در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محسن کیایی میگوید در سریال مهمانان ویژه طی پنج روز، سهبار دچار حادثه شدم و هر بار یک نقطه خاص از سرم آسیب دید. اولینبار در سکانسی بود که من باید از پلههای خانه بالا میدویدم تا به آقای خمسه برسم. او در سریال عادت داشت کفش پرتاب کند و همین کار راهم کرد اما این کفش چنان به سر من خورد که با وجود اتمام پخش سریال هنوز فک من درد میکند! ضربه آنقدر شدید بود که کار به همین خاطر تعطیل شد، چون من از شدت درد نمیتوانستم بازی کنم. البته ناگفته نماند در این صحنه کفش را دستیار کارگردان پرتاب کرد.
دومین اتفاق دو روز بعد رخ داد. زمانی که با امیرحسین صدیق در خیابان، جلوی یک مینیبوس بازی داشتیم، بوم من نزدیک بود داخل جوی آب بیفتد، اما نیفتاد و صاف به سرمن وبه همان نقطه متورم و ملتهب سر من خورد.
سه روز بعد در پارکینگ خانه مشغول تمیز کردن شیشههای ماشین بودم و میخواستم سر کار بروم که یکدفعه چیزی محکم به همان نقطه سرم برخورد کرد، نگاه کردم و متوجه شدم ظاهرا کلاغی یک استخوان مرغ به منقار داشته و پروازکنان میرفته که به علت سنگینی از منقارش رها شده و دوباره بر آن نقطه از سر من افتاده است! به هرحال به قول قدیمیها تا سه نشه بازی نشه. خدا را شکر در این ماجراها سرم را از دست ندادم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: