در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
...و سیب فقط بهانه سرخی است برای نوشتن از میلاد همارهات، ای هفتمین امام عشق!
به شکرانه روز تولدت پرندهها، زیباترین آوازشان را به مردم هدیه دادند. پنجرهها به سمت صدای مهربان تو باز شد. شکوفههای شمشاد آمدنت را به هم تبریک گفتند و مادر نسیم مو به مو گیسوان نازنینات را شانه کرد. راستی از بلندای کدام کوه طلوع کردی که با نغمه داوودیات، ساکنان زمین را همچون ذرات هستی به سماع آوردی؟
میگویند که تمام نوجوانیات شانه به شانه پدر، در باغستان علوم به آبیاری غنچههای دانش گذشت. با این حال شکوفههای زندگی فقط در 20 بهار همراهیات کرد تا لحظهای که بار امانت «امامت» بر شانههای جوان تو آرام گرفت. ای کسی که خشمات را همواره مثل شربتی گوارا مینوشیدی! چه بد مردمی بودند «هارون»هایی که چون ریگهای داغ بیابانهای مکه تهی مغز بودند. همانها که به پاهای آسمان پیمایت زنجیر بستند و نفسهای معطر تو را در سیاهترین دخمههای عراق زندانی کردند. با این همه وقتی با آن تن نحیف به نماز میایستادی، تمام آفرینش به تو اقتدا میکرد. ای هفتمین شوکت آسمانی!
حالا روز میلادت از راه رسیده است و من شانه به شانه موجها، درخــتها، تمام قد به احترامت ایستادهام و به آن 35 سال دوران پر شکوه امامتت فکر میکنم که سراسر بهار بود. و امروز تمام مویرگهای زمین و تمام نفسهای انسانها مدیون تلاشهای بیشائبه شما و فرزندان مهربانتان است.
عبدالرحیم سعیدیراد / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: