در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قرار بود سریال سه پنج دو در دو فصل 45 قسمتی ساخته شود و به موضوعهای خاصتر در ورزش بپردازد، اما چرا فصل دوم این سریال به قصه دختران حوا ختم شد؟ از سوی دیگر بانک صادرات مشارکتکننده سریال سه پنج دو بود و برخی میگویند قطع همکاری مشارکتکننده منجر به تغییر قصه شد.
فکر میکنم سوءتفاهمی که در نشست مطبوعاتی سریال سه پنج دو در هتل اسپیناس به وجود آمد باعث دامن زدن به چنین مسالهای شد. اصل ماجرا این است که از طرف شبکه تهران و آقای کریمان مدیر گروه ورزش، تفریحات و سرگرمی این شبکه پیشنهاد ساخت یک اثر نمایشی 90 قسمتی به من داده شد.
با توجه به خلوص نیتی که در کریمان دیدم این همکاری را پذیرفتم. تا آن زمان من غیر از گروه فیلم و سریال با گروه دیگری همکاری نکرده بودم. بنابراین وقتی بحث یک مجموعه 90 قسمتی مطرح شد، در همان موقع گفتم گنجایش هیچ طرحی را به اندازه 90 قسمت نمیبینم. در ضمن این مذاکره دی ماه صورت گرفته بود و دوستان میخواستند این سریال تیرماه پخش شود.
من اصلا نمیتوانستم در این فرصت یک سریال 90 قسمتی را به پخش برسانم. همین دو مشکل باعث شد پیشنهاد بدهم اگر میخواهید چنین کاری انجام شود، میتوانیم دو سریال 45 قسمتی بسازیم و پخش کنیم. بحث اولیه فیلمنامه سه پنج دو با موضوع ورزش بود و برای فصل دوم قرار شد یک سریال درام بسازیم و اصلا قرار نبود ادامه سه پنج دو تولید شود. حتی بحث ما در سریال دوم طنز ورزشی هم نبود، بنابراین طرح سریال دختران حوا را پیشنهاد کردم و همان زمان تصویب شد. تصویربرداری سه پنج دو را شروع کردیم و نگارش دختران حوا هم آغاز شد.
پس طرح این سریال اصلا تغییری نکرد؟
نه. از همان ابتدا همین بود. طرح دختران حوا را پنج سال پیش علیرضا کاظمیپور پیشنهاد کرده بود و من این طرح را خیلی دوست داشتم، ولی در این سالها مجالی برای ساخت سریال دختران حوا پیدا نشد و بعد از این که شرایط برای ساخت فراهم شد، علیرضا کاظمیپور و سعید جلالی که طراحان اصلی قصه بودند، درگیر نگارش کارهای دیگر بودند. جلالی مشغول نگارش سه پنج دو شد و کاظمیپور هم یک کار دیگر را مینوشت. بنابراین از زامیاد سعدوندیان برای نگارش سریال دعوت کردیم.
فکر میکنم نام علیرضا کاظمیپور و سعید جلالی به عنوان طراحان اصلی سریال در تیتراژ و نام سعدوندیان به عنوان نویسنده اصلی به این سوءتفاهمها بیشتر دامن زد، چون این دو نویسنده همیشه با شما همکاری داشتند، اما این اتفاق در سریال دختران حوا نیفتاد.
همان طور که گفتم چیز خاصی نبود. علیرضا کاظمیپور و سعید جلالی از دوستان نزدیک من هستند و خیلی هم قبولشان دارد و در کارهایم حتما از آنها استفاده میکنم. جلالی در حال حاضر مشغول نگارش فیلم سینماییام است. اگر مجوز آن را بدهند فیلمم را میسازم. در ضمن ما طرح دختران حوا را از آنها خریدیم و تنها مشغله این دو دوست نویسنده باعث شد نتوانیم از حضور آنها استفاده کنیم.
ما شما را به عنوان کارگردانی میشناسیم که اهل خطر و تجربه است و همیشه گونهها و قصههای متفاوت را برای کار انتخاب میکند. در واقع هرگز خودتان را در یک گونه خاص محدود نمیکنید. حالا در سریال دختران حوا دست روی یک موضوع زنانه گذاشتید؛ زنانی که حضورشان نسبت به مردها پررنگ است و این برعکس دیگر سریالهای تلویزیونی است. چطور شد چنین موضوعی را برای کار انتخاب کردید؟
فکر میکنم خلاقیت در بخشهای مختلف شکل میگیرد. وقتی شما طرح موضوع میکنید خود سوژه شما را به یک مسیر درست هدایت میکند؛ بنابراین علاقهمند هستم اثری که امسال میسازم با سالهای دیگر متفاوت باشد. به همین دلیل برای رسیدن به این هدف لازم است به گونهها، طرحها و قصههای مختلف دست پیدا کنم. در غیر این صورت فقط خودم را تکرار میکنم.
من به ساخت آثاری با مضامین طنز، سیاسی، درام، اجتماعی و تاریخی علاقه دارم و هر زمان شرایط مهیا باشد این کار را انجام میدهم. به نظرم کارگردان حرفهای کسی است که بتواند در هر شرایطی قصهاش را خوب بیان و ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. حال اگر این ارتباط درست برقرار شود، مسلما موفق خواهیم بود. ممکن است شما در یک گونه موفق باشید و در گونه دیگر موفقیتتان کمتر باشد، اما میشود همه موضوعات را تجربه کرد تا خودتان را تکرار نکنید.
سریال تلویزیونی دختران حوا هم از همان ابتدا از نامش مشخص است قصهای زنانه دارد. معتقدم فضای زنانه در داستان خطرناک نیست، بلکه میتواند متفاوت باشد. همین فضای متفاوت باعث میشود نگاهم به این سریال نسبت به سریالهای دیگر من فرق کند.
آیا این تفاوت نگاه باعث شد نسبت به کارهای قبلیتان انرژی بیشتری برای کارگردانی بگذارید؟
شاید با انگیزه بیشتری میتوانستم این سریال را بسازم. در زمان تصویربرداری سریال دختران حوا شرایط خیلی خوبی نداشتم. اواسط سریال تا حدودی شرایطم به خاطر فوت پدرم خوب نبود، اما سعی کردم با توجه به تفاوتی که نسبت به دیگر کارهایم دارد با انرژی بیشتری سر صحنه حاضر شوم.
بنابراین معتقدید همه کارگردانان باید تواناییهایشان را در همه گونهها نشان بدهند، در حالی که برخی در یک گونه خاص موفق هستند و در بقیه گونهها شکست میخورند. آیا شما میگویید باید به هر قیمتی تن به این خطر داد؟
نه. من چنین حرفی نزدم. این جمله اشتباه است که همه کارگردانان باید همه گونههای سریالسازی را تجربه کنند. ما نمیتوانیم برای کسی حکم صادر کنیم. من برای خودم این حرف را زدم که این علاقه را دارم تا به تمام موضوعات سرک بکشم. حال ممکن است در برخی گونهها موفق باشم و در بعضی گونهها کمتر، اما این دلیل نمیشود وارد این حیطه نشوم.
اگر من در ژانر طنز نمیتوانم مثل ملودرام موفق باشم دلیل نمیشود به این سمت نروم. باز هم این خطر را میکنم و کار طنز میسازم. البته سعی میکنم بهتر از کار قبلیام بسازم. سریال افزونهخواه کوچک در گونه طنز را که ساختم، خوب بود. سریال سه پنج دو هم یک کار متوسط است. در مجموع در ژانر درام بهتر عمل میکنم.
شما در طول این سالها نشان دادید رگ خواب مخاطب را میشناسید و در این زمینه میتوانید سریالهای پربیننده و تاثیرگذار بسازید. با توجه به این که خودتان پی بردهاید تخصصتان در زمینه ملودرام است، پس چرا باز هم میخواهید گونههای دیگر را تجربه کنید و به قول معروف آزمون و خطا داشته باشید؟
مسلما اگر این کار را انجام ندهم اسیر تکرار میشوم. این مساله برای همه پیش میآید. همه انسانها ظرفیتی دارند، حتی اگر بخواهم ساخت آثار ملودرام را ادامه بدهم باید راههای دیگر پیدا کنم. معتقدم دیگر دوره سریالهایی مانند فاصلهها و دلنوازان گذشته است.
پس معتقدید این سریالها الان دیگر جواب نمیدهد.
ظرفیت مردم خیلی بالاتر رفته است. ما الان هزار شبکه ماهوارهای داریم. بنابراین باید جنس کارهایمان نسبت به گذشته فرق داشته باشد. جنس دختران حوا با ترانه مادری، دلنوازان و فاصلهها خیلی تفاوت دارد. یعنی این سهگانه که چند سال پیش ساختم و خیلی هم در جذب بینندگان موفق بود، الان دیگر جواب نمیدهد. بنابراین بعد از دو سال وقفه، نوع کارم را عوض کردم و یک سریال سیاسی و یک سریال طنز ساختم، چون میخواستم از ملودرام دور باشم تا اگر دوباره وارد این زمینه شدم یک اثر متفاوت بسازم.
با این اوصاف فکر میکنید تمرکزتان برای ساخت سریال دختران حوا بیشتر بود و این سریال را میتوان جزو آثار خوب شما به حساب آورد؟
بهتر و بدتر بودن آن پس از پخش مشخص میشود. ممکن است بعضی اوقات کارم نتیجه خوبی نداشته باشد اما انجام میدهم. یعنی اگر قرار باشد بعد از دختران حوا یک درام بسازم، سعی میکنم یک درام متفاوتتر بسازم یا سراغ موضوع دیگری بروم. ممکن است سریال تاریخی بسازم.
این تنوع باعث میشود انگیزهام بیشتر شود. من عاشق فضاسازیهای تاریخی هستم. در سریالهای روزهای اعتراض، عشق گمشده و آخرین دعوت توانستم لحظات تاریخی را در قصه بگنجانم. اتفاقا در این فضاسازی هم موفق بودم؛ در حالی که بودجه صددرصد تاریخی نداشتیم. در حال حاضر این انگیزه را دارم تا یک اثر تاریخی صدر اسلام بسازم. این جزو برنامههایم است.
این روزها که دختران حوا پخش میشود، انتظار همان تعداد مخاطب را مثل فاصلهها و دلنوازان دارید؟ به هر حال این سریال از شبکه استانی پخش میشود.
حتی اگر دختران حوا از شبکه سه هم پخش میشد، انتظار همان تعداد بیننده را نداشتم، چون شرایط تغییر کرده است. باید به این مساله توجه کنیم که مردم نسبت به گذشته کمتر تلویزیون نگاه میکنند. حتما مشکلاتی وجود دارد که فقط به سازندگان سریال مربوط نمیشود.
فکر نمیکنید بخش عمده این مساله به فیلمنامه مربوط میشود؟
بله. بخش عمدهای به قصه ارتباط دارد. من همیشه میگویم بحث کارگردانی بعد از قصه مطرح میشود. ما ابتدا باید قصه خوب داشته باشیم تا بتوانیم یک کار خوب بسازیم. قصه، شرایط و هجوم شبکههای ماهوارهای باعث شده کار ما سختتر شود.
سهیلیزاده: بحث عمده ما درسریال دختران حوا محیط و وراثت است و این که وقتی محیط تغییر کند چگونه رفتار آدمها عوض میشود. آنها اوج میگیرند یا سقوط میکنند
متاسفانه بخش عمده سریالهای ماهوارهای مبتذل، سخیف و نازل است و هیچ حرفی برای گفتن ندارد. در واقع این سریالها به لحاظ فنی، تکنیک و محتوا چیزی ندارد، اما پربیننده است. بنابراین قصه طرح شده خیلی اهمیت دارد، ولی این که آیا دست ما در قصههای متعدد باز است یا نه، خودش مساله مهمی است.
یعنی شما در ساخت سریالهای متفاوت با محدودیت روبهرو هستید؟
شرایطی وجود دارد که به دنبال آن محدودیت میآید، بنابراین دست ما زیاد باز نیست.
آیا این دلیل موجهی است که در قصه آثار نمایشی خلاقیت نداشته باشیم؟
نه، دلیل مناسبی نیست که ما خلاقیت به خرج ندهیم و به دنبال سوژههای نو نباشیم. باید به دنبال موضوعهای جدید باشیم.
آیا شما که به اصطلاح برادریتان را ثابت کردهاید با محدودیت روبهرو هستید؟
وقتی فیلمنامهای بررسی میشود به نام سازنده کاری ندارند. نگاه نمیکنند چه کسی میخواهد آن را بسازد. در سازمان صدا و سیما قوانین وجود دارد و بر اساس آن جلو میرود. شرایط برای کارگردانان فرقی ندارد. همه یکسان هستند.
شما در طول این سالها بیش از 18 سریال ساختهاید. فکر میکنید در این سریالها چقدر توانستهاید به جوانان بپردازید؟
نمیتوانم پاسخ دقیقی به این سوال بدهم، چون یک کار کارشناسی است. بیش از نیمی از ساختههایم بالای 80 درصد بیننده داشته و حرفهایی برای گفتن داشته است. در طول این سالها در گونههای مختلف سیاسی، اجتماعی، طنز و... کار کردهام. فکر میکنم تا حدودی به اهدافم رسیدهام، اما تا رسیدن به منزل نهایی خیلی راه مانده است.
وقتی فیلمنامهای را برای کارگردانی میپذیرید تا چه میزان در آن دخل و تصرف میکنید؟
معتقدم کارگردان باید به قصه اشراف کامل داشته باشد. این اشراف کامل دلیل بر دخالت نمیشود، بلکه مشاوره است. با تمام نویسندگانم از زمانی که شروع به نگارش قصه میکنند، همراهی میکنم و نظراتم را میدهم.
علاوه بر آن، گاهی هم پیش آمده در زمان تصویربرداری از نویسنده خواستهام برخی سکانسها را بازنویسی کند یا با هم مشورت کردیم و خط قصه را تغییر دادیم. این طور نیست که فیلمنامه را به دست بگیرم و واو به واو آن را کارگردانی کنم. در خط قصه دخالت میکنم. وقتی قرار است چیزی را که دوست دارم، بسازم باید فیلمنامه نزدیک به دیدگاه من شود.
سریال دختران حوا با آن که خوش ساخت است، اما قصه ضعفهایی دارد؛ در حالی که از شما انتظار میرفت دخالت بیشتری در فیلمنامه داشته باشید تا شخصیتپردازیها انسجام بیشتری پیدا میکرد؟
تاکنون ده قسمت از این سریال پخش شده و 20 قسمت تا پایان سریال مانده است. بنابراین برای قضاوت کردن زود است. شخصیتهای این سریال لایههای پنهان زیادی دارند. هنوز نمیدانیم سرانجام شخصیتها چه میشود.
سریال باید تمام شود و بعد درباره شخصیتها بگوییم چرا چنین پرداختی داشتند. تعدد شخصیتها تا حدودی منجر به محدودیت میشود، اما در این کار ما ناچار بودیم تعدد شخصیت داشته باشیم. برای این که سه خانواده را در این سریال بررسی میکنیم. هر خانوادهای هم متشکل از چند شخصیت است که باید به همه اینها پرداخت شود، حال به برخی بیشتر و به برخی کمتر. این خصوصیت درام است. بنابراین نمیتوانم به این سوال شما در حال حاضر پاسخ بدهم، چون منجر به کالبدشکافی شخصیتها و لو رفتن داستان میشود.
شما در دختران حوا با انتخاب سه خانواده پزشک، فرهنگی و فالگیر به سه طبقه اجتماعی پرداختید. هدفتان از انتخاب این مشاغل چه بود؟
این مساله کاملا تعمدی بود و ما میخواستیم سه طبقه اجتماعی را بررسی کنیم. مسلما تفاوت دخترها در طبقات اجتماعی مختلف جذاب است. وقتی دختری که کمی بزهکار است و تا حدودی مشکل مالی دارد، متوجه شود روزی میتواند در بالای شهر زندگی کند و میلیاردر شود واکنشهای مختلف از خودش نشان میدهد.
اما با وجود بودن این همه شخصیت در سریال، پرداخت مناسب به طبقات مختلف اجتماعی کار دشواری است. نگران نبودید، تعدد شخصیتها مانع پرداخت درست به آنها شود؟
اگر میخواستم نگران شوم، دیگر آن خطری که شما اشاره کردید، اتفاق نمیافتد. رشته تحصیلی من در دانشگاه علوم اجتماعی بود و مددکاری اجتماعی خواندهام. قبل از تولید سریال دختران حوا از چند مشاوره مددکاری بهره بردم. خودم هم دستی در جامعهشناسی دارم. بنابراین سعی کردم معضلات اجتماعی را ملموستر کنم و تا حدودی ریشهای و علمی به این ماجرا نگاه کنم. از آقای فتحالهی، همدورهای سابقم کمک گرفتم که اکنون در مراکز مددکاری مشغول است. همچنین یکتا ناصر چند بار با کارشناسمان صحبت کرد و برای بازی از او مشاوره گرفت. در مجموع سعی کردیم مسائل اجتماعی را ریشهیابی کنیم.
به نظرتان این ریشهیابی اتفاق افتاده است؟
فکر میکنم باید سریال تمام شود و بعد درباره این مساله صحبت کنیم.
درست است. نمیتوان با پخش یکسوم از سریال درباره آن قضاوت کرد، اما میتوان گفت آیا طرح موضوع تا این بخش سریال درست انجام شده یا نه. چرا در دختران حوا برخلاف دیگر ساختههایتان از روش کلاسیک برای شخصیتپردازیها بهره بردید؟
ما در پنج قسمت اول شخصیتها را معرفی کردیم، چون مجبور بودیم. من مخالف روش کلاسیک فیلمنامهنویسی هستم. در دلنوازان این قواعد را شکستیم و شخصیتها را در دل قصه به بیننده معرفی کردیم.
به نظرتان نمیتوانستید در سریال دختران حوا این قاعده را بشکنید؟
نه، برای این که سه خانواده و سه طبقه اجتماعی را باید بررسی میکردیم. تا زمانی که شما کسی را نشناسید، نمیتوانید با او همذاتپنداری کنید. ما باید شخصیتها را معرفی میکردیم. به عنوان مثال باید نشان میدادیم نیکی که در رفاه بزرگ شده و حالا وقتی متوجه میشود فرزند خانواده نیست، چه واکنشی نشان میدهد؟ ما باید این شکستن را نشان میدادیم و مخاطب را با آن درگیر میکردیم. مسلما این مساله زمان میبرد و این دست و بال ما را بسته بود.
شما در قسمت هفت میبینید که ثریا با کمک هدی بچهها را جمع میکند و به آنها میگوید زمانی که نوزاد بودند جایشان را تغییر داده است. این اتفاق در قسمت دوازدهم فیلمنامه بود، اما من تعدادی از سکانسها را حذف کردم و آن را در قسمت هفت گذاشتم. یعنی چیزی حدود 15 قسمت را در هشت قسمت فشرده کردم و بقیه سکانسها را دور ریختم. احساس میکنم این کار به ریتم کمک کرده است.
اما با وجود این تا قسمت هفتم ریتم سریال کند بود.
بله، قبول دارم، اما ناچار بودیم. از قسمت هفتم ریتم قصه تندتر شده و مخاطب شاهد اتفاقات جدید است. ما باید ابتدا شخصیتها را به مخاطب معرفی میکردیم تا واقعیت را بفهمند و بعد قصه شروع میشد.
نگران نبودید ریتم کند باعث شود مخاطبتان را از دست بدهید؟
به چند دلیل مخاطب ما حفظ شد و از این به بعد هم تعداد مخاطب بیشتر میشود. ابتدا طرح موضوع بدرستی انجام شد. یعنی قلاب را درست انداختیم، چون در سکانس پایانی قسمت اول میبینید که سه دختر جایشان تغییر کرده است.
همین مساله باعث شد مخاطب برای دنبال کردن قصه کنجکاو شود. باید پیدا کردن دختران در قصه میبود و همین از ما زمان میگرفت. تلاش کردیم آن را به حداقل برسانیم و در پنج قسمت شخصیتها را معرفی کنیم. از این به بعد قصه به حیطه ماجرای اصلی وارد میشود و تعلیقها بیشتر خواهد شد.
یعنی امضای سهیلیزاده از قسمت هشتم این سریال پررنگتر میشود؟
بله. با پیشرفت قصه تعلیقها بیشتر میشود. رمز موفقیت تمام سریالهای دنیا به تعلیقهایی است که قصه دارد. به عنوان مثال سریال فرار از زندان با تعلیق جلو میرود. برخی مواقع هم تعلیقها سر دستی میشود، اما شما را به عنوان بیننده ترغیب میکند. ما سعی کردیم این کار را انجام بدهیم.
معمولا فیلمنامهنویسان وقتی فیلمنامههایشان تغییر میکند نسبت به آن موضع میگیرند. سعدوندیان نسبت به این همه دخل و تصرف شما اعتراضی نداشت؟
خوشبختانه سعدوندیان جوان با استعدادی است. خیلی به من اعتماد داشت و مشکلی خاصی با او نداشتم. وقتی درباره فیلمنامه حرف میزدیم، او هم استدلالهای خودش را داشت و بعد از نتیجهگیری تغییرات را اعمال میکرد.
این طور نبود که او همیشه چشم بگوید. او هم استدلالهای خودش را داشت. برخی مواقع هم من مجاب میشدم. در مجموع با تعامل جلو رفتیم. او نه تنها موضع نداشت، بلکه همراه خوبی هم بود.
در سریال دختران حوا همچون دیگر ساختههایتان از بازیگران جوان استفاده کردید، اما در این مجموعه برخلاف دیگر کارهایتان شاهد بازی خوبی از بازیگران جوانتان بویژه سه تا دختر قصه که نقشهای اصلی را به عهده دارند، نیستیم. گیلدا یک دختر بزهکار است، اما بازیاش تصنعی است. این موضوع درباره بازی دو دختر دیگر هم صدق میکند.
من بر عکس شما فکر میکنم. معتقدم این سه دختر کاملا در نقشهایشان جا افتادند و خیلی خوب بازی کردند. ما در این سریال یک دختر بزهکار را نشان دادیم که نوع گویشاش جای تحلیل دارد.
به نظرم در حد این که این دختر بزهکار قابل نمایش باشد این کار را انجام دادیم که خطری ایجاد نکند. نازنین کریمی به زیبایی نقش گیلدا را بازی کرده، حتی میتوانست بیشتر از این در بازیاش بزهکار بودن این دختر را نشان بدهد، اما دیگر قابل نمایش نمیشد. باید این ذهنیت را فراموش کنید که هر کاری را میتوان انجام داد.
منظور من نشان دادن هر چیزی نیست، چون بدآموزی دارد، اما معتقدم برخلاف دیگر کارهایتان نتوانستید بازی خوب از بازیگران جوان قصه بگیرید و رفتار این سه دختر در بازی کاملا تصنعی به نظر میرسد.
مردم برعکس شما میگویند و خیلیها بازی گیلدا و پسرخالهاش (پوریا پورسرخ) را دوست دارند. این نشان میدهد آنها موفق بودند و شخصیتها را بدرستی درک کردند. شاید اگر ایدهآل نیست به خاطر نوع پرداخت ماست و نه بازی بازیگران جوان. گیلدا یکی از خطوط قرمز قصه بود. معتقدم تا همین جای کار خیلی خوب به نمایش درآمد و هم این که خوب پرداخت شد. فراتر از این حساسیتبرانگیز میشد.
سهیلیزاده: ممکن است بعضی اوقات کارم نتیجه خوبی نداشته باشد اما انجام میدهم. یعنی اگر قرار باشد بعد از دختران حوا یک درام بسازم، سعی میکنم یک درام متفاوتتر بسازم یا سراغ موضوع دیگری بروم. ممکن است سریال تاریخی بسازم
ما نمیخواستیم بگوییم این طبقه بد است. با وجود آن که خانواده تنگدست است، اما وقتی پسر خاله کار خلاف انجام میدهد، بعد از مدتی پشیمان میشود. از سوی دیگر مادر خانواده که فالگیری میکند حاضر نمیشود از دخترش پول بگیرد و به او میگوید پولی که او به دست میآورد، حرام است. او از دیدگاه خودش شغلاش را موجه میداند. ما روی مرز حرکت کردیم. من از بازی این سه دختر راضی هستم و بقیه بازیگران هم حرفهای هستند. پوریا خیلی خوب نقشاش را بازی کرده است. امیرحسین رستمی در ژانر کاملا متفاوت نمره قبولی میگیرد. ایرج راد که استاد ماست. گوهر خیراندیش و یکتا ناصر هم خیلی خوب بازی کردند. من از همه بازیها راضی هستم.
در صحبتهایتان اشاره کردید نظر مردم درباره بازیهای بازیگران مثبت بود. آیا این برداشت خودتان است یا نظرسنجی سازمان صدا و سیما؟
از بازتابهای مردم متوجه شدم. هنوز برای نظرسنجی خیلی زود است.
فکر میکنم با قرار دادن خانواده فرهنگی در قصه دختران حوا قصد داشتید یک خانواده الگو را در این سریال معرفی کنید.
بله. ما به یک خانواده الگو احتیاج داشتیم. وقتی میگوییم طبقه مرفه یا طبقه تنگدست این مشکلات را دارند به طبقه الگو نیاز داریم که طبقه متوسط است. در جامعه ما همین است. مرفهترین آدمها از نظر ذهنی و خانوادگی، خانوادههای متوسط هستند.
البته این قانون نیست، اما طبقه خیلی پولدار مشکلات خاص خودش را دارد. طبقه متوسط الگو است و ما تشویق میکنیم به سمت خانواده الگو برویم، حتی نوع ارتباط دختر و پسر هم این طور است. وقتی همکار دختر خانواده متوسط (مژگان) از او دعوت میکند تا بیرون از بانک ناهار بخورند و قصدش هم ازدواج است، مژگان با دوستش به محل قرار میرود.
اما این سکانس جزو سکانسهای سفارشی قصه است. وقتی دو نفر عاقل و بالغ هستند و ضمن این که روابط و حرفهشان مشخص است، بنابراین این طور برداشت میشود که این سکانس کاملا سفارشی ضبط شده است؟
اصلا فکر کنید سفارشی هم باشد. مگر چه عیبی دارد؟ وقتی الگویی درست است چه اشکالی دارد ما به آن بپردازیم. ما نباید الگوی غلط به جوانان ارائه کنیم. ما برخی چیزها را کلیشه کردیم. من در سریال فاصلهها متهم به شعار شدم. بله شعار دادم، برای این که بخشهایی از قصه به شعار نیاز داشت.
معتقدید شعار در یک قصه نمایشی خوب است؟
بله. در برخی مواقع خوب است. گاهی میتوان یک پیام را با مونولوگ یک صفحهای گفت و برخی مواقع با یک نگاه. نباید بگوییم هر جا شعار میدهیم بد است و هر جا شعار نباشد خوب است.
اتفاقا این صحبت شما با هدفتان در سریال دختران حوا مغایرت دارد. شما در این سریال یک حکم صادر کردید و این که در طبقه ثروتمند ازدواجها اشتباه است، اما در طبقه متوسط این طور نیست. یعنی ثروتمندان هرگز ازدواج درست ندارند؟
نه. ما حکم ندادیم. در سریال دختران حوا و در خانواده دکتر نشان میدهیم اگر ازدواج نیکی موفق نیست، اما خواهر و برادری دارد که معقول هستند. نقشهای این دختر و پسر را رضا یزدانی و آیلار نوشهری بازی میکنند. همچنین نشان دادیم دکتر (ایرج راد) خصوصیات اخلاقی تند دارد. گرچه آدم خوبی است، اما در گذشتهاش هم اشتباهاتی داشته است.
همه ما در زندگیمان خصوصیات خوب و بد داریم. این مطلق نیست. این طور نیست که اگر یک نفر جراح خوبی است، بنابراین هیچ وقت هم خطا نکرده است. یک اشتباه ممکن است به اتفاقاتی منجر شود. ما نمیخواهیم هیچ طبقهای را محکوم کنیم. ما نیاز به طبقه الگو داشتیم و سعی کردیم آن را نشان بدهیم.
شما در صحبتهایتان به بازی پوریا پورسرخ اشاره کردید که خیلی خوب است، اما او همان بازی را دارد که در بازیهای دیگرش مثل مرد نقرهای، صاحبدلان و... دیدهایم، چرا شما سعی نکردید او را در بازی هدایت کنید؟
کاملا با شما مخالفم. اگر بازنگری به کارهای قبلی پورسرخ و سریال دختران حوا داشته باشید، متوجه میشوید او خیلی هم خوب بازی کرده است. من نمیدانم شما چه مشکلی با او دارید که این گونه مطرح میکنید؟ من به عنوان کارگردان از بازی او خیلی راضی هستم و مردم هم اظهار رضایت از بازی او کردند. بهتر است نمونهای بیاورید؟
من هیچ مشکلی با پوریا پورسرخ ندارم. مثال هم زدم مثل سریالهای مرد نقرهای، صاحبدلان، روز سوم و... .
من سریال مرد نقرهای را ندیدم، اما بقیه آثار او را دیدم و اصلا شباهتی با دیگر کارهایش ندارد. او بازی متفاوتی در سریال دختران حوا دارد. اگر من تخصص دارم میگویم پورسرخ متفاوت است. احتمالا شما از سر لجبازی این حرف را درباره پورسرخ میزنید!
نه اتفاقا تاکنون هیچ وقت با او مصاحبه نکردهام. برخی بازیگران تیپی برای خودشان خلق میکنند و متاسفانه آن را به کارهای مختلف میبرند و همین باعث تکرارشان میشود.
نه، این طور نیست. پورسرخ بعد از دختران حوا در مرد نقرهای بازی کرد. در صاحبدلان هم جنس حرکاتش لاتمآبانه بود، اما با کار ما فرق دارد.
امیرحسین رستمی تا پیش از سریال دختران حوا معمولا در طنزهای شیرین بازی میکرد، چطور شد او را برای ایفای نقش جدی برای این سریال انتخاب کردید؟
اگر در انتخاب بازیگران خطر نمیکردم مسلما سهیلیزاده نمیشدم. شناخت خوبی نسبت به او دارم. وقتی سریال سه پنج دو را کار کردم، احساس کردم این توانایی را دارد که نقش جدی هم بازی کند. سعی کردم در سریال دختران حوا از ترکیب بازیگران جوان و پیشکسوت استفاده کنم. همیشه تلاش میکنم به فراخور فیلمنامه بازیگران را انتخاب کنم و روی جوانان سرمایهگذاری میکنم.
اما در بخشهایی شاهد هستیم توازن میان بازی بازیگران حرفهای و کسانی که تجربهشان کمتر است حفظ نمیشود.
نه، این طور نیست. مطمئن باشید بازیگران جوان این سریال که تجربه بازیشان کم بوده، افراد مستعدی هستند. آنها در آینده خودشان را بالا میکشند و جزو ارکان آثار نمایشی صدا و سیما و سینما میشوند، چون بچههای با استعدادی هستند.
یعنی به نظرتان این بازیگران آینده درخشانی دارند؟
نمیتوان از کلمه درخشان استفاده کرد، چون باید خیلی راه بروند تا درخشان شوند. آنها آینده خوبی دارند. یکی از چهرههایی که فکر میکنم آینده درخشانی دارد و از بچههای ما بود، حدیث میرامینی است. او بازیگر بسیار خوبی است و آینده درخشانی دارد، اما زمان میخواهد تا جا بیفتد. من به ستاره شدن یک شبه اعتقاد ندارم، چون خیلی زود هم افول میکند.
با توجه به این که اشاره کردید رشته علوم اجتماعی خواندید و در طول این سالها هم در آثارتان به معضلات جوانان پرداختهاید، چرا نمیتوانیم مفاهیم عمیقتر را به ملودرامهای شبانه منتقل کنیم و در سریالها طرح موضوع به شکل سطحی انجام میشود و بیشتر سریالها تاریخ مصرف دارند؟
باید دید مفاهیم چیست؟ با صحبت شما موافق نیستم. من در کارهایم به مسائلی میپردازم که اساسی است. دختران حوا قصه سه تا دختر است که جابهجا شدند. روبنای قصه ما ساده، مردم پسند و جذاب است، اما در لایههای زیرین به مفاهیم عمیقتر میپردازیم.
در این سریال به مساله روانشناسی اجتماعی و جایگاه آدمها توجه کردهایم و این که هر کس وقتی در یک محیط دیگر قرار بگیرد چه نوع رفتاری خواهد داشت. بحث عمده ما در این سریال محیط و وراثت است و این که وقتی محیط تغییر کند چگونه رفتار آدمها عوض میشود. آنها اوج میگیرند یا سقوط میکنند.
در سریال آخرین دعوت اندیشه دینی آدمها را ریشهیابی کردیم. برخی الان میگویند اگر ما در زمان امام حسین(ع) بودیم حتما در رکاب ایشان خدمت میکردیم، ولی همین آدمها ممکن است در همان دوره به خاطر یک خواسته زمینی لباس اشقیا را میپوشیدند.
در سریال دختران حوا هم به مساله مهم محیط و وراثت پرداختیم. البته برای این که مخاطب بیشتر متوجه قضیه شود باید به او کمک کنیم. منتقدان و خبرنگاران هم به این وضع کمک کنند و آسیبشناسی کنند.
چه جایگاهی برای سریال دختران حوا قائل هستید؟
باید بگذاریم سریال تمام شود و بعد ببینیم نظر مخاطب چیست؟ من به نظر مخاطب اعتقاد دارم. به عنوان مثال من از سریال آخرین دعوت انتظار مخاطب 80 درصدی نداشتم. همین که 60 درصد هم مخاطب داشت، به نظرم خیلی هم خوب است. من همیشه برای نظر مخاطب احترام زیادی قائل هستم. پس اجازه بدهید این سریال تمام شود تا بهتر قضاوت کنیم.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: