در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شبکههای تلویزیونی اروپایی و آمریکایی از سه دهه پیش به این سو، توجه بیشتری به فیلمهای تلویزیونی داشتهاند و استعدادهای بسیاری را در این شکل از فیلمسازی پرورش داده و سپس روانه سینما کردهاند.
آنها در حقیقت با این کار دو نشان زدهاند، نخست این که هزینههای تولید خود را با بهرهگیری از نیروهای جوان مستعد پایین آوردهاند و از سوی دیگر، پس از به شهرت رسیدن آنان و ورودشان به سینما، از شهرتشان در تولیدات تلویزیونی جدید خود بهره گرفته و مخاطبان بیشتری را جذب کردهاند.
با این اوصاف، در تلهفیلمهای تولید شده در کشورمان این اتفاق کمتر رخ داده و این روزها با توجه به رکود تولیدات سینمایی، شاهد حضور حرفهایهای سینما در این عرصه هستیم؛ موضوعی که با توجه به دستمزدهای گران افراد یاد شده، فیلمهای تولید شده را به سمت شتاب در تولید و در نتیجه کاهش کیفیت پیش برده است.
گردانندگان شبکههای تلویزیونی کشورمان در یک دهه اخیر، توجه زیادی به تولید فیلمهای تلویزیونی (تلهفیلم) داشتهاند و حجم انبوهی از تولیدات سالانه خود را به آن اختصاص دادهاند. فیلمهایی با موضوعات متنوع که طیف وسیعی از گونههای سینمایی را شامل شده و تقریبا برای هر سلیقهای خوراک لازم را تدارک دیدهاند؛ از پلیسی و جنایی گرفته تا ملودرامهای اجتماعی و حتی آثاری ماورائی با چاشنی دلهره که بعضا کیفیتهای بسیار مناسبی داشتهاند و با نمونههای سینمایی برابری میکنند.
حجم بزرگی از تلهفیلمهای تولیدی به آثار پلیسی اختصاص دارد که این مساله به سلیقه مخاطب عام و نیاز به هیجان و تعلیق از سوی آنان بازمیگردد. برای نمونه میتوان به «عملیات پایتخت» ساخته محمدرضا آهنج اشاره کرد که ساختاری کاملا حرفهای و فیلمنامهای سنجیده داشت و از تعلیق مناسبی هم سود میجست. البته مناسبتهایی همچون هفته نیروی انتظامی هم نقشی برجسته در این افزایش تولید دارد. از نمونههای شاخصی که در هفته یاد شده از شبکههای مختلف سیما پخش شده است، میتوان به «مانگرو» به کارگردانی مهدی صباغزاده اشاره کرد که با وجود گرتهبرداری از فیلم «مردگان» مارتین اسکورسیزی، جذاب و دیدنی جلوه کرد و استفاده از بازیگرانی همچون فریبرز عربنیا، جهانگیر الماسی و عبدالرضا اکبری نیز عیار کیفیاش را بالاتر برد.
فیلمهای تلویزیونی با همه ضعفها و قوتها، ظرفیتهایی بسیار برای جذب مخاطب و تاثیرگذار بودن دارد، به شرط آن که در مرحله نگارش فیلمنامه، وسواس بیشتری صورت بگیرد
ملودرام نیز ازجمله گونههای مورد علاقه سازندگان فیلمهای تلویزیونی است که علاقه و خواست مخاطبان، نقش مهمی در افزایش کمی آن داشته است. مضامین اجتماعی با توجه به گستردگی و دربرگیریش، شالوده فیلمنامههای آثار یاد شده را تشکیل داده است و سازندگان این آثار با محور قرار دادن آن، قابلیت جذب مخاطبان میلیونی را پیدا کردهاند. برای مثال میتوان به فیلم تلویزیونی «دماغ» ساخته فرزاد موتمن اشاره کرد که روی موضوعی حساس همچون جراحی بینی دست گذاشته که طیف وسیعی از مخاطبان با آن آشنایی دارند. قهرمان این فیلم، دختری جوان از طبقه پایین جامعه است که بینی بزرگش به معضلی برای او تبدیل شده و به دنبال راهی برای تامین هزینه جراحی آن است. موتمن با نگاهی طنزآمیز به این موضوع پرداخته و در آخر، پیام خود را بیهیچ گزافهگویی به بیننده منتقل میکند.
مضامین ماورائی نیز بخشی از تلهفیلمهای سیما را به خود اختصاص داده است که با توجه به بودجههای اندک اختصاص داده شده برای تولیدات یاد شده، این آثار اغلب کیفیت مناسبی نداشتهاند و به لحاظ فنی با کمبودهای بسیار دست و پنجه نرم کردهاند. علاوه بر اینها، آشنایی مخاطب با نمونههای شاخص جهانی در این باب نیز بیتاثیر نبوده و ضعفهای آن را آشکارتر میکند. در این میان، فیلمهایی موفقتر بودهاند که خالقانشان بیشتر بر فیلمنامه و پرداخت شخصیتها تمرکز کردهاند و از این طریق روی ضعفهای تکنیکی سرپوش گذاشتهاند.
یکی از فیلمسازان موفق در این عرصه که اغلب آثارش با استقبال مواجه شده، حجت قاسمزاده اصل است که بخوبی ظرفیتها و قابلیت فیلم تلویزیونی را شناخته و براساس آن حرکت میکند.
«تنهایی» یکی از شاخصترین کارهای اوست که بارها از شبکههای مختلف پخش شده و به بازار نمایش خانگی نیز راه یافته است. ملودرامی جذاب با معمایی در زمینه قتل که بسیار خوب پرورش یافته و قهرمان آن را مخاطب باور میکند. شهاب حسینی در نقش اصلی کار به قدری متقاعدکننده ظاهر شده که مخاطب را بیاختیار به همدلی واداشته و قصه را براحتی پیش میبرد. «قصهها و واقعیتها» دیگر کار تلویزیونی شاخص قاسمزاده با داستانکهای جذاب است که به بهترین شکل از روایت غیرخطی سود جسته است. لیزخوردن آهن از کفی تریلر و برخورد آن با رانندهای جوان و کشته شدنش بر اثر این سانحه، خط اصلی داستان این فیلم است که شخصیتهای فرعی و خرده داستانهای فوقالعاده آن را همراهی کرده است و در آخر، مخاطب را با حالی خوب بدرقه میکند.
فیلمهای تلویزیونی سیما با همه ضعفها و قوتها، ظرفیتهایی بسیار برای جذب مخاطب و تاثیرگذار بودن دارد، به شرط آن که در مرحله نگارش فیلمنامه، وسواس بیشتری صورت بگیرد و در نهایت، بودجههای مناسبتری در اختیار تهیهکنندگان گذاشته شود.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: