در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که محمد در پیمودن یک مسیر عاشقانه دچار ضعف و سستی بوده و نتوانسته خواستهاش را به زبان بیاورد. با هر برداشتی که این سریال را بررسی کنیم، چیزی از بار عاشقانه قصهاش کم نمیشود. در هرصورت تقابل آشکار دو جور دوست داشتن و دلدادگی را در تمام لحظات سریال میتوانیم ببینیم. عشق خامی که نمایندهاش رامین است و عشق سازنده و ارتقادهندهای که محمد منصوری نمایندگیاش میکند. رامین به عنوان یک انسان خودخواه، عجول و منفعل، سلامت روحی ندارد و بههمین دلیل نمیتواند حس عاشقانه سالمی از خودش بروز دهد. او دچار هیجانات زودگذری میشود که نتیجهاش قهروکینه و جدایی است، اما از آن طرف محمد صبر پیشه میکند و به خواستهاش میرسد و... .
سریال «در پناه تو» که هماکنون از شبکه آیفیلم درحال پخش است، این پرسش را در ذهن زنده میکند که چرا روند ساخت سریالهای عاشقانه در تلویزیون ادامه پیدا نکرد؟ سریالهای عاشقانه تلویزیون محدود به چندنمونه انگشتشمار مثل فاصلهها، میوه ممنوعه، شیدایی و... میشود که تازه آنها نیز هرکدام جلوههای نصفه و نیمهای از عشق و دلدادگی را نشان دادهاند. در ادبیات ایرانی قصه عشق و شیفتگی هر بار لحظات باشکوهی را رقم زده است؛ به طوریکه اگر واژه «عشق» را از شعر بسیاری از شاعران حذف کنیم چیز زیادی باقی نمیماند. اما با این حال این حس زیبا نمود چندانی در آثار تصویری ما نداشته است. این درست که شعرا از زبان استعاره استفاده میکنند و در حوزه نوشتاری دست مولف بازتر است؛ ولی مساله این است که کارگردانهای ما در همان حد مجاز و پذیرفته شده و متعارف نیز به موضوع روابط عاشقانه انسانها نپرداختهاند. یکی از این پرسشهای متعارف این است که ازدواج عاشقانه چگونه محقق میشود و چطور میتوان حس دوست داشتن را در زندگی استمرار بخشید؟ با تکیه بر همین پرسش بهظاهر ساده میتوان دهها و صدها سریال تولید کرد. ولی نویسندگان و کارگردانهای ما تا بهحال یا حوصله پاسخ دادن به این پرسش را نداشتهاند یا آنقدر از ممیزیها ترسیدهاند که عطای آن را به لقایش بخشیدهاند.
احسان رحیم زاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: