به گزارش مهر، عباس بیست و پنج ساله که معتاد و بیکار است، از صبح جمعه شانزدهم مهر 89 با شکایت همسرش به اتهام قتل دختر پنج ماههشان تحت تعقیب قرار گرفت.
زن جوان در نخستین اظهاراتش گفت: من و همسرم به خاطر بیپولی و اعتیاد، سرپناهی برای زندگی نداشتیم و بناچار شبها در یکی از بوستانهای تهران میخوابیدیم. دیشب هم من و دختر پنج ماههام خواب بودیم و عباس هم با دوستانش سرگرم مصرف موادمخدر بود. صبح زود که برای شیر دادن به بچه از خواب بیدار شدم، دیدم صورتش کبود است و نفس نمیکشد. هرچه شوهرم را صدا کردم، اثری از او نبود. با این حال بلافاصله دخترم را به بیمارستان رساندم، اما پزشکان گفتند بچه خفه شده است. وی افزود: شوهرم همیشه میگفت من و دخترمان باعث بدبختیاش شدهایم و به همین دلیل چند بار ما را تهدید به مرگ کرده بود. حالا هم مطمئنم شوهرم بچه را کشته و فرار کرده است. در پی این شکایت، ردیابی برای شناسایی و دستگیری مرد فراری آغاز شد تا اینکه دو هفته بعد کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران، متهم را دستگیر و به دادسرای جنایی منتقل کردند.
وی ابتدا منکر قتل بود، اما ده روز بعد لب به اعتراف گشود و گفت: از بیکاری، بیپولی و اعتیاد خسته شده بودم. پدرم به خاطر ازدواجم مرا از خانه بیرون انداخته بود. در حالی که مشکلاتمان هر روز بیشتر میشد، همسرم باردار شد و یک دختر به دنیا آورد. تولد او هم مشکلاتمان را صد برابر کرد. دیگر توان تامین مخارج زندگی، بچه و هزینه اعتیادم را نداشتم، شب حادثه با دوستانم موادمخدر مصرف کرده بودیم که نیمه شب کنترلم را از دست داده و دستم را روی دهان دخترم گذاشتم و او را خفه کردم. لحظاتی بعد وحشتزده فرار کردم، اما قسم میخورم پشیمانم و نمیخواستم بچهام را بکشم.پس از این اعترافات و بازسازی صحنه قتل، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و صبح دیروز متهم پای میز محاکمه قرار گرفت.
عباس درباره انگیزه خود از قتل دخترش گفت: شب حادثه همسرم در خواب بود. ناگهان دخترمان بیدار شد و شروع به گریه کرد، برای اینکه همسرم بیدار نشود، دستم را روی دهان او گذاشتم که باعث مرگ دختر کوچولو شد. من قصد کشتن او را نداشتم. پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و عباس را به 9 سال زندان محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم