معنای این سخن آن بود که دستکم در خانه پانزده بیستدرصد ایرانیها نسخهای از آن پیدا شود و واقعیت آن بود که حتی یک درصد افراد جامعه کتابخوان (نه کل اتباع ایران) نام کتاب را هم نشنیده بودند؛ چه رسد به آن که تهیه کرده و خوانده باشند! آن فرد با این ادعا افزون بر کاغذ دولتی، از یک مرکز دولتی هم پاداشهایی دریافت کرده بود. در این ماجرا آنچه غیرقابل تردید بود، دریافت دهها هزار بند کاغذ دولتی بابت چاپ خیالی کتاب مذکور در این تیراژ استثنایی و دریافت پاداش از یک مرکز دولتی بابت این اقدام بود!
2ـ
چند سال پیش، آقایی مدعی بود که خدمت بزرگی به موضوع کتابخوانی کرده است و از چاپ و توزیع هزاران جلد کتاب ارزشمند دم میزد. او مدعی بود که در وانفسای توزیع کتاب و مشکلات این بخش، شیوه جدیدی برای توزیع ابداع کرده است. با توضیح بیشتر معلوم شد برخی آثار سعدی، حافظ، مولوی و ... را با کاغذ و جلد گرانقیمت چاپ کرده و به چند برابر قیمت تمام شده با بهرهگیری از روش شرکتهای هرمی توزیع نموده است! به دیگر سخن، یک شرکت هرمی راه انداخته بود که به جای پلاک طلا، کتاب دست به دست میکرد! حالا مدعی کمک به رونق کتابخوانی بود و جایزه میطلبید!3ـ
سالها پیش، در دوران طاغوت، چیزی داشتیم به نام «بلیت بختآزمایی»، بلیت بختآزمایی طرفداران زیادی داشت. بیشترین مشتری آن را افراد ضعیفی تشکیل میدادند که به امید واهی کسب ثروت یک شبه، دارایی نقد و موجود خود را صرف خرید اوراقی میکردند که پس از قرعهکشی به سطل آشغال سپرده میشد! از بین دهها خریدار اوراق قرعه، معدودی به ثروت بادآورده میرسیدند، ولی در واقع بلیت بختآزمایی فقط برای متولیانش منبع درآمد خوبی بود. با توجه به درآمدزایی انواع «لاتاری» و «بختآزمایی» و از آنجا که نظام جمهوری اسلامی اساسا با این روشها مخالف است، هر از گاه شاهد بروز و ظهور انواع مختلف آن با شکل و شمایل متفاوت هستیم.اما آنچه موجب تعجب میشود، مشارکت برخی مراکز دولتی و نهادهای عمومی در چنین طرحهایی و دادن پاداش از بیتالمال به این موارد است. چگونه میتوان پذیرفت در شرایطی که برخی مراکز دولتی مبالغ زیادی به طرحهای اصولی توسعه کتابخوانی و ناشران آثار ارزشمند بدهکارند، اقداماتی جهت حمایت از کتابسازیهایی صورت گیرد که با روش بختآزمایی و لاتاری در پی کسب درآمد برای مجریان خود هستند و هیچ تاثیری هم در توسعه هدفمند کتابخوانی نخواهند گذاشت.
چقدر خوب است دستاندرکاران حوزه فرهنگ به جای توجه به ظاهر امور و شعارهای افراد، به عمق و ریشه فعالیتها و نتایجی که از آنها حاصل میشود، بیندیشند. حمایت از کتابسازی، نهفقط دردی از کتابخوانی درمان نمیکند، آثار عمیق ضدفرهنگی به جای خواهد گذاشت و ترویج قرعه و دل بستن به بختآزمایی جز فلاکت و عقبماندگی به دنبال نخواهد داشت.
لااقل نگذاریم حوزه فرهنگ آلوده این مسائل شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم