در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داد زن
آنهایی که گذرشان به خیابان انقلاب و راسته کتابفروشها یعنی محلی درست روبهروی دانشگاه تهران افتاده باشد، حتما با اعلامیههای استخدام دادزنها برخورد کردهاند و تا حدودی میدانند اوضاع از چه قرار است. در واقع کتابفروشهایی که مغازههایشان نمای خوبی ندارد و تابلوی مغازهشان خیلی به چشم عابران خیابان انقلاب نمیآید، دست به استخدام افرادی میزنند که قدرت صدایشان با بلندگوها برابری میکند. کتابفروشها از این افراد میخواهند با هر چه در توان دارند فریاد بزنند و نام کتابهایی را که در قفسههای کتابفروشی در حال خاک خوردن است، فریاد زده و مشتری جذب کنند.
البته دادزنها بیشتر از طرف چند مغازهدار بهکار گرفته میشوند به این شکل که چند کتابفروش که مغازههایشان در کنار هم قرار دارد، پول روی هم میگذارند و جوان نیازمندی را به کار میگیرند. البته تصور نکنید که مغازهدارها برای دادزنها بیمه درنظر میگیرند یا مزایایی برایشان قائل میشوند. دستمزد دادزنهای بخت برگشته خیابان انقلاب روزانه پرداخت میشود، یعنی بیشترشان روزمزد هستند و به زحمت روزی 15 تا 20 هزار تومان درآمد دارند. دادزنها که بیشترشان جوانان و نوجوانان شهرستانی هستند در آرزوی یافتن شغلی پردرآمد روانه پایتخت پرزرق و برق شدهاند، اما آنها هنگامی که از واقعیت کلانشهر تهران باخبر شدهاند تن به کارهایی مانند دادزنی یا دستفروشی میدهند. یکی از آنها درخصوص کار و بارش میگوید: «کافی است که صاحبکارم برای دقایقی صدای فریادهایم را نشنود، آن وقت است که باید کلی طعنه بشنوم. آنقدر بیکار زیاد است که هروقت دلشان بخواهد سریع به ما میگویند از فردا یک دادزن دیگر میآوریم و دیگر به تو نیازی نداریم.» به گفته دادزنها، شش و حنجره آنها به دلیل فریاد زدن در طول روز آسیب میبیند و از آنجا که بیمه درمانی هم ندارند با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند.
جای پارکیاب
از ماجرای دادزنهای خیابان انقلاب و هیاهوهای این منطقه مرکزی تهران که بگذریم در خیابانهای بیانتهای پایتخت میتوان صدها نمونه دیگر برای شغل کاذب پیدا کرد؛ از پخشکنندههای تراکتهای تبلیغاتی بگیرید تا موتورسوارهای مسافرکش و افراد لنگ به دستی که کنار جویهای پرآب کارواش راه انداختهاند. اما اگر دقت کرده باشید در این شلوغی شهر افرادی هم هستند که یک شغل کاذب متفاوت برای خود دست و پا کردهاند. این افراد در خیابانهایی که جای پارک حکم طلا را دارد، میچرخند و برای رانندهها در ازای گرفتن انعام جای پارک جور میکنند.
البته افرادی که این کار را برای کسب درآمد انتخاب میکنند با دادزنها متفاوت هستند؛ واقعیت این است که در ایجاد شغلهای کاذب تواناییهای جسمی و شرایطی از این دست نقش چشمگیری بازی میکند، مثلا دادزنها صدای بلندی دارند و آنهایی هم که جای پارک پیدا میکنند کمی پرروترند و زور بازوی بیشتری دارند، چرا که باید در کمال پررویی محلهایی را انتخاب کرده و با اشغال این مناطق در قبال گرفتن پول، گوشهای از خیابان را به شما اجاره دهند، آن هم بدون هیچ دلیل و برهانی!
پلاک پنهان کن
شما میتوانید، برای شغل کاذب پلاک پنهان کن نام بهتری پیدا کنید، اما چیزی که واضح است این نکته است که آنها با توجه به نیاز عدهای فعالیت خود را آغاز کردهاند. اگر جزو افرادی باشید که مجبور هستند در محدوده طرح ترافیک رفت و آمد کنند، به احتمال زیاد با این افراد برخورد کردهاید. کاری که این عده انجام میدهند در واقع تخصص خاصی نمیطلبد، یعنی نه زور بازو میخواهد نه صدای قوی و بلند.
بهتر است، بدانید که پلاکپنهانکنها در ازای گرفتن 2000 تومان جلوی شماره پلاک خودروهایی که قصد دارند وارد محدوده طرح ترافیک شوند، میگیرند تا دوربینهای پلیس راهور شماره پلاک خودرو را ثبت نکند در واقع آنها جلو و پشت خودروها راه میروند تا شماره پلاک خودرو از دید دوربین پنهان بماند؛ البته تعدادی از پلاک پنهانکنها موتورسیکلت هم دارند و با موتور خود این کار را انجام میدهند، اما در این میان افرادی که پلاک پنهانکنها را به کار میگیرند از این ماجرا غافل است که دوربینها فقط در محلهای ورودی محدوده طرح ترافیک کار گذاشته نشده است، بلکه دیگر معابر داخل این محدوده هم به دوربین مجهز است و آنها در صورت ورود به محدوده طرح ترافیک سرانجام جریمه میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: