در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آما آن روز آسمان صاف و آفتابی بود و صبح وقتی پانی کوچولو وارد مدرسه شد با تعجب دید بچهها در گوشه حیاط دور خانم جمع شدهاند و آسیاب بهچرخ بازی میکنند. پانی جلو رفت و با خنده به خانم سارا و بچهها سلام
کرد و...»
بچههای عزیز اگر میخواهید ادامه ماجرای این پسرک بامزه را بدانید کتاب « پانی ناز و زرنگه ـ چشمهای اون قشنگه» را بخوانید.
شعر از: محمود میرزایی دلاویز
تصاویر: امیر حامد پاژتار
ناشر: کیوان، 1390
قیمت:1200تومان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: