کارشناسان تپش دلایل فرجام خونین رابطه 2 دوست قدیمی را بررسی می‌کنند

پایان تلخ زندگی 2 رفیق

اعتیاد به شیشه و رویای داشتن پول زیاد انگیزه‌ای شد تا شاهین دوست قدیمی‌اش را که به گفته خودش مانند برادر بودند به قتل برساند.
کد خبر: ۵۱۸۰۰۳

شاهین جوان 22 ساله و کارگر که از اهالی غرب کشور است متهم است دوستش مجید را با چاقو زده و در حالی که مرد جوان نیمه‌جان بود او را رها کرده و باعث مرگش شده‌است. جسم نیمه‌‌جان مجید توسط یک عابر پیدا شد. وقتی مجید را به بیمارستان رساندند خون زیادی از دست داده‌ بود. او گفت توسط دوستش شاهین زخمی ‌شده‌ است و اختلاف آنها به خاطر پول بوده‌ است. دقایقی بعد از این گفته‌ها بود که مجید جانش را از دست داد. با توجه به گفته‌های مجید بود که پلیس توانست سرنخی از شاهین به دست آورد. اطلاعات به دست آمده نشان می‌داد که متهم کارگر یک ساختمان نیمه‌کاره‌ است و چند جا با مجید همکار بوده ‌است. وقتی محل کار شاهین شناسایی شد وپلیس به آنجا رفت، متوجه شد درست روزی که به سمت مجید حمله کرده و او را با چاقو زده‌ است با صاحبکارش تسویه‌حساب کرده و به مکان نامعلومی رفته‌ است. دو ماه بعد پلیس توانست مخفیگاه این جوان را شناسایی و او را بازداشت کند.

شاهین در بازجویی‌ها به قتل دوستش اعتراف کرد و گفت: سال‌هایی که با هم دوست بودیم، هیچ مشکلی نداشتیم، مثل دو برادر کنار هم بودیم و به هم کمک می‌کردیم. مشکل زمانی به وجود آمد که مجید به من مقداری پول داد و خواست که آن را به پدرومادرش در شهرستان برسانم. ما همشهری بودیم و من داشتم برای دیدن خانواده‌ام می‌رفتم بنابراین قبول کردم پول را برسانم. وقتی از شهرستان برگشتم به مجید گفتم که پول را دادم، اما چند روز بعد به من گفت که مادرش به او خبر داده اصلا به دیدنشان نرفته‌ام.

متهم ادامه می‌دهد: او درست می‌گفت من پول را برای خودم برداشته‌ بودم، چون لازم داشتم. نمی‌خواستم کاری کنم که او از من برنجد به همین دلیل هم چیزی در این خصوص نگفته‌ بودم.گفتم پول را برمی‌گردانم و از او خواستم که کمی صبر کند مجید از من رنجیده‌ بود.

متهم در مورد روز حادثه گفت: مجید من را متهم به دزدی کرد و گفت علاوه بر این‌که پول خودش را برداشتم پول برادرش را هم برداشتم و می‌خواهم از آنها دزدی کنم، اما من پول برادرش را برنداشته‌ بودم و او دروغ می‌گفت. در خیابان بودیم که باهم درگیر شدیم. من از کارش خیلی ناراحت شدم و گفتم او را هرگز نمی‌بخشم و باید از من عذرخواهی کند. دعوای ما بالا گرفت و کار به جایی رسید که من چاقو را از جیبم بیرون کشیدم و او را زدم.

شاهین مدعی ‌است زمانی که با چاقو به دوستش حمله کرده بشدت ترسیده و به همین دلیل هم فرار کرده‌ است: وقتی دیدم از بدنش خون می‌ریزد ترسیدم. آنقدر ترسیده‌ بودم که نتوانستم بایستم و فرار کردم. بعد هم وسایلم را جمع کردم و از محل کارم هم رفتم. مدتی در شهرستان بودم و بعد هم که دستگیر شدم.

این جوان در مورد انگیزه‌اش هم گفت:من معتاد به شیشه هستم و همین هم باعث شد نسبت به پول حریص باشم. نمی‌توانستم پولی که برای مواد لازم داشتم به دست آورم به همین علت هم تصمیم گرفتم سرقت کنم.البته قصدم این نبود که از دوستم سرقت کنم، اما وقتی او چهارمیلیون تومان پول به من داد وسوسه شدم و تصمیم گرفتم آن را بدزدم.

شاهین، جوان کارگر که برای تامین هزینه‌های زندگی‌ خود و خانواده‌اش به تهران آمده و کار می‌کرد، چرا تبدیل به یک جنایتکار شد،چه سرنوشتی در انتظار اوست و با شاهین‌هایی که به وجود خواهند آمد چه باید کرد.

دیروز

مریم رامشت ـ روان‌شناس: مواد محرک بلایی است که متاسفانه در حال حاضر گریبان جامعه ایران را گرفته‌است و برای مقابله با آن اراده و همت و امکانات لازم نیاز است.

شیشه یکی از این مواد است که می‌بینیم در واقع عامل اصلی این جنایت بوده و شاهین را درگیر خود کرده است.شاهین جوانی بوده که به دلیل فرار از مشکلات اقتصادی و رسیدن به یک زندگی آرام و امنیت اقتصادی به تهران آمده و به عنوان کارگر مشغول کار شده ‌است، اما گرفتار ماده محرک شیشه شده ‌است.

اعتیاد به شیشه او را به سمتی برده که برای تامین هزینه‌های آن کاری به​جز سرقت نتوانسته انجام دهد. متاسفانه مواد محرک در ارتکاب جرم بسیار موثر است. این مواد جسارت ارتکاب جرم را در فرد بالا می‌برد و برعکس مواد مخدر سنتی باعث می‌شود تا فرد هرچه بیشتر به سمت ارتکاب جرم برود و قدرت تعقل درست را از فرد می‌گیرد.به همین دلیل است که وقتی فردی می‌خواهد مرتکب جرم شود و جسارت انجام آن را ندارد از ماده‌ای مثل شیشه استفاده می‌کند.اعتیاد به شیشه باعث شده تا شاهین ابتدا از دوست و رفیق خودش دزدی کند و بعد هم او را به قتل برساند.

البته باید به این نکته هم اشاره کرد که افراد معتاد کسانی هستند که گذشته دردآوری دارند؛ آنها دوران کودکی خوبی را پشت سر نگذاشتند و احتمالا دارای ناکامی‌های فراوان بودند. همین هم باعث شده قدرت مقابله با مشکلات را نداشته‌ باشند و به سمت اعتیاد بروند.البته نباید نقش مشکلات اقتصادی را در این خصوص نادیده ‌گرفت.

امروز

مهدی محمدی ـ حقوقدان: در قوانین این مسأله که اگر فردی بی اختیار باشد ودست به قتل بزند مسئولیت کیفری ندارد وجود دارد. به همین دلیل هم زمانی که فردی مدعی می‌شود بر اثر مستی مرتکب قتل شده برای تشخیص میزان مستی‌اش او را به پزشکی قانونی معرفی می‌کنند، اما نکته دیگری هم در این خصوص وجود دارد که محل بحث است.

برخی افراد برای این‌که بتوانند مرتکب جرم شوند مشروب خورده یا از مواد محرک استفاده می‌‌کنند. بنابراین در این صورت حتی اگر میزان لایعقل بودن به حدی برسد که فرد بی‌اختیار شده ‌باشد حکم قصاص برای او صادر خواهد شد. ماده محرک شیشه هم همین‌طور است. اولا این فرد مدعی نشده که بر اثر مصرف شیشه دست به قتل زده‌ است، بلکه فقط گفته چون به شیشه اعتیاد داشته دست به سرقت زده‌ است و این نمی‌تواند رافع مسئولیت کیفری او باشد. دوم این‌که او به عمد ضربات را وارد کرده و بعد هم متواری شده‌ است و این نشان می‌دهد که این فرد با قصد قبلی دست به این قتل زده ‌است. به نظر می‌رسد او علاوه بر قتل در خصوص خیانت در امانت و حمل سلاح سرد هم باید محاکمه شود که بجز مجازات قصاص که در صورت درخواست اولیای‌دم در انتظار پسر جوان خواهد بود مجازات‌ زندان هم دارد.

فردا

مریم حسینی ـ جامعه‌شناس:شیشه یکی از اصلی‌ترین معضلاتی است که هم‌اکنون جامعه ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.این یک واقعیت است و باید با آن مبارزه کرد.

کشور ایران به دلیل این‌که در منطقه ترانزیت مواد مخدر قرار دارد مسلما بیشترین مواد وارد کشور ما می‌شود و این خطر مبتلا شدن جوانان را به اعتیاد زیاد می‌کند، اما نکته دیگری هم وجود دارد و آن این‌که نباید فراموش کرد درصد بالایی از شیشه مصرفی در خود ایران تولید می‌شود. تولید شیشه به معنای آن است که بازار تقاضا وجود دارد.بنابراین باید نیازهای جوانان را شناخت و آن را برطرف کرد تا کمتر به سمت مواد بروند، متاسفانه مواد محرک موادی هستند که بشدت افراد را تحت تاثیر قرار داده و جرم‌زا هستند.

البته نحوه توزیع آن هم خیلی مهم است. مبلغان مواد محرک برای جذب مشتری ادعا می‌کنند این مواد می‌تواند آنها را برای مدتی به آرامش برساند و هیچ اعتیادی ندارد در صورتی که این‌طور نیست و بشدت هم اعتیادآور است و فرد را به لحاظ روانی وابسته می‌کند. این مواد اثرات به‌مراتب مخرب‌تری نسبت به مواد سنتی دارند.

تعادل را از فرد می‌گیرد و قدرت تعقل او را از بین می‌برد، همین هم باعث می‌شود تا فرد معتاد دست به عملی بزند که هزینه آن برای جامعه بسیار سنگین است. بنابراین تا زمانی که فقر اقتصادی، فقرفرهنگی و فقرشادی در جامعه از بین نرود گرایش جوانان به سمت مواد را نمی‌توان کنترل کرد و سوداگران مرگ هرروز بیشتر جوانان ما را که سرمایه ملی هستند از بین خواهند برد.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها