در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلم برایش میسوخت
«مثل هر پدری دخترم را دوست داشتم و عاشقش بودم. آنقدر که حاضر بودم به خاطر او هر کاری بکنم. باید حرفم را باور کنید. من لاله را نکشتم.» این جملاتی است که متین در دفاع از خودش در برابر اتهام فرزندکشی به زبان میآورد.
او میگوید: «چند سال پیش به خاطر اختلافاتی که با همسرم مینا داشتم از او جدا شدم. من و مینا اوایل زندگی مشترکمان همدیگر را دوست داشتیم، اما اواخر همه چیز خراب شده بود و دیگر نمیتوانستیم ادامه دهیم. شاید تنها چیزی که ما را به هم وصل میکرد دخترمان لاله بود. بعد از مدتی دیگر این دختر هم نتوانست ما را کنار هم نگه دارد و جدا شدیم. لاله پیش من ماند. قانون میگفت لاله باید پیش من باشد، اما بعد از مدتی دیگر نتوانستم از او خوب مراقبت کنم.»
متین در حالی این حرفها را میزند که صدایش میلرزد و سعی میکند اشکهایش را مهار کند. او ادامه میدهد: موقعیت زندگیام خوب بود. کارشناس یک شرکت بازرگانی بودم و درآمد مناسبی داشتم، اما به شیشه معتاد شدم البته نه خیلی شدید.
بیشتر اوقات تفریحی میکشیدم. هر بار مواد مصرف میکردم اوضاع خرابتر از قبل میشد. بین من و لاله رابطه خوبی بود و با این که مادرش نبود و این موضوع اذیتش میکرد، اما همین که من کنارش بودم برایش کافی بود. تا این که مینا را فراموش و با زن دیگری رابطه برقرار و عقد موقت کردم. زیبا که وارد زندگی من شد با دخترم لاله خیلی اختلاف پیدا کردم. لاله نمیخواست جای مادرش کس دیگری را در خانه ببیند و به همین خاطر هم خیلی با زیبا خوب نبود. هر چه زیبا سعی میکرد به او نزدیک شود لاله از او دوری میکرد. زیبا شده بود مسأله بزرگ زندگی من و لاله و مرتب سر این موضوع با هم دعوا میکردیم. کار به جایی رسیده بود که دیگر حاضر نبود حتی زیبا را ببیند و هر وقت همسرم میخواست به خانه ما بیاید لاله را به منزل مادرم میبردم و تا رفتن زیبا همان جا میماند.
متهم به قتل در مورد روز حادثه میگوید: دو روز قبل از آن حادثه بود که مواد مصرف کردم. خیلی شیشه کشیده و گیج بودم البته این گیجی باعث قتل نبود. چون لاله از من ناراحت بود میخواستم خوشحالش کنم. عین مادرش بود. خیلی لجبازی میکرد، اما آنقدر لاله را دوست داشتم که نمیخواستم از من دلخور باشد. به او گفتم آماده شو با هم بیرون برویم و دوری بزنیم. میخواستم بیرون ببرمش و برایش چیزهایی بخرم تا دلخوریش برطرف شود. لاله حمام کرد و بعد لباسهایش را پوشید. من هم آماده شده بودم. وقتی میخواستیم بیرون برویم به او گفتم کاسهای را که زیر رادیاتور گذاشتهایم بردارد و خالی کند مدتی بود رادیاتور خراب بود و آب میداد چون تعمیرش نکرده بودم کاسهای زیر آن میگذاشتیم تا آب زمین نریزد. لاله کاسه را برداشت تا آبش را از پنجره خالی کند و زمانی که خم شد یکدفعه از پنجره به پایین پرت شد.
این حرفهای متین در حالی است که پیش از این و در دفاعیاتی که در بازپرسی مطرح کرده گفته بود آنقدر از دست دخترش عصبانی بوده که او را از پنجره به بیرون پرت کرده است.
او در این جلسات گفته بود: درگیریهایی که با لاله داشتم من را خسته کرده بود. زمان حادثه چون شیشه هم کشیده بودم اصلا حالم خوب نبود و عادی نبودم. دخترم را بالای سرم بلند کردم و در حالی که داشت گریه میکرد گفتم لاله جان من را ببخش و بعد او را از پنجره به بیرون پرت کردم.
متین حالا درباره اعترافات قبلیاش این طور توضیح میدهد: من این حرفها را قبول ندارم. اگر هم گفتهام اشتباه است. من آنقدر دخترم را دوست داشتم که به خاطر او هرکاری میکردم. چطور میتوانستم او را بکشم. من او را نکشتم و این اتهام را رد میکنم. با اینکه لاله به خاطر زیبا خیلی با من بدرفتاری میکرد و پرخاشگر بود و نمیخواست زیبا را به عنوان همسر من قبول کند، اما هیچ وقت او را اذیت نکردم و قتل هم کار من نبود. مرگ لاله یک حادثه بود. شاید بتوان گفت من در نگهداری از او سهلانگاری کردم، اما او را نکشتم و دلیلی هم برای این کار نداشتم. من خیلی بیشتر از مینا، لاله را دوست داشتم و خیلی دلسوزتر بودم. یک بار به همسر اولم گفتم بیا برای دو هفته لاله را پیش خودت ببر. گفتم مشکل دارم و نمیتوانم او را نگه دارم. پول کلانی از من خواست تا بچه را پیش خودش نگهدارد.
او از همان اول هم زن مادیگرایی بود و میخواست من را اذیت کند و هر چه دارم بگیرد. حالا هم به همین دلیل از من شکایت کرده است و من گفتههایش را قبول ندارم چون خیلی بیشتر از مینا دلم برای لاله میسوخت.
اقرار به قتل
سیدرضایی، نماینده دادستان تهران که از کیفرخواست علیه متین دفاع کرده است میگوید: مدارکی که در پرونده وجود دارد نشان میدهد این مرد قبل از این که دخترش را از پنجره به بیرون پرت کند با او درگیر شده است یکی از همسایهها این درگیری را تائید کرده و گفته است صدای مشاجره را شنیده و به سراغ آنها رفته، اما متین توجهی به او نکرده است و بعد از چند دقیقه هم صدای جیغ لاله را شنیده و بعد متوجه شده این دختر از پنجره به پایین پرت شده است.
متهم در جلسات بازجویی هم چند بار به قتل دخترش اقرار کرده و انگیزه خود را فشارهای ناشی از جدایی و فشار زندگی عنوان کرده است. او صحنه جنایت را هم بازسازی کرده و جزئیات را هم توضیح داده است.
به گفته نماینده دادستان، این حادثه یک سال پیش اتفاق افتاد و مطابق گزارش پلیس و مدارکی که از محل قتل جمعآوری شده، گفتههای شاهدان، اعترافات متهم و سایر مدارک که در پرونده بازتاب داده شده متهم مرتکب قتل عمدی دخترش شده است. سیدرضایی میگوید: البته باید تاکید کنم پزشکی قانونی هم متهم را مورد معاینه قرار داده و سلامت روانش تائید شده است، بنابراین مسئول اعمال خود است و از نظر دادسرا این مرد در قتل عمد دخترش متهم است و از دادگاه درخواست صدور حکم قانونی را کردهایم.
درخواست اشد مجازات
مادر لاله که تنها ولیدم پرونده است، میگوید: نمیتواند برای شوهر سابقش درخواست اشد مجازات کند. مطابق قانون نمیتوانم برای متین درخواست قصاص کنم، چون او پدر لاله است و در صورتی که پدر مرتکب قتل فرزند شود نمیتوان برای او درخواست قصاص کرد، هرچند معتقدم او هیچ وقت برای دخترش پدری نکرد و در نهایت هم او را کشت، اما تنها راه موجود این است که برایش درخواست اشد مجازات کنم.
این زن میگوید: متین خیلی من را اذیت میکرد. معتاد شده بود و به هر روشی که میشد مرا آزار میداد. آخرین کارش هم این بود که دخترم را از من جدا کرد. او نمیخواست من و لاله پیش هم باشیم. هر دوی ما دوست داشتیم کنار هم باشیم، اما او ما را جدا کرد و من هم مجبور شدم قبول کنم.
او در مورد این که چرا کم به دیدار دخترش میرفت میگوید: هر وقت میتوانستم به دیدن لاله میرفتم. متین جلوی ملاقاتهای ما را میگرفت و خیلی وقتها من مخفیانه دخترم را میدیدم. خیلی وقتها با هم تلفنی صحبت میکردیم و او برایم از رفتارهای پدرش میگفت. من هم نمیتوانستم کاری بکنم.
این زن میگوید از مجازات قاتل فرزندش نمیگذرد: دخترم تنها کسی بود که در زندگی داشتم و میدانم متین برای آزار دادن من او را کشت و حالا باید تقاص کارش را پس بدهد. من تا زمان مجازات متین این پرونده را دنبال میکنم.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: