکاری ثبتنام کنم اما هر بار که میرفتم میگفتند چون دختر هستم، چنین چیزی شدنی نیست. هرچه پافشاری میکردم به در بسته میخوردم تا این که آقای اقدسی یک روز تماس گرفت و گفت میتوانم دوماه به صورت آزمایشی کنار گروهشان باشم. دو ماه آزمایشی تا همین امروز هم ادامه دارد.
و بدلکار شدید، بدلکار شدن سخت نبود؟
چون ژیمناستیک کار کرده بودم، بدنم توانایی انجام بسیاری از حرکات را داشت. سعی کردم در آن مدت تمام تکنیکها را یاد بگیرم و هر چه پیش میرفتم بیشتر شیفته کارم میشدم و پس از گذشت کمتر از یکسال برای بدلکاری جلوی دوربین رفتم. یادم هست اولین تجربهام بدلکاری برای یک تیزر تبلیغاتی درباره چای بود. تا آن زمان هیچ دختری بهعنوان بدلکار جلوی دوربین نرفته بود و من اولین بودم. در فیلم پسر آدم و دختر حواهم بدلکار مهناز افشار بودم و در فیلم جدید جیمز باند هم همراه گروه بدلکاران13 حضور داشتم.
غیر از بدلکاری کارهای عجیب دیگری هم انجام دادهای مثلا همین پریدن از هواپیما.
خیلی وقت بود تصمیم داشتم از هواپیما بپرم اما از آنجا که سقوط آزاد در ایران برای همه امکانپذیر نیست مشکل زیادی برایم وجود داشت. همراه چند نفر دیگر که آنها هم پرنده بودند، به فرودگاه رفتیم و گفتیم میخواهیم ثبت نام کنیم. یک فرم دادند و گفتند تماس میگیرند، اما میدانستیم که به این زودیها این اتفاق نمیافتد، حتی امید نداشتیم تماس بگیرند، اما یک روز زنگ زدند و گفتند اول شهریور به فرودگاه کلاله برویم. وقتی به فرودگاه رسیدیم، گفتند فکر نمیکردند یک دختر برای چنین کاری بیاید، چون قبل از این هم مواردی را داشتند که دختران ثبت نام کرده بودند اما هیچوقت نمیآمدند.
گروه ما سه روز در فرودگاه کلاله بود که در این مدت من چهار پرش انجام دادم. البته هواپیما آنقدر که باید، بالا نرفت دلیلش هم نداشتن امکانات موردنیاز بود برای همین من از ارتفاع 2000 پایی پریدم که سقوطم تنها هشت ثانیه طول کشید.
بیشتر از این تجربه برایمان بگو، قبل از این که از هواپیما بپری با سقوط از ارتفاع آشنا بودی؟
من پیش از این تجربه پاراگلایدر داشتم، اما راستش این ورزش برایم آنقدر که باید هیجانانگیز نبود. من سقوط آزاد را خارج از ایران آموزش دیدم. وقتی قرار بود از هواپیما بپرم حتی خلبان هم فکر میکرد در آخرین لحظه منصرف میشوم اما من تصمیم خودم را گرفته بودم،هر چند زمان سقوطم چند ثانیه بیشتر طول نکشید اما زیباترین مناظر را در همین لحظه کوتاه دیدم و لبخند از صورتم محو نمیشد. به جرات میتوانم بگویم که مناظر ایران از همه جای دنیا زیباتر است. پریدن از هواپیما توسط سازمان هواپیمایی کشور ثبت شد و من به عنوان اولین دختری که پس از انقلاب از هواپیما پریده است به رسمیت شناخته شدم.
کمی به اول صحبتمان برگردیم، مهسا احمدی اولین بدلکار دختر در ایران است که در پروژههای سینمایی بینالمللی هم حضوری فعال داشته،این ارتباط را چگونه گرفتی؟
وقتی گروه ما بدلکاری را شروع کرد، دختر بدلکاری در ایران نبود به همین دلیل حس رقابتی هم وجود نداشت. البته خوشحالم که اکنون تعدادی دختر هستند که بدلکاری میکنند. چون همه چیز برایمان یکنواخت شده بود، تصمیم گرفتیم خارج از ایران شانس خود را امتحان کنیم و از طریق اینترنت با گروههای فیلمسازی ترکیه آشنا شدیم. در ترکیه هم دختر بدلکار زیاد نیست در نتیجه ما به سرعت در بین فیلمسازان ترکیهای شناخته شدیم و چون از کار ما راضی بودند، گفتند برای پروژه جیمز باند هم از ما دعوت میکنند اما راستش فکر نمیکردیم جدی گفته باشند. میگفتیم مگر میشود چنین پروژهای بدلکار نداشته باشد. وقتی برای این پروژه به ترکیه رفتیم، باز هم از واقعی بودن آن اطمینان نداشتیم اما همه چیز واقعی بود. ما آدمهای بزرگ بدلکاری جهان را آنجا دیدیم و من استرس داشتم که نکند بین آنها نتوانم کارم را خوب انجام دهم. فکر کنید 110 بدلکار از سراسر جهان بودند که بین آنها تنها چهار بدلکار زن از انگلیس، آمریکا و من که از همه کوچکتر هم بودم، آنجا بودیم. البته در ایران هنوز مشکلاتی دارم، به عنوان مثال هنوز هم که هنوز است با این که در ایران دختر بدلکار در گروههای مختلف وجود دارد، متاسفانه به جای دختران در فیلمها از بدلکاران مرد استفاده میکنند.
در بین حرفهایت به گروه بدلکاری مرحوم پیمان ابدی اشاره کردی، چقدر با او آشنا بودی؟
پیمان ابدی اسطوره یک بدلکار ایرانی بود و من از وقتی او را شناختم، دوست داشتم بدلکار شوم. او بدلکار بزرگی بود و در ایران هم کارهای مهمی را برای بدلکاری انجام داد اما هیچگاه وقت نشد با او کار مشترکی داشته باشم. به هر حال همیشه در کار ما خطر و حادثه وجود دارد و حادثه باعث شد ما پیمان ابدی را از دست بدهیم.
تا حالا شده موقع انجام کارهای خطرناک حادثه ببینی؟
تا حالا پیش نیامده البته وقتی ژیمناستیک کار میکردم پایم شکست. معتقدم وقتی از چیزی میترسی نباید آن کار را انجام بدهی. معمولا آدمها وقتی از چیزی میترسند که با اصول درستش آشنا نباشند. من وقتی از چیزی بترسم، ترجیح میدهم آن کار را انجام ندهم. چون اولین اشتباه در بدلکاری آخرین اشتباه است.
نظر خانوادهات درباره ماجراجوییهایت چیست، نگران نمیشوند؟
اوایل مادرم مخالفت میکرد و نگرانم بود که اتفاقی برایم بیفتد، اما وقتی دید من تصمیم خودم را گرفتهام با حرفهام کنار آمد. او میداند خودم را به خطر نمیاندازم هر چند مادرم هنوز نگرانم میشود، اما به رویم نمیآورد.
از بچگی شلوغکار بودی؟
راستش من هیچوقت فکر نمیکردم بدلکار شوم یا روزی از هواپیما بپرم اما در هر حال کودکیام کمی با دختران دیگر متفاوت بود. من هشت سال بیشتر نداشتم که موتورسواری میکردم و همیشه در اردو و باشگاه ورزشی بودم. بیشتر وقتم برای ورزش بود و دیگر زمانی برای شلوغ کاری و کارهای حاشیهای نداشتم.
و سوال آخر اینکه غیر از کارهای غیرعادی چکار میکنی؟
درس میخوانم. دانشجوی تربیت بدنی هستم و 30 واحد عملیام مانده است. شاید جالب باشد بگویم بهدلیل اینکه خیلی وقتها نمیتوانم بروم تا حالا مجبور شدهام سه مرتبه واحد فوتسال را بگذرانم، چون هر بار استادم میگوید باید سر کلاس بیایی و تا نباشی نمرهات را نمیدهم. (جام جم - ضمیمه تپش)
الهام یزدیها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: