در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوستعلی (علی نصیریان) آنقدر مرام داشت که از ثروت خود بخشی را به نام کودکانی کند که از سایه امن خانواده بیبهره هستند. در انتهای سریال تابلوی «خانه ایتام دوستعلی» بر صفحه تلویزیون نقش بست و به همه مردم یادآوری کرد، میتوان از نعمتهای خدادادی بیشتر لذت برد. میتوان بخشی از آنها را بین مردم تقسیم کرد و با تماشای خوشحالی آنهایی که نیازمندند، شادمان شد. دوستعلی به اندازه کافی دارایی داشت، اما غمگین بود. او به همزبان و محبت نیاز داشت. دوستعلی اما منتظر نماند تا دیگران به سراغ او بیایند و تنهاییاش را پر کنند، بلکه او خودش به سراغ کودکان رفت و تلاش کرد در شادمانی آنها شریک شود و چه شادیای بهتر از اینکه برای کودکان یتیم سرپناه بسازی، در کنار آنها زندگی کنی، با خنده آنها بخندی و با گریه آنها، اشک بریزی.
دوستعلی در عملی بسیار انسانی، وقتی همه آدمهای اطراف، چشم به مال و منال او دوخته بودند و تلاش میکردند او را از تصمیمش برای اختصاص خانهاش به ایتام منصرف کنند، مصمم راهش را ادامه داد و ترجیح داد به جای التماس برای جلب محبت دیگران، خودش به کودکان آسیبدیده که بهشدت نیازمند حمایتهای معنوی و مالی هستند، برود و پرتو مهربانی خود را به سوی آنها بیفکند.
دوستعلی به همه ما نشان داد، روزگار هر چند سخت شده است، داراییها هر چند روز به روز عزیزتر میشود و خاک ارزش طلا پیدا میکند، اما محبت به یتیمان از آن داراییهایی است که روح را قدرت میبخشد و قلب را آرام میکند. دوستعلی در آخرین قسمت سریال «رویایگنجشکها» از دنیا رفت اما به همه ما یاد داد که مهربانی و توجه به آنهایی که نیازمندند، نباید از یاد ما برود.
سروش امیدوار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: