پرسه در ازدحام رنگ و نور

هوا هنوز روشن بود که می رفتند تو. صدای موسیقی ملایمی می آمد. فضا پر از بوهای عجیب و غریب بود. هوا خنک بود؛ کمی سرد. نورهای رنگی روی شیشه ها و دیوارها منعکس می شوند و نگاه فروشنده ها، نافذ و سنگین روی صورتش می افتاد.
کد خبر: ۵۲۲۷۵

در یک دسته بزرگ حرکت می کردند. همه باهم. بعضی جاها می ایستادند و از بعضی جاها بسرعت می گذشتند. هرجا همه می ایستادند، او هم می ایستاد.
به ویترین نگاه می کرد. زل می زد به چشمهای خشکیده مانکن و لباسهای عجیبی که تنش بود. بقیه می خندیدند. بعضی ها هم سعی می کردند جدی و خشک قدم بردارند.
حرکتها مشخص و تعریف شده بود. نگاهها روی شیشه ها سر می خورد. می چرخیدند و می چرخیدند.
آخر دایره ، یک نقطه بود که به چند تا صندلی و یک میز کوچک ختم می شد. چیزی می خوردند و می آمدند بیرون. هوا تاریک شده بود... از قرن نوزدهم میلادی به بعد که ظهور اندیشه های فلسفی جدید و روند مدرن شدن ، در همه جنبه های زندگی انسانی اثر گذاشت ، فضاهای شهری نیز دستخوش تغییر شدند.
از آن زمان ، پارکها، معابر، فروشگاه های بزرگ و تالارهای نمایش و مراکز خرید، به عنوان نقطه مرکزی شهرهای بزرگ شناخته می شوند.
از میان این فضاها، مراکز خرید، شکل و ساختار ویژه ای دارند؛ فضاهایی که هویت مکانی دارند، اما شهرمان در آنها گم شده است.
درواقع ، مرکز خرید، مکانی بی زمان است. این مکان ویژگی های خاص خود را دارد. سیستم مدیریت و نگهداری آن ، شبیه سیستم پارک هاست ، اما مرکز خرید، مرکزی کاملا عمومی نیست.
این مکان ، مکانی جدا از خیابان است و در نتیجه بسیاری از معضلات اماکن عمومی و فضاهای باز شهری را ندارد. ولگردها، گدایان و جنایتکاران در آن حضوری ندارند و آلودگی های صوتی ، بصری و جوی در آن به چشم نمی خورد. همه چیز در این جهت است که فضایی خوشایند و دلچسب در آن حاکم شود.
دمای هوا کنترل شده است و بازدیدکنندگان می توانند بدون این که از شرایط جوی نامناسب مثل باد و باران و گرما و سرما آسیب ببینند، براحتی در فضاهای مختلف تردد کنند و در عین حال ، از زیبایی های بصری و وجود گیاهان و درختان نیز بهره ببرند.
مرکز خرید، درواقع تصویری از شهری پاک ، امن و روشن را تصویر می کند. در این مکانها، در، به روی همه کس بدون توجه به نژاد، طبقه اجتماعی و جنسیت باز است و هیچ اجباری برای خرید وجود ندارد.
این قدرت و جذابیت کالاهاست که افراد را به خرید کردن ترغیب می کند. در غیر این صورت ، نگاه مشتریان ، همچنان در فضاها سیار می ماند تا سرانجام در نقطه ای متوقف شود. با این نگاه ، مراکز خرید، از هر حیث فضاهای عمومی قابل تاملی هستند.
فضاهایی که در زندگی و نگاه انسان های عصر ما، اثر می گذارند و حضورشان به عنوان بخشی از فضاهای عمومی اجتماعی ، جدی است.

دنیایی پر از نور و تنوع
در ایران نیز، فضاهای اینچنینی ، از سالهای پیش همواره در حال گسترش بوده است. در تهران و شهرهای بزرگ ، این روزها مراکز خرید متعددی وجود دارند که حضور در آنها، تبدیل به عادت بخشی از آدمها شده است و از سوی دیگر، ویژگی های خاص این مراکز خرید، نوعی رفتار ویژه را در وجود آدمهایی که به این مراکز می روند نهادینه کرده است.
جوانان و زنان ، 85 درصد خریداران این مراکز را تشکیل می دهند. با یک نگاه کلی به فضای مراکز خرید، می توان دریافت که بیشتر مراجعان این مرکز، تنها برای خرید مراجعه نمی کنند.
در واقع مراکز خرید، در درجه اول فضایی برای خودنمایی عمومی و ارتباط با جمع اند. بر این اساس با این که خرید کردن بهانه ای موجه برای حضور در یک مرکز خرید است ، افرادی که به مرکز خرید می روند دوست دارند از این طریق فرصتی برای خودنمایی پیدا کنند و در عین حال در یک فضای عمومی و در کنار آدمهای دیگر، نوعی ارتباط را نیز تجربه کنند.
نوجوانان و جوانان 15 تا 25 ساله ، مراجعان همیشگی این مراکز خریدند. دختر 19 ساله ای می گوید: «دست کم هفته ای یک بار با دوستانم به یکی از مراکز خرید می رویم.
پاتوق ثابتی نداریم ؛ اما معمولا به یکی از چهار پنج پاساژ معروف تهران می رویم. هم فال است هم تماشا. نگاه می کنیم و اگر پیش بیاید، یک چیزی هم می خریم.»
پسر 18 ساله ای هم می گوید: «اینجا پاتوق هر شب ماست. توی طبقات می چرخیم و می خندیم. آنقدر پول ندارم که همیشه خرید کنم، اما اگر قرار باشد چیزی بخرم ، همین جا نشان می کنم».
برای بیشتر جوانانی که به این مراکز مراجعه می کنند، وقت گذرانی و قرار گرفتن در فضایی جذاب و متفاوت ، هدف اصلی است. آنها جذابیت و زیبایی فضاها، تنوع و گوناگونی و جوان بودن محیط را از دلایل علاقه مندی شان به حضور در این پاساژها عنوان می کنند.
عطاءالله اشرفی ، روان شناس می گوید: «حضور در این فضاها، شیوه ای برای برون ریزی و ارتباط در جوانان است.
آنها می کوشند با حضور در این مکانها، الگوهای تازه ای پیدا کنند و روابط جدیدتری را نیز تجربه کنند». جوان 23ساله ای که دست کم 3روز در هفته به مراکز خرید سر می زند، می گوید: «رفتن به پاساژ، برای من تبدیل به یک عادت شده است. محیط آنجا را دوست دارم.
پر از نور و رنگ و تنوع است. فضای زندگی عادی من ، فضای بی تنوع و تکراری ای است. من هیچ تفریح دیگری ندارم که اینقدر ارزان و بی دردسر باشد.»

خانه اول جدیدترین مدل ها
مراکز خرید اولین فضاهایی هستند که مد پا به آنها می گذارد. جدیدترین مدلهای لباس را می توان در ویترین مغازه های این مراکز دید.
مراکز خرید، نمایشگر یک دنیای مینیاتوری اند؛ مجموعه ای از ویترین ها، این ویترین ها، دنیایی از رنگ و تنوع را در مقابل چشم مشتریان می گذارند و جدیدترین مدها را عرضه می کنند.
تماشاگران این ویترین ها، مصرف کنندگان محصولات جدید تولیدی اند و اغلب خودشان یک نمونه از اجناس عرضه شده را بر تن دارند.
برای اطلاع پیدا کردن از تازه های دنیای لباس و مو، سر زدن به یک مرکز خرید کافی است. عطاءالله اشرفی روان شناس می گوید: «دیدن و خریدن ، رابطه مستقیم دارد. دیدن ، میل غیرمستقیم مالکیت را ایجاد می کند.
در این میان ، جوانان و زنان که بیشتر طالب تنوع و زیبایی اند، در جستجوی هویتی گمشده ، ویترین مغازه ها را جستجو می کنند.»

پاساژهایی که آدم را افسرده می کنند
خریدکردن ، میل فزاینده ای است که مصرف گرایی آن را تشویق و تقویت می کند. مصرف گرایی انسان را به سمتی هدایت می کند که در آن بیشتر خریدکردن ، نوعی قدرت نمایی است.
کسی که بیشتر خرید کند، بیشتر حضور دارد. در مرکز خرید، اجباری برای خریدکردن وجود ندارد، اما جذابیت های بصری ویترین ها، مشتریان را به سمت خود می کشاند. کالاها در معرض دید عموم قرار دارند و بیننده را جذب می کنند که برای خرید، وارد مغازه شود.
در داخل مغازه ، چیزهای دیگری هم هست که ممکن است مورد احتیاج مشتری باشد. در نهایت ، همه چیز به نفع صاحب مغازه است ؛ چون معمولا هیچ مشتری ای دست خالی بیرون نمی رود. در این میان ، یک نکته منفی همواره وجود دارد.
بازدیدکننده ای که قدرت خرید ندارد، دچار احساس ضعف و ناتوانی شدید می شود. عطاءالله اشرفی می گوید: بیننده ای که نتوانسته است چیزی بخرد، دچار نوعی احساس شکست روانی می شود. این احساس شکست ، به دلیل میل مصرف گرایی ارضا نشده اوست.
با در نظرگرفتن این نکته ، می توان احساس سرخوردگی وسیعی را در میان بازدیدکنندگانی مشاهده کرد که به دلایل مختلف از این دنیای جذاب ، بی بهره مانده اند. دختری 20ساله می گوید: «آخر هفته ها با دوستانم به این مراکز خرید سر می زنیم.
آمدن به این فضاها، اعصابم را خرد می کند. خانواده ما، خانواده متوسطی است . دیدن این همه دختر و پسری که با آخرین مد، لباس پوشیده اند و مغازه هایی که اجناس مارک دار و گران می فروشند، زندگی معمولی خودم را برایم یادآوری می کند.»
ویترین ، از این زاویه عنصر تحریک کننده ای است. اشرفی می گوید: «غیرقابل دسترس بودن پشت شیشه ، فرد را تحریک می کند، چون نمی تواند به این محرک پاسخ دهد، سرخورده و افسرده می شود.» بازدیدکنندگان از این منظر، با دنیایی متنوع روبه رو می شوند که امکان رسیدن به آن را ندارند.
دنیای پرزرق و برق مراکز خرید که تبدیل به بخشی تاثیرگذار در فرهنگ عمومی مصرف و رفتار شده اند، دنیای پیچیده ای است. دنیایی که هر روز گروه زیادی از افراد را که هر کدام به دلیلی به این فضا پیوسته اند، دور هم جمع می کند، بر آنها اثر می گذارد و بعد از چند ساعت ، آنها را به دنیای واقعی شهر و خیابان ، بازمی گرداند.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها