در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این «ملاحظه کارگرها» را که گفت، دیگر حواسم از حرفهایش پرت شد، فکر کردم چه اسمی میشود برای این رفتار گذاشت. او غرق حرفها و توصیف موفقیتها و ابعاد کارخانه و تعداد کارگرهایش بود و من به اسم فکر میکردم. در نهایت به نظرم رسید که میشود اسمش را گذاشت «حیای پولدار بودن»، خوب این هم یک نوع حیا است!
این حیای پولدار بودن، حیای لازم و گمشدهای که حالا نیست، کافی است سری به خیابانها بزنید تا نبودش را خوب احساس کنید0 دمدستیترین نمونهاش، غرش بنز و ب.ام.و و پورشههای نیم میلیارد تومانی در خیابانها، حتی خیابانهای پایین شهر است. انگار حالا در این زمانه، پولداری و مرفه بودن با تفاخر و به نمایش گذاشتن و حتی دل سوزاندن، گره خورده باشد. انگار خوشی زیر دل زده باشد، پیمانه خوشیهای شخصی پر شده باشد و خوشی جدیدشان، نشان دادن خوشیهای خود به بقیه شده باشد.
انگار هرچه چرخ سنگین زندگی گرده پایینتر را میفشارد و میخراشد، یک عده از بالاییها بیشتر تحریک میشوند که مایهداریشان را به رخ بکشند و تبلیغ کنند، آن هم در متظاهرانهترین و تابلوترین شکل ممکن! اما انگار بعضیها یادشان میرود که بیحیایی دل سوزاندن، تاوان دارد.
بهمن هدایتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: