البته ایران بارها از سوی کشورهای غربی به نقض حقوقبشر متهم شده و جالب آنجاست که مسئولان ایرانی در این راستا تلاش کردهاند که تعامل لازم را با سازمانهای حقوقبشری برای رفع مشکلات و برداشتهای نادرست در این مقوله داشته باشند. اما مساله اینجاست که کسانی مدعی نقض حقوقبشر در ایران میشوند که خود در زمره ناقضان اصلی حقوقبشر قرار دارند. کانادا که پیشنویس قطعنامه اخیر علیه ایران را با حمایت آمریکا ارائه کرده، در معرض انتقادهای حقوقبشری است. عملکرد نظامیان کانادایی در جنگ افغانستان از جمله مواردی بود که کمیته سازمان ملل برای مبارزه با شکنجه آن را مورد انتقاد قرار داد و نمونههای اینگونه اقدامات فراوان است.
در عین حال دولت کانادا نهتنها نگاهی به رفتار خود ندارد، بلکه رفتارهای کشور همسایه و همدست خود را در جنگهای عراق و افغانستان نیز فراموش کرده و هرگز انتقادی درخصوص آنچه که در زندان گوانتانامو، بگرام و ابوغریب از سوی آمریکاییها صورت گرفت، مطرح نکرد.
همچنین مدعیان نقض حقوقبشر در ایران با رفتاری دوگانه به این موضوع نگاه میکنند، گویی که از نظر آنها میتوان در بعضی موارد حقوقبشر را نقض کرد و صدایش را هم درنیاورد که از جمله این موارد میتوان به ترور شهیدان هستهای ایران اشاره کرد.در نهایت نگاه به این مساله وقتی جالبتر میشود که طرح نقض حقوقبشر در ایران به ابزاری برای فشار سیاسی مبدل شده و طرح ادعاها در این زمینه درست در مواقعی صورت میگیرد که بتوان از آن استفاده خاصی در جهت منافع غرب برد. از جمله زمانهایی که غربیها به یاد مردم ایران میافتند زمان نزدیکی مذاکرات ایران با آژانس یا مذاکره با گروه +1 5 است.
غربیها از یکسو برای مذاکره با ایران ابراز علاقه میکنند و از سوی دیگر با ابزارهای حقوقبشری ایران را تحت فشار قرار میدهند تا در این میان حداکثر استفاده را از شرایط، به نفع خود ببرند و دست پر راهی این مذاکرات شوند. فشارهای اقتصادی از یکسو و فشارهای حقوقبشری از سوی دیگر ابزار بسیار خوبی برای اجرای سیاست کهنه چماق و هویج علیه تهران است و فایدهای نصیب مردم ایران حتی آنانی که به قول غربیها حقوقشان نقض شده است، نمیکند.
کتایون مافی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم