مرد جوان اضافه کرد: بخشی از مهریه را با فروش خودرویم و نیز ارثیه پدری پرداختم به امید اینکه همسرم پس از دریافت مهریهاش از طلاق منصرف شده و به زندگی مشترک ادامه دهد اما او پس از دریافت بخش زیادی از مهریه، برای ادامه زندگی مشترک حق طلاق خواست که به خاطر حفظ زندگی و فرزندانم موافقت کردم و سال گذشته از هم جدا شدیم. او نیز با دو فرزندمان به خانه پدریاش رفت.
مهندس پرواز یادآور شد: در این مدت سه بار به خاطر شکایتهایش به زندان افتادم که آخرین بار دو سال زندان بودم. اگر هم شورای انضباطی محل کارم با بزرگواری به پروندهام رسیدگی نکرده بودند، حالا بیکار هم شده بودم. با این حال همسر سابقم همچنان بقیه مهریهاش را که حدود 25 میلیون تومان میشد، میخواست. او آخرین بار یک ماه مهلت داد تا بدهیام را بپردازم و من با خواهش و التماس مهلت بیشتری خواستم و به او گفتم دیگر آهی در بساط و سرپناهی برای زندگی ندارم. سرانجام در پی التماسهای من، حاضر شد 15 میلیون تومان از پولش را ببخشد ولی یک ماه فرصت داد تا ده میلیون تومان دیگر را به او بپردازم و میگفت میخواهد ایران را ترک کند.
سپس به فکر فروش کلیهام افتادم. طی چند روز هم یک بیمار دیالیزی کاندیدای دریافت کلیه شد و من هم کلیهام را به شش میلیون تومان فروختم. حدود چهارمیلیون تومان هم با کمک دوستانم وام گرفتم تا بتوانم ده میلیون تومان را به همسر سابقم بپردازم، شاید از این کابوس وحشتناک چند ساله رها شوم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم