در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر دیدید از هاتلاین میامی خوشتان نیامد، آن را ضعف بازی ندانید؛ این نشان میدهد در زمره مخاطبان آن نیستید، اما اگر چنانچه از مخاطبان خاص این بازی هستید، تقریبا محال است از تجربه آن لذت نبرید. داستان بازی در مورد مردی بینام است که از طرف سه شخص که چهره آنها با ماسکهای حیوانات پوشیده شده، ماموریت پیدا میکند یک سری قتل انجام دهد. او کمکم به رازهایی پی میبرد که یا از خاطرش رفته است یا برایش تازگی دارد. ماموریتهای او توسط تماسهای تلفنی به وی داده میشود و باید با ماشین به محل ماموریت رفته و منطقه را از هر موجود زندهای پاک کنید.
آخر هر ماموریت هم معمولا با رفتن به کلوپ فیلم، پیتزا فروشی یا محیطهای این چنینی تمام میشود. گرافیک بازی تقریبا حالت پیکسلی دارد اما بخوبی حال و هوای دهه 80 میامی را منتقل میکند. شاید دلیلش وجود جزئیات فراوان در بازی است تا جایی که روی میز آشپزخانه باقیماندههای پیتزای دیشب به صورت پیکسلی وجود دارد و تقریبا بعد از پشت سر گذاشتن نیمی از بازی که کاراکتر یک زن جوان را از باندهای مافیایی و فحشا نجات میدهد و به خانه خود میآورد، اگر به سر و وضع خانه دقت کنید متوجه میشوید زن جوان به نشانه قدردانی بخشهایی از آن را تمیز کرده است! با توجه به حرکات، زمان و کلی فاکتور دیگر که در اتمام ماموریت نقش دارد، در انتهای هر مرحله امتیازی به شما داده میشود که اگر به حد مشخصی برسد، علاوه بر ماسکهای حیواناتی که به کاراکتر داده میشود تا ابتدای هر مرحله به دلخواه یکی را روی سرش بکشد، سلاحهای جدید به بازی اضافه میشود.
دوربین بازی به صورت بالا به پایین و دوبعدی بوده و طراحی مراحل به گونهای است که تقریبا تمام محیطها و اتاقها را همزمان میتوانید ببینید. گیمپلی بازی با خشونت دیوانهوار عجین شده است! کاراکتر تنها با یک ضربه میمیرد، اما راههای بیشتری برای کشتن دشمنان وجود دارد. طیف وسیعی از انواع و اقسام سلاحها در بازی وجود دارد. حتی میتوانید با باز کردن ناگهانی در، دشمنی را که پشت آن قرار دارد، نقش زمین کنید. گاهی دشمن که معمولا با شلیک یک تیر میمیرد، روی زمین افتاده و با کشیدن خود روی زمین آخرین تلاشهای خود را برای زنده ماندن به کار میگیرد.
چوب بیسبال، قمه، شمشیر، چاقو، بطری شیشهای، ساتور و کلی سلاح سرد در بازی وجود دارد که برخی از آنها دشمن را از وسط به دو نیم تقسیم میکند. البته دشمنان دیگری هم در بازی وجود دارند مثل سگها که نباید بگذارید به شما نزدیک شوند، کت و شلواریها که سرسخت هستند و با چند تیر میمیرند یا کوکتل مولوتفدارها، که بهترین دفاع در برابر آنها حمله است. وقتی وارد یک ساختمان میشوید تا دشمن را بکشید، بظاهر همه چیز تمیز است، اما موقع خروج سیل خون است که کف زمین را پوشانده است.
موسیقی تند و پر هیجان بازی یکی از ویژگیهای فوقالعاده آن است و وقتی دیوانهوار مشغول سلاخی باشید، معنای این گفته را بهتر دریافت خواهید کرد. بازی حتی باسفایت هم دارد! البته ضعفهایی هم در بازی وجود دارد مثل دو تا شدن کاراکتر. هاتلاین میامی با موتور گیم میکر ساخته شده است و احتمالا بهترین بازی ساخته شده با این موتور خواهد بود. داستان جنایی، جزئیات فراوان و لذت ناب در گیمپلی مهمترین خصیصههای بازی است و تا زمانی که شخصا آن را تجربه نکنید، نمیشود آن لذتی را که دارد، بدرستی درک کرد.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: