در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای رفع چنین نقیصهای از دست والدین کاری برنمیآید. اینجا آنها هستند که باید آموزش ببینند؛ آموزشی که درکش برای آنها نهتنها راحت نیست که انسان بویژه وقتی پا به سن میگذارد، چندان دوست ندارد اعتراف کند چیزهایی را نمیداند. مخصوصا چیزهایی که جوانان و حتی بچهها براحتی آنها را آموخته و میدانند. نمیدانم سریال «مدرسه مادربزرگها» را به خاطر دارید یا نه. آنجا برای متقاعدکردن خانمهای میانسال و سالمند محله به لزوم یاد گرفتن سواد خواندن و نوشتن، معلم مدرسه کلی به زحمت افتاده بود. امروز هم همین موضوع اما در شاخههای دیگر دیده میشود.
در جوامع امروزی، رسانهها باید کارکردی فراتر از سرگرم کردن بینندهها داشته باشند، رسانهها باید فرهنگسازی کنند و آموزش دهند. بخشی از آن هم آموزش همین فناوریهایی است که جوانترها مثل آب خوردن، سهل و راحت با آنها کار میکنند و وجوه مختلفش را میکاوند.
شاید خیلی از ما تعجب کنیم اگر بفهمیم مادربزرگمان نمیتواند یا حتی میترسد با کارت بانکیاش از عابربانک پول بگیرد، اما این واقعیتی است که باید آن را درک و برای رفعش اقدام کرد. علاوه بر رسانهها، نهادهای اجتماعی دیگر هم مسئولیتهایی به عهده دارند. سیستم آموزشی کشور، شهرداریها، فرهنگسراها و سراهای محله و حتی پایگاههای مساجد مکانهایی هستند که میتوانند این آموزشهای ضروری را به میانسالان و سالمندان ارائه دهند. از مزیتهای این مراکز همین بس که جمعی همسن و سال با مشکلی مشترک گردهم میآیند، به همین دلیل خجالت کشیدن کمرنگ میشود و آموزشها به افراد همسن و همسطح ارائه نتایج بهتری دریافت میشود. تجربه چنین کارهایی در کشور کم نیست؛ از نهضت سوادآموزی تا آموزش سبک و شیوههای نوین زندگی، پس میتوان از تجربهها برای آموزش نقش فناوریها در زندگی امروز هم کمک گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: