در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا باز میترسی کوچولو؟ چرا با دست، آن چشم بینایت را پوشاندهای؟ نترس! آن زن بیصورت بدون چشم، بدون دهان، بدون بینی، بدون پوست، بدون ابرو و بدون لب توی آیینه، آن زن که تو را محکم بغل کرده و به خودش چسبانده، آن زن که دیگر چشمهایش سو ندارد و با سرانگشتهایش جای خالی چشم تو را روی صورتت لمس میکند و ضجه میزند، آن زن هم هیولا نیست، او سمیه است، مادرت.
تو فقط چهار بهار از زندگیات گذشته است، خیلی چیزها هست که نمیدانی، خیلی چیزها هست که نمیپرسی، خیلی چیزها هست که به آنها حتی فکر نمیکنی، تو چه میدانی اسیدپاشی یعنی چه، اصلا میفهمی که تو، مادر و خواهرت، از دو سال پیش قربانی اسیدپاشی شدهاید؟
خیلی چیزها هم هست که اگر ندانی شاید خوش تر زندگی کنی، مثلا کاش نفهمی که مردم چقدر با ترس تماشایتان میکنند.
کاش نفهمی آن که به صورت تو، خواهر و مادرت اسید پاشیده پدرتان است که پس از اختلافات خانوادگی و درخواست طلاق مادرت، زیبایی شما سه نفر را برای همیشه دزدیده است.
کاش ندانی که دست مادرت برای تامین هزینههای درمانتان، تنگ است و اگر نیکوکاران به یاریتان نشتابند شاید شما سه نفر تا همیشه، مثل عروسکهای قشنگی که دیوانهای آنها را توی آتش پرتاب کرده است، باقی بمانید، اما نترس کوچولو! نترس! تو خدا را داری و او حتما، شوق یاری تو، خواهر و مادرت را مثل بارقهای آسمانی در دل نیکوکاران خواهد انداخت و آنگاه کسانی به یاریتان میآیند تا تو دیگر از دیدن چهرهات توی آیینه، وحشت نکنی.
* رعنا، مادرش سمیه و خواهرش که از سال گذشته قربانی اسیدپاشی شدهاند، برای ادامه درمان به کمک همه نیکوکاران نیاز دارند، شما میتوانید کمکهایتان را به شماره کارت 6104337064783341 به نام سمیه مهری یا به شماره حساب 4032573657 واریز کنید.
آوید طالبیان - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: