بزن در رو

باید که سپر باشد؟...

وفای به عهد و پیمان، از نان شب هم واجب‌تر است. آدم بدقول، بتدریج حرف‌هایش از درجه اعتبار ساقط می‌شود و خلق‌الله چنان که باید، وقعی به آن نمی‌نهند. برای همین است که شاعر به ضرس قاطع ـ و بلکه هم شدیدترـ فرموده است: «عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی».
کد خبر: ۵۱۶۳۱۷

دلیل بدقولی، هرچه که می‌خواهد باشد، باشد. حتی طرف ممکن است از خوبان و اخیار باشد، اما با چند فقره بدقولی، چنان آبرویی از جمال و کمال خوبان ببرد که در طول تاریخ بشریت همچین چو بیندازند که: ایهاالناس!... هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. حالا بیا درستش کن!

فلذاست که در عرف و اخلاق و در فرهنگ فولکلور ایرانی جماعت می‌گویند که:«مرد هست و قولش». مرد در اینجا فقط جنس مذکر را در بر نمی‌گیرد بلکه زنان را نیز شامل می‌شود. مرد در اینجا ناظر به هردو جنس موجود است. عین کلمه «ناس» در ادبیات عرب، یا «رجل سیاسی» در ادبیات سیاسی. از این‌رو، مرد و زن باید که خوش‌قول باشند.

از دگرسو، بدقولی و بدعهدی، دولت و ملت هم ندارد، بلکه بر هم اثرات متقابل هم دارند. دولت اگر خوش‌قول باشد، بر آحاد ملت، اثر مثبت و مفید و آموزنده دارد. مثلا در همین قضیه واریز یارانه‌ها اگر دولت همچنان که لطف می‌کند و به قول خودش عمل می‌کند و پول ملت را ماهانه به حساب خود آنها واریز می‌کند؛ اگر لطف کند و هر ماه در روز مشخص و معلومی این کار را بکند، خب این خوش‌قولی دقیق و منظم، به ملت هم درس دقت و انضباط می‌دهد. سختی کار دولتمردان همین است که گاهی ممکن است یک کاری از یکی از آحاد ملت به چشم نیاید، اما از دولت سریع‌السیر به چشم می‌آید. بدجورهم به چشم می‌آید. بس که چشم‌اندازش خوب است.

یک نمونه خوش‌قولی: باری؛ وفای به عهد و پیمان آن قدر خوب و قشنگ است که یکی از جراید یومیه، چند روز پیش، خبری به این مضمون نوشته بود که گویا یک شرکت خودروسازی ـ که هیچ‌کس نخواست نامش فاش شود ـ به دلیل آن که موعد تحویل خودروهایش به خریداران فرا رسیده بوده است؛ در یک اقدام ابتکاری قابل توجه مبتکران عالم، خودروهای خود را بدون سپر عقب و جلو به مشتریان تحویل داده و از آنها خواسته که سپر جلو و عقب آن را از بازار آزاد خریداری کنند.

توجیهات منطقی: شاید برای پاره‌ای افراد که تاکنون ماشین بی‌سپر تحویل نگرفته‌اند و معتقدند که این چنین چیزی خدا هم نیافریده، جای تعجب باشد و الان مشغول تعجب کردن باشند؛ اما این دسته از عزیزان دقت ندارند که اولا تقید به موعد و زمان تحویل و عمل به آن از سوی شرکت نام نبرده، جای احسنت گفتن دارد؛ در ثانی هر چیزی که آنها ندیده‌اند که دلیل بر عدم وجود آن چیز نیست. ما در سوابق امر تحقیق کردیم دیدیم که آن سپر لازم‌النصب برای خودروها فقط درخصوص ماشین پیکان خدابیامرز مصداق داشته است. در مورد سایر مدل‌ها خیلی صادق نیست. جناب سعدی در آن غزل معروف «وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها...» به قصد خرید خودرو؛ در یک جایی بعد از آن که می‌گوید: «هرکو نظری دارد با یار کمان ابرو»، خیلی ظریف به موضوع سپر و باید ـ نبایدهای کاربردی آن اشاره می‌کند و می‌فرماید: «باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها»؛ یعنی فقط برای پیکان باید که سپر باشد؛ تازه آن هم نه برای عقب که: پیش همه پیکان‌ها.

منافع و محاسن: ما ضمن استقبال شدیداللحن از تولید و فروش هرگونه خودروی بدون سپر، معتقدیم که این کار منافع بی‌شماری دارد؛ از جمله:

1ـ آموزش اخلاق: به ملت می‌آموزد که خوش‌قولی چقدر اهمیت دارد و به آنها یاد می‌دهد که ایشان نیز به هر قیمتی شده، به عهد خود وفا کنند. بخصوص به قیمت روز!

2ـ ایجاد تنوع: با این کارها، واگذاری خودروها دچار تنوع شدید می‌شود. تا به حال هرچه که ملت تحویل گرفتند، با سپر بوده است. حالا شما ببینید نوع بی‌سپر آن چه هیجان و تعلیقی در مخاطب ایجاد می‌کند. محصولات شرکت‌های خودروساز هم متنوع می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم که خودروهایی را هم بدون دنده‌عقب یا بدون بوق یا بدون پدال یا بدون... هرچه که صلاح می‌دانند، تحویل خریداران دهند. مگر سابق بر اینها ما ماشین مشتی‌ممدلی را نداشتیم؟ چقدر جالب بود و دلنشین. هنوز که هنوز است، شهره خاص و عام است.

3ـ سهیم کردن مردم: درگیر‌کردن مردم در تکمیل خودرو، هم آحاد ملت را در چرخه مستقیم تولید سهیم می‌کند، هم که به سلایق متنوع آنها احترام می‌گذارد و موجب باز گذاشتن دست خریداران در پردازش و آرایش خودرویشان مطابق با آخرین ورژن سلایق آنها می‌شود. خیال می‌کنید شرکت‌های سهامی عام چطوری شکل گرفتند؟... خب گاهی همین طوری!

پیشنهاد فله‌ای: احترام به سلایق ملت و تقویت قدرت انتخاب آنها به اندازه‌ای خوب است که پیشنهاد می‌کنم از حالا شرکت‌های خودروسازی، کل قطعات خودرو را به صورت فله‌ای داخل کارتن بریزند و تحویل مشتری دهند. مشتری خودش سر فرصت، هر طور که میلش کشید، می‌تواند آنها را سرهم‌بندی کند. مگر مهران مدیری در سریال قشنگ «شب‌های برره» همین کار را نکرد؟ قطعات تفنگ‌های بازشده را فله‌ای ریخت داخل گونی و داد دست سربازهایش و گفت: بروید خودتان سرهمش کنید! (البته ناگفته نماند که در این کار و ابتکار، بهترین مدلی که خوب از آب درآمد، تفنگی بود که کارکرد سماور زغالی هم داشت و حرف نداشت!)

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها