دیدگاه

چندی است که هیات حاکمه امریکا جنگ روانی فشرده ای را به منظور ایجاد بسترها و تمهیدات لازم برای تهاجم نظامی علیه مخالفان نظام سلطه جهانی به راه انداخته که در سخنرانی سالانه بوش هم منعکس شده است
کد خبر: ۵۲۴۹
حال باید دید چه عواملی در ترسیم سیاست کاخ سفید دخالت داشته است و بعلاوه چه فرضیه هایی در شناخت و تجزیه نگاه خصمانه و ستیزه جویانه کاخ سفید امریکا وجود دارد.دولت امریکا در مبارزه اعلام شده علیه تروریسم ، از برنامه ریزی برای ورود به یک جنگ دراز مدت خبر می دهداین جنگ به ظاهر ابعاد وسیعی دارد. اکنون ظرفیت های نظامی امریکا در حمله به افغانستان ارزیابی شده است دولت بوش برای آغاز حملات خود به افغانستان از شهریور ماه تا زمان حمله ، نزدیک به دو ماه به تدارک و فراهم کردن امکان تهاجم پرداخت.ارزیابی های اولیه نشان می دهد که این حجم از حملات ، نیازمند برخورداری از ظرفیت پروازی صدها جنگنده و بمب افکن )به همراه اسکادران های پوشش هوایی ( است . با این همه ، زمانی که برای تسلیم و فرار طالبان صرف شد، اساسا با حجم عملیات انجام شده انطباق ندارد. با نگاهی به توانایی های دفاعی افغان ها و اهدافی که در افغانستان بمباران شد و این واقعیت که نیروهای هوایی امریکا و انگلیس با هیچ مانعی مواجه نبودند، عملیات نظامی در افغانستان از سوی این قدرتها عملیاتی ناموفق بود. اضافه کردن حجم وسیع موشکهای دوربرد به کار رفته در حملات و عدم کارآیی این تجهیزات در تامین هدفهای طراحی شده نیز تاکیدی است بر ناموفق بودن عملیات نظامی در افغانستان . بنابراین امریکایی ها برای انجام جنگهای بزرگتر با کشورهایی که ساختار منسجم نظامی و تجارب جنگهای طولانی کلاسیک دارند، با دشواریهای بزرگی رو به رویند.در جنگ دوم خلیج فارس ، ائتلاف تحت هدایت سازمان ملل به رهبری امریکا، مقدورات نظامی خود را روانه منطقه کردند. زمان شکل گیری این ائتلاف بسیار طولانی تر از تدارک برای حمله به افغانستان بود. حجم نیروها و تجهیزات به کار رفته علیه عراق در آن جنگ با استفاده از توانایی های کشورهای مختلف شکل گرفت که دهها برابر تجهیزاتی است که علیه افغانستان به کار رفت. تاکتیک ائتلافضد عراق همانند روشی که در افغانستان اعمال شد، بمباران و موشک باران وسیع مراکز مختلف در خاک عراق بود. این حجم از تهاجم بیش از40 روز ادامه یافت ؛ اما در نهایت منجر به سرنگونی رژیم عراق نشد. رهبران ائتلاف بعدها اعلام کردند که هدف اصلی آنها آزاد سازی کویت بوده است نه سرنگونی رژیم صدام حسین . با این حال موضوع عراق به عنوان یکی از مهمترین بهانه های ممکن برای ادامه بحران در خاورمیانه ، در برنامه های امریکا باقی ماند.نکته حایز اهمیت این است که ناظران سیاسی بر این اعتقادند که ایجاد ائتلافی نظیر آنچه که در1990 شکل گرفت ، در شرایط کنونی محال است و ارتش امریکا با اوضاعی که اکنون در منطقه حکمفرماست ، توانایی اداره یک جنگ بزرگ را علیه کشورهایی نظیر عراق ندارد.تجربه جنگ بالکان و حملات وسیع هوایی و موشکی ناتو به یوگسلاوی و پرهیز از توسعه جنگ از طریق به کارگیری نیروهای پیاده و تسخیر اهداف جغرافیایی و آثار و نتایج برجای مانده از آن نیز گویای حاکمیت نگاه مورد اشاره در استراتژی نظامی غرب به رهبری امریکاست.این سناریو درباره عراق ناتمام مانده است و جورج دبلیوبوش به دنبال اتمام برنامه های پدر، درصدد تهاجم به عراق است ؛ اما عراق که در جنگ نخست نه تنها انسجام ساختار سیاسی خود را از دست نداد؛ بلکه چارچوب توانایی های نظامی او نیز آسیب زیادی ندید، اکنون پس از12 سال در مرحله ای قرار دارد که می تواند متفاوت با واکنش یوگسلاوها، خاورمیانه را بسرعت با بحران جدی مواجه کند، بویژه این که مواضع اعراب با آنچه که در جنگ گذشته وجود داشت، تغییراتی اساسی یافته است بنابراین امریکا در جنگ احتمالی خود با عراق ، منطقه را با یک بحران عظیم مواجه می کند.کنترل این بحران ها و فایق آمدن بر آن ، نیازمند برنامه ریزی گسترده و مدیریت فوق تصور است . این گمانه ها بی شک در برآوردهای استراتژیک کارشناسان غربی لحاظ خواهد شد؛ لذا تصمیم برای حمله به عراق کاری بسیار دشوار در طراحی عملیاتی سیاست خارجی امریکاست.با وجود چنین شرایطی ، تهدیدات امریکا علیه ایران رنگ می بازد تصور اولیه از وجود احتمالی چنین سناریویی برای ایران که در ابعاد گوناگون برتری های استراتژیک نه تنها نسبت به عراق ، بلکه نسبت به کلیه کشورهای منطقه دارد، امری است بسیار پیچیده که تهدیدهای امریکا را علیه ایران در سطح یک حرکت تاکتیکی و روانی متوقف می کند.وجود ظرفیت های تاثیرگذار و باز دارنده نظامی در ایران و امکانبازدارندگی با استفاده از سلاحهای متعارف که هر معادله ای را می تواند در منطقه و خارج از آن بر هم زند، سیاست های ستیزه جویانه امریکا را با تصمیم های دشواری رو به رو می کند.آغاز جنگ با ایران ، بی گمان به مثابه آغاز یک جنگ صلیبی با جهان اسلام خواهد بود و دامنه آن می تواند بسیاری از سرزمین های اسلامی از افغانستان ، پاکستان تا آسیای مرکزی ، قفقاز، ترکیه ، عراق ، خلیج فارس و بخشهای مهمی از اروپا را دربربگیرد. در صورت صحت چنین فرضیه ای ، غربی ها نمی توانند یک جنگ طولانی را تدارک ببینند؛ چرا که این جنگ به دلیل شرایط جغرافیایی سیاسی و استراتژیک ایران و مقدورات نظامی و پشتوانه های بزرگ مردمی و اعتقادی ، به جنگی طولانی تبدیل خواهد شد. اگر دنیای غرب خواهان چنین تجربه ای است ، بهای آن بسیار سنگین و آثار و تبعات آن فراگیر و جهانی خواهد بود.در این بحث ، دلایل و ریشه های اقدام سیاسی غرب و تصمیمات پشت پرده برای حفظ حزب بعث در عراق مورد نظر نیست و صرفا تلاش شده است تا مقدورات نظامی امریکا برای ورود به جنگهای احتمالی مورد ارزیابی قرار گیرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها