مدیریت رهبری ،

مهم‌ترین عامل آفرینش حماسه 9 دی

حوادثی که در روز 9 دی پدید آمد، ماهیت اصلی جریان فتنه را که همان تقابل با دین و آموزه‌های فرهنگ شیعی است، نشان داد. اما به یقین این‌گونه حرمت‌شکنی‌ها ناگهانی صورت نمی‌گیرد و باید علل آن را در سال‌های ماقبل آن جستجو کرد.
کد خبر: ۵۲۶۱۶۵

آنچه در این میان، مهم و حائز اهمیت است نوع برخورد و مدیریت رهبر معظم انقلاب در فتنه 88 و تاثیر آن مدیریت در خلق حماسه 9 دی است؛ حماسه‌ای که در تاریخ ماندگار شد و هیچ‌گاه غبار بر آن نخواهد نشست.

محور گفت‌وگوی ما با عباس سلیمی نمین تاریخ‌نگار و تحلیلگر سیاسی همین موضوع است که در پی می‌آید.

در آستانه سومین سالگرد حماسه 9 دی قرار داریم.‌ تحلیل و اظهارنظرهای بسیاری در این ارتباط مطرح شده، اما یکی از مهم‌ترین موضوعات نوع مواجهه رهبر معظم انقلاب با فتنه 88 و تاثیر مدیریت ایشان در خلق چنین حماسه‌ای است. نظر شما در این رابطه چیست؟

مسائل پیچیده سیاسی مانند فتنه سال 88‌ پارامترهای مختلفی دارد و گاه حتی تشخیص آن برای صاحبنظران هم بسیار دشوار می شود. وقتی ما از فتنه سخن می‌گوییم یعنی این‌که در ارتباط با آن مقوله یک عامل سهیم نیست، بلکه خطاهای مختلفی در آن دخیل بوده است و قطعا برخی افراد، زمینه این موضوع را در صف خودی هم ایجاد کرده‌اند و این‌گونه نیست که در این قضیه همه مسائل و خطاها در یک طرف خلاصه شده و طرف دیگر مصون از اشتباه باشد. در این شرایط نیازمندیم بستری ایجاد کنیم که آن بستر زمینه تعامل، تفکر و اندیشه را فراهم آورد، یعنی زمینه‌ای که همه افراد دخیل بتوانند حرف‌های خودشان را بزنند و امکان شنیده شدن حرف‌هایشان برای دیگران وجود داشته باشد تا قدرت تمییز و تشخیص به وجود آید. در ارتباط با مسائل بعد از انتخابات سال 88 رهبری تلاش کردند همه افراد درگیر در عرصه انتخابات بتوانند حرف‌های خودشان را بزنند، لذا خودشان از آن افراد دعوت به عمل آوردند و نمایندگان آن افراد را به حضور پذیرفتند و مراحل مختلف طی شد که اگر حرفی و سخنی برای بیان وجود دارد شنیده بشود که این بسیار حائز اهمیت است که رهبری تمام این فرصت‌ها را ایجاد کردند تا جامعه مقداری با شنیدن حرف‌های همه گروه‌ها جمع‌بندی مناسبی نسبت به موضوع داشته باشد.

متاسفانه برخی عوامل از ابتدا عملکردشان متناسب با فتنه نبود. یعنی در این مسیر قرار نگرفتند که مساله پیچیده تجزیه و به اصطلاح حل بشود. ما امروز در سالگرد حماسه 9 دی زمانی که موضوع را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم وقتی ما موضوع را به جامعه و مردم واگذار می‌کنیم، مشی جامعه بسیار کارگشاست و این معادلات پیچیده را حل می‌کند و به خشونت متوسل نمی‌شود و قدرت آرام را به صحنه می‌آورد و این قدرت نرم مردمی است که به فتنه پایان می‌دهد نه ابزار زور و تندخویی. نوع حضور رهبری و برخورد صبورانه و آرام تاثیرگذار است، برخلاف برخی دوستان که قدرت فیزیکی را تاثیرگذار می‌دانستند. برخورد بعضی دوستان زمینه مظلوم‌نمایی و حق به جانب شدن عوامل تاثیرگذار فتنه را بیشتر می‌کرد و این خیلی مناسب نبود.

همه سیاسیون باید مشی مردم در سال 88 را سرلوحه کار خود قرار بدهند و همین رویکرد را در عاشورای سال 57 هم می‌بینیم.

در همان مقطع زمانی رهبری تلاش زیادی برای سیاست جذب حداکثری داشتند، اما برخی افراد و گروه‌های سیاسی بدون توجه به خواست ملت و رهنمودهای رهبری فضا را به سمتی بردند که به حذف خودشان از آینده سیاسی کشور منجر شد. به عقیده شما چرا فرجام کار برخی شخصیت‌ها با وجود تلاش‌های بسیار رهبری به‌اینجا ختم شد؟

دلسوز انقلاب و نظام باید ابتدا سعی کند فرد خاطی را به درون نظام برگرداند و بکوشد خطای او اصلاح بشود. اما برخی عناصر، درست برعکس این موضوع عمل می‌کردند و این موجب می‌شد تدبیر و سیاست رهبری که همان جذب حداکثری بود خیلی نتیجه‌بخش نباشد. هرچند یک سوی این موضوع افرادی بودند که نمی‌خواستند برغرور خودشان پا بگذارند و نظرات مثبت را بپذیرند، اما همان‌طور که عرض کردم همه قضیه این نبود. مواضع تند برخی افراد و به زندان فرستادن بعضی‌ها باعث مظلوم‌نمایی طرف مقابل و عدم تاثیرگذاری برخی تدابیر مناسب رهبری بود و این باعث شد افراد خاطی در موضع خود پایدار شوند و حتی آنها را به لجاجت و عناد بیشتری سوق دهد.

در هشت ماه فتنه ما شاهد بودیم بسیاری از شخصیت‌ها و طیف‌های سیاسی در کنار رسانه‌های خارجی سعی در تخطئه و تخریب جایگاه ولایت فقیه و شخص رهبری داشتند، در حالی که مردم در 9 دی همان سال به دفاع تمام‌قد از رهبری پرداختند. به نظر شما چرا این دسیسه‌ها موثر نیفتاد و مردم همچنان در حمایت و دفاع از رهبرشان پایدار ماندند؟

چند مساله در آن قضایا برای مردم روشن شد. یکی این‌که رهبری در ارتباط با زیاده‌خواهی یک جریان سیاسی محکم ایستاده‌اند و هرگز از مسیر درست نظام و انقلاب کوتاه نمی‌آیند. خب این بسیار مهم است ومردم این مسائل را بخوبی می‌بینند. برای همه روشن بود اگر رهبری نمی‌ایستاد این رویه باطل و نادرست برای همیشه جا می‌افتاد و معلوم نبود چه بر سر انقلاب می‌آمد. موضوع دیگر این بود که مردم دریافتند موضوعات اینچنینی و بهانه‌گیری‌ها و درگیری‌های مفرط انتخاباتی برخی افراد، ورودی است برای هجمه به اصل مبانی انقلاب و از جمله ولایت فقیه و مردم به پای ولی فقیه ایستادند. همچنین مردم دیدند عده‌ای می‌خواهند یکی از اصول انقلاب اسلامی ما را که همان مبارزه و مقابله با استکبار و زورگویان جهانی است زیر پا بگذارند و به جای آن با کمک و حمایت آنها می‌خواهند نظام و کشور را به ورطه نابودی بکشانند، این هم یکی دیگر از عواملی بود که باعث شد مردم در دفاع و حمایت از ولایت فقیه ایستادگی کنند. به هر روی مردم دیدند مشکل معترضان به نتیجه انتخابات، تنها بحث آرا نیست؛ بلکه مشکل آنها اسلام و مبانی نظام اسلامی است.

وجوه مشترکی را می‌توان در رفتار رهبر معظم انقلاب با حضرت امام(ره)‌ دید. نوع عملکرد رهبری تا چه میزان نزدیک به مبانی الگوی رفتار مدیریتی حضرت امام(ره)‌ است؟

اتفاقاتی که در طول سه دهه اخیر افتاده باهم بسیار متفاوت است، چراکه شرایط حاکم بر فضای سیاسی در هر مقطع متفاوت است، مثلا ما نمی‌توانیم فتنه 88 رابا غائله بنی‌صدر تطبیق بدهیم، هرچند نوع واکنش رهبر معظم انقلاب در بسیاری از جهات در طول رهبری ایشان با حضرت امام(ره)‌ شبیه است. ما پیش از سال 88 این تجربه را نداشتیم که عده‌ای از کارگزاران سابق نظام، بستر و زمینه را برای بیگانه فراهم کنند و این سختی و پیچیدگی غائله سال 88 را می‌رساند و در پی آن سختی کار رهبر معظم انقلاب. موضوعاتی مثل بنی‌صدر و آقای منتظری هیچ‌گاه شبیه آنچه در سال 88 اتفاق افتاد، پیچیده و لاینحل نبود. بررسی رفتار و مواضع رهبر معظم انقلاب در طول سال‌های زعامت ایشان بر کشور نشان می‌دهد بسیاری از رفتارهای ایشان الگوبرداری از رفتار حضرت امام(ره)‌ بوده است. در ارتباط با مسائل پیچیده، امام(ره)‌ این مشی را داشتند که جامعه فرصتی برای اندیشیدن، تامل کردن نسبت به موضوع پیداکند و بتواند با فراغ بال جبهه حق و باطل را تشخیص دهد. رویه رهبر معظم انقلاب هم دقیقا همین‌گونه بود.

موضوع درستی که شما هم به آن اشاره کردید، سیاست جذب حداکثری رهبر معظم انقلاب بود که آن هم الگوبرداری از رفتار حضرت امام(ره)‌ بود، به گونه‌ای که امام(ره)‌ در موضوع بنی‌صدر حدود یک سال تحمل و بعد نظر خود را اعلام می‌کردند. میزان تحمل، بردباری و سعه صدر حضرت امام(ره)‌ باعث می‌شود برخی نزدیکانشان بر ایشان خرده بگیرند. اما این فشارها باعث نشد ایشان فرصت لازم را برای جامعه ایجاد نکنند. خوشبختانه مشی رهبری دقیقا همان مش و روش حضرت امام(ره)‌ است که می‌توان موارد و مصادیق بسیاری را برای آن ذکر کرد.

محمد اسماعیلی - جا‌م‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها