در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خلاصه آنقدر از صاحب آرایشگاه تعریف کرد که وسوسه شدم یک روز به آنجا بروم. دفعه قبل که جای دیگری رفته بودم آن طور که خواسته بودم عمل نکرده و کلی هم پول گرفته بود. تازه کلی غر زد که چرا یک ماه قبل وقت نگرفتم و سر زده رفتم آنجا. من هم تصمیم گرفتم دیگر به آنجا نروم. برای همین از دوست و آشنا پرس و جو میکردم که جای مناسبی پیدا کنم.
بعد از این که دوستم آدرس آرایشگاه مورد نظر را داد، هفته بعد زنگ زدم و بدون اینکه صاحب آنجا بهانهای بیاورد، رفتم به آدرس فوق.
طبق معمول کارهایم که انجام شد، خواستم هزینه را پرداخت کنم که دیدم کیفم نیست. جای پستویی را تعیین کرده بودند که مشتریها کیف و وسایل خود را در آنجا میگذاشتند و بعد به اتاق کار میرفتند.
هر چه در اتاق مخصوص وسایل گشتم، کیفم را پیدا نکردم. مانده بودم چهکار کنم. به محتویات کیفم که فکر کردم، دیدم پول زیاد و چند قطعه طلا و انگشتر ازدواجم درون کیفم بوده که احتمالا به سرقت رفته است.
به مدیر آرایشگاه اطلاع دادم که کیفم نیست و نمیدانم چهکار کنم. خانم مسئول آنجا اصرار داشت که شاید کیف همراه نیاورده بودم ولی با دلایلی که آوردم فهمید که اشتباه میکند.
ما در حال گفتوگو بودیم که یک خانم دیگر نیز اطلاع داد کیفش نیست و هر چه میگردد، آن را پیدا نمیکند. با مشخصاتی که داد معلوم شد کیف مشتری دیگری نیز به سرقت رفته است. آن مشتری هم اعلام کرد که دسته چک و طلا در کیف خود داشته است.
با مشورت با مسئول آرایشگاه مجبور شدیم به پلیس زنگ بزنیم. ماموران پلیس به محل آمدند و بعد از تحقیقات و بازبینی دوربین خروجی ساختمان اصلی، به خانمی که با عجله از ساختمان خارج شده بود، مظنون شدند. قرار شد آدرس وی از صاحب آرایشگاه گرفته و تحقیقات ادامه پیدا کند.
خلاصه بعد از یک هفته پلیس اطلاع داد سارق آرایشگاه دستگیر شده و به جرم خود اعتراف کرده وسایل ما نیز پیدا شده است.اما این حادثه درس عبرتی شد که از وسایل خود بیشتر مراقبت کنم و موقع رفتن به چنین مکانهایی محتویات کیف خود را خالی کنم. امیدوارم نامه ارسالی باعث آگاهی خوانندگان شما شده باشد.
م . محمدی ـ اصفهان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: