در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم اتهامهای مختلفی را جلوی نامش به ثبت رسانده است؛ از ترویج بیبند و باری و اباههگری گرفته تا تحریف قانون قضای اسلامی.
از طرفی موافقان این فیلم هم آن را بهترین اثر سازندهاش معرفی میکنند، کارگردانی که در کارنامه خود فیلمهای تاثیرگذاری چون قرمز، شام آخر و آب و آتش را دارد.
«من مادر هستم» همچنین دستمایه ایجاد دو تجمع غیرقانونی از سوی موافقان و مخالفان فیلم هم شده است که در تاریخ سینما و هنر ایران اگر نگوییم چنین اتفاق نامبارکی بینظیر حداقل کمنظیر بوده است.
مواردی که در بالا به آن اشاره شد تنها نتیجهاش برجسته شدن کاذب یک فیلم درجه 2 بوده است، فیلمی که پس از دیدن آن نه فیلمی فاخر و ارزشمند از نظر هنری بود و نه آن طور که میگویند مروج منکرات ؛ تا آنجا که حتی در میان سخنان بسیاری از مردم هنگام ترک سالن میشد براحتی شنید که همه این اتفاقها بازی است تا یک فیلم بیشتر بفروشد! این جمله آخر خطرناکترین آسیب این جنجالآفرینیهاست، یعنی زمانی که برخی رفتارهای هیجانی و فراقانونی چه از سوی موافقان و چه مخالفان به طور مستقیم اعتماد مردم را نشانه میگیرد و آنها فکر میکنند که اسیر یک بازی هستند و براحتی این «بازی» را از این پس به دیگر رخدادهای مشابه در دیگر حوزهها مانند سیاست و اقتصاد هم تعمیم میدهند؛ مخاطبی که زمان و پولش را هزینه کرده است و در مقابل با اثری مواجهمیشود که تهی از آن مولفههای جنجالی است.
اگر بخواهیم اتفاقهای چند روز گذشته سینمای ایران را تحلیل کنیم، شاید آنچه بیش از هر نکتهای مهم مینماید و اتفاقا مغفول هم مانده است، غلبه اشخاص بر ضوابط است. سینمای ایران آییننامه و اساسنامه کم ندارد، اما متاسفانه مدیرانی که قدرت دستشان است (چه در وزارت ارشاد، چه در حوزه هنری و دیگر تشکلهای مذهبی و...) تصمیم نهایی را نه بر اساس ضوابط و آییننامهها که برپایه سلیقه و تفسیر شخصی خود از قانون میگیرند و اتفاقا در برابر رفتار خود به هیچ جا هم پاسخگو نیستند، هرکسی حرف خودش را میزند و مردم هم نمیدانند چه کسی درست میگوید و چه کسی اشتباه!
سینا علیمحمدی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: