او هر بار قول میدهد بار آخرش باشد، اما هر بار درگیر میشوید، او همان رفتار را تکرار میکند و شما هر بار، اگر همکارش باشید تصمیم میگیرید دیگر با او مراودهای نداشته باشید، اگر رفیقش هستید تصمیم میگیرید ارتباطتان را با او محدود کنید، اگر رییسش هستید به فکر توبیخ یا اخراجش میافتید، اگر کارمندش هستید حس میکنید شاید دیگر نباید به کارکردن زیر نظر او ادامه بدهید، اگر همسرش هستید فکر میکنید شاید انتخابتان از روز اول اشتباه بوده است و حتی بعید نیست به فکر جدایی از او بیفتید و اگر فرزندش هستید احتمالا توی دلتان نقشه میکشید که وقتی بزرگتر شدید هرگز به او شبیه نباشید یا... .
هر بار اما در هر رابطهای که با او باشید وقتی سرکج کرده میآید، میگوید رفتارش در کنترل خودش نبوده است، شما عذرش را میپذیرید و داستان پرخاشگریهای او و تحملکردنهای شما همچنان ادامه پیدا میکند تا جایی که یک روز چشم باز میکنید و میبینید سالها سکوت کردهاید و او هر وقت چیزی باب طبعش نبوده، غریده و خروشیده و اوقاتتان را تلخ کرده است.
شاید هم در گذشت ایام، سرانجام روزی شما هم به اخلاق ناخوشش خرده بگیرید و اقدامی جدی برای قطع ارتباط با او کنید، اما حتی اگر این قطع ارتباط رخ ندهد و شما همچنان در ارتباط با او باقی بمانید به هر حال مطمئن باشید به مرور زمان، ارتباط شما تغییر ماهیت میدهد و به ارتباطی بر مبنای غالب و مغلوب بدل میشود؛ ارتباطی که علاقه، حرف اول را نمیزند و حتی بعید نیست به تنفر بدل شود مگر آن که به جای قطع ارتباط یا تحمل شرایط، به طرف مقابل پیشنهاد کنید به فکر راهی برای بالابردن آستانه تحمل و کنترل خشمش بیفتد.
آوید طالبیان - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم