در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما سفر جکی چان را میتوان با نگاه متفاوتتری هم دید، چون این بازیگر هنگکنگی بیش از هر سینماگر خارجی دیگری به عامه مردم ما نزدیک است. ارتباطی را که «چان» با حرکات آکروباتیک و مبارزات خندهدارش در صفحه تلویزیون با مردم ایران برقرار کرد را میتوان با بروس لی، چارلی چاپلین و لورل و هاردی مقایسه کرد. چون همه ما، به واسطه تماشای مکرر فیلمها و آثار این سینماگران، پیشینه تصویری قوی از آنها داریم و هنوز هم شاید تکرار فیلمهایشان را از تلویزیون تماشا کنیم. در مورد جکی چان هم این اتفاق افتاده و سختپسندترین مخاطبان سینما و تلویزیون، حداقل «ساعت شلوغی» و «ارباب اژدها» او را دیدهاند. چهره دوستانه و رفتار خودمانی «چان»، مخاطب را به یاد یک قهرمان سنتی میاندازد که فاصله مرزها و تفاوت فرهنگها را در مینوردد. از این روست که حضور این اژدهای مهربان چینی، اگر برای سینماگران ما جذاب نباشد، برای عامه مردم دستکم فوقالعاده جذاب خواهد بود. جذابیتی که خود «چان» هم از آن مطلع است و میگوید: «فقط یک جکی چان وجود دارد و تمام جهان به من نیاز دارد. میدانم که اکنون من متعلق به کل جهان هستم!»
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: