در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا نیمه شب به تماشای عاشقان و ارادتمندان مینشینم و به حال آنان غبطه میخورم، هر چند هوا سرد است و بسیاری از مردم امکانات لازم را برای گرم شدن ندارند؛ اما اینها مانع نمیشود، جمعیت همچنان مات و مبهوت عظمت این ضریح است، ضریحی که قبل از جای گرفتن در مکانی مقدس به این شهر آمده است و من مات و مبهوت عشق این مردم هستم که تا سپیدهای دیگر از صبح در کنار ضریح میمانند.
کاروان حرکت میکند به سوی کربلا و بدرقه میشود در حلقه مردم ولایی شهر ساوه. از شهر که خارج میشویم، آه و اندوه و ماتم است که به سوی آسمان روانه میشود... .
کاروان راه خود را پیش میگیرد و راهی اراک میشود، شهری که مردمان نجیب، خونگرم و ولاییدار از نخستین ساعتهای بامدادی خود را برای استقبال از ضریح آماده میکنند، اما کاروان بارها و بارها در حلقه مردم روستاها، بخشها و مناطق مختلف متوقف میشود، کسی اسپند آورده است که دود کند، یکی گوسفند ذبح میکند، دیگری دستههای گل آورده است و هزاران صحنه دیگر در پیش روی ما مجسم میشود از این عشق و ارادت.
مردم روستای ابراهیمآباد میگویند نماز صبح را که بر پای داشتهاند، کنار جاده آمدهاند و برای عبور کاروان لحظهشماری کردهاند. کاروان که از راه میرسد، قربانیهای خود را وسط جاده میآورند و با ذبح آن مانع حرکت کاروان میشوند، این صحنه در «کارچان» و روستاهای دیگر تکرار میشود.
دیشب مردم اراک میزبان ضریح حضرت حسین بن علی(ع) بودند، تا شاید حضرتش میزبان آنان در کربلا باشد.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: