در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خود را پیاده به پردیس رساندم و دیدم در لابی پردیس، خانمی دارد با عصبانیت تمام بر سر یکی از مسئولان سینما فریاد میزند. برگهای هم در دست داشت که معلوم شد برگه جریمه 40 هزار تومانی ماشینش است. این خانم به آن مسئول میگفت که چه کار کند؟ چه تقصیری دارد که جای پارک نیست؟ چه گناهی دارد که میخواهد یک فیلم ببیند؟ و مسئول پردیس هم فقط از او میخواست با آرامش حرف بزند و تشنج ایجاد نکند.
این فقط قصه پردیس سینمایی ملت نیست. سینما آزادی، اریکه ایرانیان، پردیس زندگی و تقریبا همه سینماهای تازهساز این مشکل را دارند. سینماهای قدیمی که معمولا در قسمت مرکزی شهر هستند که دیگر نیاز به گفتن ندارد. واقعا پیدا کردن جای پارک در اطرافشان مصیبتی است.
حتی این فقط قصه سینماها نیست. دیگر مراکز فرهنگی و هنری هم با همین مشکلات مواجهند. برای اکثر هنردوستان پیش آمده که دنبال جا پارک گشته اند تا یک تئاتر در تئاترشهر یا تماشاخانه ایرانشهر یا تالار مولوی و حافظ ببیند. یا دقایق زیادی را هدر دهند که میخواهند به تماشای یک کنسرت بنشینند.
مدیران فرهنگی ما حرفهای خوبی میزنند. حرفهایی پرطمطراق و پر زرق و برق که آب دهان آدم را راه میاندازد و به خودش میگوید چه جای خوبی زندگی میکنیم. اما اینها فقط حرف است. میگویند سینما با مردم زنده است و بعد مینشینند کلی تحلیل میدهند که چرا مخاطب سینما روز به روز بیشتر ریزش میکند. ولی موقع آمارگیری، به موضوعات سادهای مثل همین موضوع توجه نمیکنند. راستی، چرا مردم باید ساعتها در ترافیک بمانند، صفهای طولانی جای پارک را تحمل کنند، هزینه کنند، آخر سر هم جا پارک گیرشان نیاید؟ کافی است میان مراکز تجاری مدرن و استانداردی که در تهران این روزها ساخته میشود با مراکز و پردیسهای فرهنگی و هنری روز مقایسهای کنیم تا متوجه شویم آن مراکز تجاری تا چه اندازه نیازهای مردم و مراجعهکنندگانشان را محاسبه کردند و مدیران فرهنگی حتی به نیازهای ابتدایی مخاطبان بیتوجه بودهاند.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: