اولین توصیه نویسنده این تحلیل به تصمیمگیرندگان سیاسی آمریکا این است که: «آمریکا باید برای حل مشکلاتش با متحدانش همکاری کند.» مفهوم این توصیه آن است که آمریکا مشکلاتش آنقدر بزرگ شده که به تنهایی از عهده حل آنها بر نمیآید و برای نجات از آنها ناگزیر به همکاری یا به عبارت دیگر استمداد از متحدان خود است.
در این تحلیل، نامی از متحدان آمریکا برده نشده است، اما با نگاهی به صحنه جهان به وضوح میشود دریافت همه دولتهایی که میتوان نام آنها را در فهرست متحدان آمریکا قرار داد، خود با چنان مشکلات بزرگ و پیچیدهای مواجه هستند که لازم است کسی به آنها کمک کند. این شرایط ناخودآگاه ضربالمثل «کوری عصاکش کوری دگر شود» را بهذهن متبادر میکند.
دومین پیشنهاد ارائه شده در این تحلیل، عبارت است از اینکه: «آمریکا باید رهبری خود را در جهان تثبیت نموده و ارتقا بخشد».
از دل این پیشنهاد برمیآید که اولا آمریکا کماکان به دنبال زمامداری و آقایی بر جهان است و اگر چه مدعی ترویج دموکراسی و ارزشهای ناشی از آن است (که البته نمونههای فراوان نقض برای آن میتوان ارائه کرد) اما در صحنه مدیریت کلان جهان به این ارزشها اعتقاد ندارد و اقتدارگرایانه رفتار میکند. نکته دیگر اینکه، این پیشنهاد از این موضوع پرده برمیدارد که رهبری آمریکا در جهان بطور جدی به چالش کشیده شده و ثبات خود را از دست داده است. پیشنهاد سوم اندیشکده «پروژه امنیت آمریکایی» به حاکمان این کشور، هماهنگی کلام و عمل برای الگو شدن در جهان است. سالهاست که رفتار دوگانه و منافقانه دولتمردان آمریکا یا آنچه در ادبیات امروز «استانداردهای دوگانه» خوانده میشود حتی بر کندذهنها آشکار شده است:
شعار حقوق بشر از سوی دولتی که زندانهای ابوغریب و گوانتانامواش در کنار شنود همگانی و بازداشتهای بدون مجوز قضایی در برابر چشم مردم جهان خودنمایی میکند یا ادعای دموکراسی در حالیکه دیکتاتورترین حکومتهای جهان به پشتوانه آمریکا بر سر کار آمده یا به حکمرانی خود ادامه میدهند و همچنین موضوع هستهای و تلاش گسترده برای جلوگیری از دستیابی ایران حتی به فناوری صلحآمیز هستهای و حمایت از رژیمهای مسلح به بمب اتمی چون رژیم صهیونیستی و دهها نمونه دیگر. این توصیه بیانگر رسوایی بیش از حد حکمرانان آمریکا در تناقضات گفتاری و رفتاری است. «آمریکا باید در جهت درک فرهنگهای گوناگون ملل مختلف گام بردارد، درغیراینصورت وجهه خود را بیش از پیش نزد سایر ملل جهان از دست خواهد داد». این چهارمین پیشنهاد اندیشکده «پروژه امنیت آمریکایی» به دولت جدید این کشور است که پس از انتخابات ریاست جمهوری، زمام این کشور را در دست میگیرد. این توصیه نیز چند نکته را برملا میسازد: نخست اینکه آمریکا در حال حاضر اعتنایی به فرهنگهای ملل دیگر ندارد و هر میزان بتواند آنها را زیر پای فرهنگ و ارزشهای آمریکایی له میکند. دیگر آنکه این رفتار آمریکا موجب خسارتهای جدی به وجهه و حیثیت آمریکا شده است. سوم، اهمیت مقوله فرهنگ برای همه جوامع و تأثیر بیاعتنایی به آن در وجهه مهاجمان فرهنگی است و بالاخره اینکه، این توصیه به دولتمردان آمریکا یک توصیه ابزاری است برای تحقق اهداف آمریکا نه از باب محترم شمردن واقعی فرهنگهای دیگر. نکتهای که در توضیحات ارائه شده از سوی اندیشکده «پروژه امنیت آمریکایی» در ذیل همین پیشنهاد، میشود مشاهده کرد این است که «ایالات متحده باید در جهت درک بهتر جوامع و فرهنگ کشورهای دیگر گام بردارد تا از آن طریق بهتر بتواند در جهت حل مشکلات حرکت کند و به بهترین شکل ممکن به اهداف استراتژیک آمریکا دست یابد». جالب این که در اینجا نیز رفتار منافقانه آمریکایی نمیتواند خویشتنداری کند و خود را رسوا میسازد. برای آنها فرهنگ ملل دیگر واقعاً اهمیتی ندارد ولی برای تحقق اهداف آمریکا باید بهصورت صوری محترم شمرده شود.
آنچه در این تحلیل آمده است، فقط گوشهای از مشکلات آمریکا را آشکار میسازد که به نوعی در حیطه «دیپلماسی عمومی» است و اگر قرار باشد همه مشکلات آمریکا مورد توجه قرار گیرد، فهرست این توصیهها طولانی خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم