رسول خادم که به لطف دارا بودن چند سال تجربه مدیریت شهری و تحصیلات دانشگاهی همواره دیدگاههای خاص و منحصر به فردی بین اهالی ورزش دارد، در تازهترین اظهارنظر خود پیرامون مسائل روز ورزش کشورمان و مشکلات مالی موجود به ایسنا گفت: در حال حاضر فدراسیونهایی مثل وزنهبرداری، تکواندو، کاراته، جودو و در راس آنها کشتی، با محدودیتهای مالی جدی مواجهند و مجبورند خیلی از برنامههای خود را حذف کنند؛ کاری که در آینده اثر منفی خود را نشان خواهد داد، در حالی که محدودیت مالی مغایر با بودجه پیشبینی شده، تجربه غیرمترقبهای نیست و بسیاری از سازمانها این تجربه را دارند. مهم این است که در چنین شرایطی برنامههای اصلی و اولویتدار روی زمین نماند. اینکه یک رئیس فدراسیون ناچار باشد به منظور خوشایند و به نوعی نمایش هماهنگی خود با مسئولان بالادستی، تمامی برنامههای خود را تعطیل کند، این رفتار مدیریتی نه خدمت به وزیر است و نه خدمت به ورزش.
وی افراط در کارکرد اقتصادی و سیاسی فوتبال در دهههای گذشته را عامل اصلی شکلگیری ذهنیت منفی نسبت به این ورزش دانست و گفت: مسئولانی که به این کارکرد سیاسی و اقتصادی فکر و برای آن برنامهریزی میکنند، باید توجه داشته باشند اگر عملکرد فنی فوتبال نتواند به رضایت نسبی علاقهمندان آن ختم شود، کارکرد سیاسی و اجتماعی فوتبال معکوس عمل خواهد کرد.
وی در ادامه این بحث در مورد حضور مدیران غیرورزشی در ورزش تصریح کرد: به نظر من مساله اولویتدار ورزش دیگر حضور مدیران غیرورزشی در ورزش نیست. این موضوع مربوط به دو دهه گذشته بود که این دغدغه وجود داشت حضور مدیران غیرورزشی فضای تصمیمگیری در ورزش را از اصالت فنی و فرهنگی ورزش منحرف کند. اما در دو دهه گذشته و پس از دوران جنگ، دسته اجتماعی جدیدی در ورزش تدریجا شکل گرفت که من آنها را نوکیسه گان ورزشی مینامم. نوکیسهگان ورزشی کسانی هستند که متعلق به خانواده ورزش نیستند، اما بنابر موقعیتهای اقتصادی، سیاسی و مدیریتیشان، موقعیتهای کلیدی و برتر در فرآیند تصمیمسازی در ورزش را در اختیار دارند. تا یکی دو دهه گذشته این نوکیسهگان ورزشی آن قدر نفوذ نداشتند که این حجم اثرگذاری را در جامعه ورزشی داشته باشند، به گونهای که حتی بتوانند نگرشها را تحت تاثیر قرار دهند، اما امروز این گستردگی و عمق حضور آنان به حدی رسیده که حتی ورزشیها نیز در ورزش غریبه به حساب میآیند. بنابراین مساله امروز این است که دخالت این دسته از افراد در امور فنی با ابزارهایی که در اختیار دارند و نیز توسعه مادیگرایی در عرصه فرهنگ ورزشی، موجب دور شدن از اصالت ورزش ایرانی و جایگاه فرهنگی آن در تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران شده است.