کدام شغل بهترین است

من نه پزشکم، نه وکیل؛ نه مهندسم که از صبح تا شب در دفتر کاری بزرگ و باشکوه مشغول کار با اعداد و ارقام باشم؛ نه پرستارم که لبخند بیمارها خستگی کار روزانه‌ام را از تنم بیرون کند.
کد خبر: ۵۱۹۵۸۴

من هتلدار هم نیستم که همیشه پشت میزم بنشینم و مشتریان هتل را که با لباس‌ها و چهره‌های مختلف به اتاق‌هایشان می‌آیند و می‌روند تماشا کنم؛ من تاجری پولدار با لباس‌های گرانقیمت هم نیستم؛ معلم نیستم که در مدرسه و میان بچه‌ها زندگی کنم؛ هیچ یک از این شغل‌ها، به کار من مربوط نمی‌شود، اما من عاشق کار خودم هستم. کاری که مطمئنم هیچ وقت از آن خسته نخواهم شد و تغییرش نخواهم داد؛ حتی اگر برای کار جدید حقوقی بیشتر به من پیشنهاد شود!

من شیرینی‌فروش هستم؛ همه شیرینی‌ها و شکلات‌ها را هم خودم درست می‌کنم. از صبح که وارد آشپزخانه کوچک فروشگاه می‌شوم تا آخر وقت که وسایل را برای فردا صبح آماده می‌کنم، شادم و خوشحال و از زندگی لذت می‌برم. شاید هیچ کس باور نکند، اما من از صبح تا شب با شیرینی‌هایم صحبت می‌کنم و با آنها دوست می‌شوم.

***

شکلات‌های سفید معمولا باید دهان بچه‌ها را شیرین کنند؛ بچه‌هایی که بعد از یک هفته جمع کردن پول توجیبی‌شان، به فروشگاه من می‌آیند و چند عدد شکلات سفید می‌خرند؛ باهوش‌ترها ترجیح می‌دهند شکلات‌های مغزدار را بخرند و بچه‌های شیطان و سربه‌هوا از شکلات‌های خرگوشی خوششان می‌آید.

شکلات‌های سکه‌ای هم برای کوچک‌ترهاست؛ بچه‌هایی که هنوز به مدرسه نمی‌روند و با پدر و مادرشان به خرید می‌آیند. شکلات‌های تلخ باب میل خانم‌ها و آقایان میانسال است؛ آنهایی که موقع خرید عینکی را از کیفشان درمی‌آورند و با دقت، درصد تلخی شکلات و قیمتش را می‌خوانند و بعد انتخاب می‌کنند.

شیرینی‌ها هم همین داستان را دارند؛ شیرینی‌های خشک و ساده مربوط به مامان‌بزرگ‌ها و بابابزرگ‌هاست یا جوان‌ترهایی که به یاد روزهای کودکی خانه مادربزرگ چند تایی از آنها را می‌خرند. نامزدها شیرینی‌های بزرگ و رنگی را انتخاب می‌کنند؛ شیرینی‌های خامه‌ای که با توت‌فرنگی و کیوی یا کرم‌های شکلاتی تزئین شده بهترین انتخاب برای این گروه است.

شیرینی‌های کوچک خامه‌ای هم روزهای عید طرفداران زیادی دارد؛ روزهایی که همه اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند و چند دقیقه‌ای را با شادی و خوشی می‌گذرانند.

هر روز صبح کارم را با تصور چهره افرادی شروع می‌کنم که قرار است این شیرینی‌ها و شکلات‌ها را بخرند. مثلا وقتی مایه شکلات‌ سکه‌ای را هم می‌زنم، با دختر بچه‌ای که دست‌های مادرش را گرفته و به شکلات‌ها خیره شده است حرف می‌زنم و می‌گویم: باید یکی دو ساعت دیگر هم منتظر بمانی تا شکلات آماده شود.

وقتی سینی پر از شیرینی‌های خشک و کوچک را داخل فر هل می‌دهم، به پدربزرگی فکر می‌کنم که تنها روی مبل اتاق نشیمن نشسته است و سعی می‌کنم طعم خوب شیرینی من خستگی و تنهایی او را برطرف کند.

شیرینی‌های خامه‌ای بزرگ را همیشه با این فکر درست می‌کنم که طعم شیرین آن تا ابد در دهان نامزدها و زوج‌های جوان بماند تا آنها هیچ وقت این روز را فراموش نکنند؛ روزی که با همسرشان بیرون آمده‌اند تا کمی با هم قدم بزنند و تفریح کنند.

***

هر روز این برنامه تکرار می‌شود و من با عشق و لذت شیرینی‌هایم را می‌پزم. شیرینی‌هایی کـــــــه هر کدام داستانی برای من دارند؛ داستان‌هایی که از تخیل من شروع می‌شود و می‌دانم بالاخره در لحظه‌ای به واقعیت می‌رسد.

اما یک چیز را مطمئنم و آن این که اگر با این همه عشق و علاقه شیرینی‌هایم را نمی‌پختم هم خودم از کار کردن در یک آشپزخانه کوچک عذاب می‌کشیدم و هم مشتری‌هایم این شیرینی‌ها را اینقدر دوست نداشتند. (جام جم - ضمیمه چاردیواری)

مترجم : زهره شعاع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها