در حقیقت امروزه، یکى از جدّىترین مسائل فلسفه سیاسى، نقش مردم در تعیین نوع حکومت و هدایت سمت و سوى آن است. در جنگ و صلح و غم و شادی این ملتها هستند که در حمایت از دولتهایشان به پا میخیزند و در صورت ناخرسندی از آنان میتوانند در چرخه انتقال قدرت، دولتهای دیگری برگزینند.
همچنین حضور مستمر مردم در صحنههای سیاسى کشور و نقد و ارزیابی دائم نسبت به ارکان و عاملان حکومت، آنها را همواره در حال صلاح نگاه داشته و عناصر فاسد و بدخواه را ساقط و بیاعتبار خواهد ساخت.
تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی نشان داده است که حضور مردم در صحنههای سیاسی یکی از عوامل رشد و پویایی انقلاب اسلامی بوده و هر برهه از انقلاب این حضور مردم بوده که توانسته شرایط پیچیده و بغرنج را حل کند.
انقلاب ایران در بطن پایگاههای مردمی متولد شد تا جایی که هنگام ورود امام خمینی(ره) این مردم بودند که شرایط را برای حضور رهبر انقلاب فراهم کردند.
پس از انقلاب نیز حضور گسترده مردم در جبهههای جنگ و پشت جبهه پشتیبان نظام در مقابله حملهای گسترده بود که بسیاری از قدرتهای خارجی و کشورهای عربی منطقه در آن بهطور غیرمستقیم حضور داشتند.
پس از جنگ نیز حضور مردم در صحنههای انتخابات و همچنین جنجالهای سیاسی از جمله هجدهم تیر و حوادث پس از انتخابات نشان داد که مردم نسبت به حوادث جاری در مملکت بیتفاوت نیستند و بازخوردهای متفاوتی را در شرایط مختلف نشان میدهند که این امر حکایت از حضور آنها در صحنه سیاسی کشور دارد.
حضور در عرصه سیاست خارجی
در عین حال پشتوانه مردمی از حکومت نه تنها دولتها را در داخل حمایت میکند، بلکه باعث اقتدار آنها در صحنه سیاست خارجی میشود. واقعیت این است که دولتها نیازمند تجهیز منابع داخلی در راستای اهداف بینالمللی خود هستند؛ به همین دلیل باید ارتباط تنگاتنگی، میان شرایط داخلی و اوضاع بینالمللی خود ایجاد کنند تا در اجرای سیاستهای دلخواهشان توفیق یابند و این موضوعی است که با پشتوانه مردمی حاصل میشود.
در طول سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی پشتگرمی نظام به مردم سبب شد تا بتواند در مقابل بسیاری از تهدیدات و سیاستهای توسعهطلبانه ایستادگی کند و تحریمهای گستردهای را پشت سر بگذارد.
از جمله موفقیت ایران در عرصه سیاست خارجی در موضوع پرونده هستهای است که به عنوان نمادی از مقاومت و پیشرفت ملت ایران مطرح میشود. حتی در این باره مقامات غربی بصراحت تصریح کردهاند که با وجود تحریمها و فشارهای گسترده، این امر تاثیری در توقف برنامه هستهای ایران نداشته است، چرا که این برنامه از پشتوانهای مردمی برخوردار است.
حضور نقادانه
در عین حال رفتار مردم نمادهای گوناگونی دارد که شاید یکی از آنها نگاه جستجوگر و نقادانه آنها نسبت رفتار و منش مسئولان باشد.
مطمئنترین و سالمترین عامل براى کنترل قدرت، حضور پویا و آگاهانه همراه با احساس مسئولیت مردم در صحنه و مراقبت دائم از جریان حاکمیت و مدیریت جامعه است و در این میان نقد و ارزیابى پیگیرانه آنان از اعمال و رفتار مدیران و مسئولان جایگاه ویژهای دارد. ازجمله این موارد برکناری ابوالحسن بنیصدر از مقام ریاست جمهوری بود. اگر چه وی هنگام روی کار آمدنش تلاش کرد تا پایگاه اجتماعی قابل ملاحظهای برای خود ایجاد کند و امام(ره) نیز مدت زیادی، رفتارها و مخالفتهای وی را تحمل کرد؛ اما آن هنگام که مردم مخالفت خود را با بنیصدر اعلام داشتند، امام(ره) نیز مخالفت خود را علنی کرد.
انتقاد از حاکمان و امنیت ملى
در عینحال از موضوعاتى که در خصوص انتقاد از حکومت و حاکمان مطرح است، توجه به این نکته است که انتقاد نباید با امنیت ملی کشور در دو جایگاه متقابل قرار گیرد و آن را به خطر بیندازد. بدیهى است که شأن امنیت ملى، در حدى است که اگر چنین تعارضى تصور شود، بر امور دیگر مقدم است. هرج و مرج و آنارشیسم، در هیچ مکتب صاحب اعتبارى پذیرفته نیست، ولى حقیقت این است که اگر نقد و انتقاد از روى میزان و در حدود تعریف شده آن صورت پذیرد که هوشیاری و اندیشه و دلسوزى و خیرخواهى از ارکان آن محسوب شود نه تنها تضادى با امنیت ندارد، بلکه زمینهساز تحقق یافتن آن به حساب مىآید.
حرکت خود جوش مردم در نهم دی نشان از اعتقاد به این امر داشت. زمانی که برخی از افراد به صورت خواسته و ناخواسته با چراغ سبز نشان دادن به دشمنان، حریم اسلام را شکستند حضور خودجوش مردم در روز نهم دی 88 نشان داد که آنها آمادگی پاسداری از آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و خط ولایت فقیه هستند و خط شکنی در نظام و تهدید امنیت ملی را نمیپذیرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم