در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلیها تصور میکردند این دختر معلول با وضع جسمانیای که دارد به هیچ وجه نمیتواند از پلههای برج میلاد بالا برود، اما دختر مشهدی تردیدی به خود راه نمیداد. خیلیها با پا پلههای برج میلاد را طی کرده بودند، اما ماهانا 1866 پله برج را با دست بالا رفت و رکورد بزرگی را به جا گذاشت.
پیش از او ورزشکاری به نام «مهدی حب درویش» که رکورددار روپایی زدن است پلههای «میلاد» را در حال روپایی زدن با توپ پینگپنگ بالا رفته و همه نگاهها را خیره کرده بود، اما اینکه دختری معلول دست به چنین کاری بزند حیرتآور به نظر میرسید.
عقربهها روی ساعت 11 و 30 دقیقه ایستاده بود. همه چیز آماده بود. عکاسان و خبرنگاران، مسئولان برج میلاد و تیم پزشکی. ماهانا دستهایش را روی اولین پله گذاشت. کمی مضطرب به نظر میرسید. دل توی دلش نبود و میخواست هر چه زودتر صعود خود را شروع کند. رکوردشکنی بزرگ باید انجام میشد. دوربینها ورزشکار معلول مشهدی را نشانه رفته بودند.
«زمانی که به آخرین پله رسیدم قلبم بشدت میتپید و حسابی هیجانزده بودم. خوشحالی آن روز هرگز از خاطرم نخواهد رفت. من دست به کاری بزرگ زده بودم خیلیها به من گفته بودند وسط راه کم میآورم و نمیتوانم پلهها را تا آخر بالا بروم
ماهانا با کشیدن نفسی عمیق کار خودش را در مقابل تماشاچیانی که او را با نگاه بدرقه میکردند، شروع کرد. در حالی که خیلیها تصور میکردند این دختر مشهدی موفق به انجام چنین کاری نخواهد شد، او از 1866 پله به زحمت و با تلاش بسیار بالا رفت و توانست صدای موفقیت خود را به گوش همه کسانی که باورش نداشتند برساند و فریاد بزند «خواستن توانستن است». این کار جامی به همه معلولانی که پای برج نظارهگر پلهنوردی او بودند ثابت کرد معلولیت سدی در مقابل پیشرفت نیست و آنها اگر اراده کنند هیچ چیز نمیتواند مانعشان بشود.
رکوردشکنی بدون استراحت
«زمانی که به آخرین پله رسیدم قلبم بشدت میتپید و حسابی هیجانزده بودم. خوشحالی آن روز هرگز از خاطرم نخواهد رفت. من دست به کاری بزرگ زده بودم خیلیها به من گفته بودند وسط راه کم میآورم و نمیتوانم پلهها را تا آخر بالا بروم». این را ماهانا میگوید و ادامه میدهد: «پرستاری که همراهم بود گفته بود هر ده یا 15 دقیقه میتوانم استراحت کوتاهی داشته باشم و بعد حرکت خود را ادامه بدهم.» اما دختر معلول سرسختتر از این حرفها بود. ماهانا تمام پلهها را بدون حتی یک دقیقه توقف و نفسگیری بالا رفت چراکه قصد داشت زمان کمتری را از دست بدهد. او در مدت زمان یک ساعت و 49 دقیقه موفق شد خودش را به آخرین پله برساند. ماهانا برای این صعود ماجراجویانه اول دستهای خود را روی هر پلهای قرار میداد و بعد پاهایش را به دنبال خود میکشید.
دختر مشهدی که امروز پر از انرژی و روحیه است به گفته خودش در سیزده سالگی کلمه «هرگز نمیتوانم» ورد زبانش بود: «اما بالاخره یک روز به خودم آمدم و فکر کردم نمیتوانم تا همیشه به خاطر معلولیت از دو پایم دست به هیچ کاری نزنم و گوشهگیر باشم». از آن به بعد شعار او تغییر کرد:«من میتوانم».
پیشامد ناگوار
ماهانا جامی برای توانستن تلاش بسیاری کرد. او نمیخواست بقیه عمرش را در گوشهای از خانه بنشیند و در انزوا به سر ببرد. این بود که برای تغییر روند زندگی روزمرهاش به شنا روی آورد. او با این ورزش قدرت دستهایش را بالابرد و از طرفی تمرینهای ویژهای هم با ویلچرش انجام میداد تا به مشکلاش غلبه کند. مشکلی که در دو سالگی بر زندگی شیرین کودکانه او سایه انداخت.
ماهانا توضیح میدهد: «تا دو سالگیام همه چیز خوب بود. مثل بچههای طبیعی دیگر بودم، اما یک روز به علت تب بالای بدنم، خانوادهام مرا بسرعت به بیمارستان بردند. آنها به هوای بهبود شرایطم راهی بیمارستان شدند غافل از این که حادثه غیرمنتظرهای در بیمارستان انتظارم را میکشد.»
آن روز پزشک بر اثر سهلانگاری به اشتباه آمپولی به ماهانا تزریق کرد و همین موضوع باعث شد دختر مشهدی قدرت پاهایش را از دست بدهد. او حالا 29 سال دارد و سالهای زیادی است که با همین شرایط به زندگی تن داده او گرچه تا سیزده سالگی از شرایط خود نگران بود، اما پس از مدتی تصمیم گرفت تا از خودش ماهانای دیگری بسازد: «خیلی ها میگفتند ماهانا نمیتواند، کم میآورد، از کارش منصرف خواهد شد، اما گوش من بدهکار این حرفها نبود. برای این کار خودم را از قبل آماده کرده بودم و هیچ چیز نمیتوانست مانع ارادهام بشود».
پرواز با ویلچر
ماهانا از میان همه ساختمانها برج میلاد را برای پلهنوردیاش انتخاب کرد چراکه به نظرش این همان شاخ غولی بود که باید آن را میشکست. قبل از حرکت ماهانا، مهدی مهدوی کیا در محل رکوردزنی حضور پیدا کرد و به ماهانا قوت قلب داد و تکرار کرد او حتما میتواند این کار را بخوبی انجام بدهد. از طرفی خیلی از دوستان معلول ماهانا، او را برای این رکوردشکنی تشویق کردند.
ماهانا با دلگرمی و ارادهای بالا کارش را شروع کرد و گرچه در میان راه کمی خسته به نظر میرسید، اما اجازه نداد تسلیم خستگی شود .
به همین خاطر نفس عمیقی میکشید و از نو حرکتش را شروع میکرد. ماهانا جامی در این باره میگوید: «من اگر اراده کنم کاری را انجام بدهم حتما میتوانم و هیچ چیز نمیتواند مانعم بشوم. در برج میلاد هم پلهها تعدادشان زیاد بود و هر از گاهی دستهایم خسته میشد، اما با خودم تکرار میکردم که دیگر چیزی به پایان راه نمانده و بالاخره موفق شدم شاخ غول را بشکنم و به همه کسانی که معلولان را باور ندارند ثابت کنم ما هم میتوانیم». ماهانا زمانی که به پله 1866 رسید کمی فشارش پایین آمد، اما پزشکان همراه او با بالا بردن قند خونش وضع او را به شرایط طبیعی بازگرداندند. حالا این رکورددار مشهدی قصد دارد در آیندهای نهچندان دور رکوردهای بزرگ دیگری هم به نام خودش به ثبت برساند.
او میخواهد اینبار با ویلچر و چتر از برج میلاد پرواز کند، میگوید: «من موفق خواهم شد شک نکنید، باید تمرین کنم و ارادهام را از دست ندهم».
الینا حسنزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: