جوان 17 ساله ای که همسر 14 ساله خود را پس از خفه کردن با چاقو سلاخی کرده بود ، علت اقدام خود را اجباری بودن ازدواجش اعلام کرد.
کد خبر: ۵۲۲۳۰
جمعه گذشته ماموران کلانتری اسلام آباد از وقوع قتل یک دختر جوان اطلاع پیدا کردند. با حضور ماموران و بازپرس جنایی زنجان مشخص شد مقتول به نام «زینب ح» تازه عروسی است که هنوز بیش از یک ماه از رفتن او به خانه بخت نمی گذشت ، تحقیقات انجام شده نشان داد که قاتل پس از آن که به وسیله روسری دختر جوان را خفه کرده بود ، چندین ضربه چاقو به شکم و گلوی او وارد آورده بود. با پیدا شدن جسد این دختر جوان ، ماموران آگاهی اسلام آباد به بازجویی از خانواده مقتول پرداختند ، همسر مقتول در بازجویی ها به ماموران گفت ، زمان قتل به حمام رفته بودم ، اما زمانی که از حمام بیرون آمدم متوجه شدم همسرم به قتل رسیده و طلاهای او نیز به سرقت رفته است . با توجه به آن که درهای ورودی خانه سالم مانده بود و با توجه به اظهارات ضدونقیض همسر مقتول ، مورد بازجویی های تخصصی و فنی قرار گرفت که پس از مواجهه با شواهد موجود ، لب به اعتراف گشود و گفت : از مدتی قبل قصد ازدواج با دخترعمویم را داشتم اما به دلیل اختلافات موجود ، پدر و مادرم بشدت مخالفت کردند ، آنها از من می خواستند تا با دختری که خودشان انتخاب کرده بودند ازدواج کنم و من هم بناچار با این دختر ازدواج کردم . متهم به قتل در ادامه اظهاراتش گفت : در مدت زمان اندکی که با همسرم ، زندگی مشترکمان را شروع کرده بودیم به هر نحوی قصد آزار و اذیت او را داشتم ، فکر می کردم شاید با این کارها از من طلاق می گیرد اما در مقابل ، خانواده ام با وساطت های خود قصد داشتند اختلاف ما را برطرف کنند. من که تمام راهها را بر خود بسته دیدم ، تنها راه رهایی از این ازدواج ناخواسته را به قتل رساندن «زینب» دیدم و چند روز پیش وقتی که پدر و مادرم منزل را ترک کردند به فکر نقشه شوم خود افتادم . ناگهان به ذهنم رسید زینب را خفه کنم ، به او نزدیک شدم و به عنوان شوخی به او گفتم زینب ، اگر دستهایم را روی دهانت بگذارم فکر می کنی چقدر تحمل می کنی.او که از نقشه شوم من با خبر نبود ، گفت : نمی دانم من هم از فرصت استفاده کردم و دستهایم را روی دهانش گذاشتم . بعد از چند ثانیه که نفس حبس شده اش تمام شده بود با دست و پا زدن قصد داشت از زیر دستانم فرار کند اما من با تمام قدرت دستم را از جلوی دهانش برنداشتم تا این که چهره اش به یکباره کبود شد و دیگر هیچ تکانی نخورد. وی ادامه داد: برای این که مطمئن شوم زینب مرده ، کاردی از آشپزخانه آوردم و چند ضربه به شکم و گلویش زدم. از آنجا که مطمئن بودم پای پلیس به میان کشیده می شود ، سعی کردم با صحنه سازی طوری جلوه دهم که اصلا از قتل چیزی نمی دانم بنابراین بعد از به قتل رساندن زینب با انبردست تمام النگوهای دست او را بریدم و با سرقت پول و طلاهای پدر و مادرم با حالتی مضطرب و پریشان به سراغ پدرم رفتم و صحنه ساختگی را برایش تعریف کردم. با اعترافات این متهم ، بازپرس پرونده وی را با قرار وثیقه راهی زندان کرد.