خون مظلوم پایمال نمی‌شود

من معتقدم هیچ وقت خون یک بی‌گناه پایمال نمی‌شود و قاتل دستگیر و مجازات خواهد شد، حتی اگر پلیس نتواند قاتل را بازداشت کند، خداوند او را در همین دنیا مجازات خواهد کرد. خاطره‌ای در این زمینه دارم که نشان می‌دهد، خداوند بسیار در این خصوص کمک می‌کند.
کد خبر: ۵۲۳۶۹۵

 زمانی که پرونده را مطالعه کردم متوجه شدم دو نفر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و یکی از آنها به قتل رسیده و نفر دوم هم در کماست.

به فاصله چند ساعت این فرد از کما بیرون آمد، اما نمی‌توانست صحبت کند بنابراین تصمیم گرفتم قبل از این‌که به بیمارستان بروم، اول به محل حادثه بروم و موضوع را بررسی کنم.

عاملان قتل به انبار یک کارخانه حمله کرده و دو نگهبان آنجا را مورد اصابت گلوله قرار داده ‌بودند که یکی از آنها کشته ‌شده‌ بود و نفر دوم توانسته‌ بود از محل فرار کند.

در گزارش پلیس آمده ‌بود که جسم نیمه‌جان او را در بیمارستان پیدا کردند. ماموری که در محل بود را صدا زدم و از او خواستم موضوع را توضیح دهد. این مامور گفت که در پمپ‌ بنزین به صورت اتفاقی در جریان قرار گرفته‌ است.

او توضیح داد: در پمپ بنزین مشغول بنزین زدن بودم که متصدی سکو آمد و گفت یک مرد زخمی در دفتر است. او گفت چند دقیقه پیش بود که این مرد خون‌ ‌آلود وارد دفتر شد و با اشاره سر به من گفت تیر خورده من هم به اورژانس و پلیس خبر دادم، اما هنوز نیامدند ما هم بلافاصله مرد زخمی را سوار ماشین کردیم و به سمت بیمارستان رفتیم که البته مرد زخمی بستری و بعد هم مورد عمل جراحی قرار گرفت و حالا هم بیهوش است.

دستور دادم مدارکی که در صحنه جرم باقی مانده جمع‌‌آوری شود.

بعد به بیمارستان رفتم مرد مجروح هنوز بی‌هوش بود و نمی‌توانست حرف بزند، داشتم با دکتر او صحبت می‌کردم که پرستاری با عجله آمد و گفت که شخصی تماس گرفته و گفته ‌است که مرد مجروح را می‌کشد.

بلافاصله دستور دادم جای مریض را عوض کنند و تدابیر شدید امنیتی در بیمارستان حاکم شد. به نیروها دستور دادم از این مرد مثل جانشان محافظت کنند. 48 ساعت بعد خبر دادند مرد مجروح می‌تواند صحبت کند و کاملا به هوش آمده ‌است. بلافاصله خودم را به بیمارستان رساندم.

او بریده بریده موضوع را توضیح داد و گفت: من و دوستم یوسف در آن شرکت نگهبان بودیم در این مدت هیچ اتفاقی نیفتاده‌ بود. نیمه‌ شب چند مرد آمدند نقاب داشتند. آنها با سلاح به سمت ما حمله کردند پول و ساعت و هر چیز ارزشمند که داشتیم برداشتند و بعد هم چند کارتن نوار برق برداشتند و رفتند. یوسف می‌خواست مانع آنها شود، اما به سمت ماشلیک کردند یکی از آنها را توانستم موقع خروج ببینم.

تمام راه‌هایی که می‌شد یک مجرم را شناسایی کرد، امتحان کردیم هیچ کدام جواب نداد. چند ماه از ماجرا گذشته بود که باخبر شدیم مقداری از آن نواربرق‌ها در بازار پیدا شده ‌است، دستور دادم فروشنده را بازداشت کنند و فروشنده هم در بازجویی‌ها گفته‌ بود که نوارها را از فرد دیگری خریده‌ است و این‌طور بود که به فروشنده اصلی رسیدیم.

مرد فروشنده حاضر نبود اعتراف کند این نوارها را از کجا آورده ‌است و هر بار چیزی می‌گفت تا این‌که دستور دادم مرد مجروح را آوردند او خیلی بهتر شده ‌بود و می‌توانست راه برود. مرد فروشنده را در میان چند مجرم قرار دادیم و از او خواستیم شناسایی کند.

هر بار که به مرد فروشنده می‌رسید مکث می‌کرد و با تعلل رد می‌شد، اما جرات حرف زدن نداشت. نگاه این دو که درهم گره می‌خورد متوجه می‌شدم هر دو می‌خواهند مساله‌ای را پنهان کنند به سراغ مرد مجروح رفتم و گفتم از هیچ چیز نترس فقط به دوستت که کشته شده فکر کن و اگر کسی را شناسایی کردی بگو. او هم در نهایت گفت مرد فروشنده را شناسایی کرده‌ است.

بعد از چند جلسه بازجویی بالاخره مرد فروشنده لب به اعتراف گشود و گفت که با کمک چند سارق حرفه‌ای دست به این سرقت زده‌اند و در یک عملیات پیچیده سارقان شناسایی شدند و دربازجویی‌ها معلوم شد ضارب یکی از این سارقان بوده که حدود 16 فقره سرقت انجام داده ‌است و کاملا حرفه‌ای است.

ما در حالی توانستیم این قتل را کشف کنیم که شاید به لحاظ فن پلیسی و کاراگاهی همه درها بسته‌ شده‌ بود و پرونده باید به‌عنوان پرونده راکد می‌ماند اما توانستیم عامل را شناسایی کنیم و او مجازات شد. (جام جم - ضمیمه تپش)

منصور یاور‌زاده ـ قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها