دزد و پلیس بدون ایراد نیست اما سرنوشت شخصیت‌ها آنقدر برای مخاطب جالب شده که بخواهد تا آخر آن را دنبال کند

مفرح، گاهی خسته‌کننده

مجموعه «دزد و پلیس» ساخته سعید آقاخانی به پایان خود نزدیک می‌شود. هر چند داستان این مجموعه بر پای حادثه ظاهرا همه‌گیر و متداول تصادف و فراموشی بنا شده، اما این داستان تقریبا تکرار، به واسطه کمی شیرین‌کاری، طوری طراحی شده که موافق ذائقه مخاطب باشد. دزد و پلیس، داستانش را با آب و تاب فراوان تعریف می‌کند. از انواع شوخی‌های کلامی و موقعیتی استفاده می‌کند تا داستانی که می‌شد در زمانی کوتاه‌تر سر و ته آن را هم آورد، با فراغ بال و بدون عجله برای مخاطب گفته شود.
کد خبر: ۵۱۶۰۵۵

بخش مهمی از زمان سریال به نشان دادن مناسبات شخصیت‌ها با یکدیگر و شوخی‌های آنها می‌گذرد. بخشی از اطلاعات هم توسط همین گفت‌وگوهای طنزآمیز به مخاطب منتقل می‌شود. البته طبیعی است وقتی سه بازیگر شناخته‌شده در عرصه طنز که قبلا همکاری موفقیت‌آمیزی داشته‌اند در یک سریال دور هم جمع می‌شوند، خواستۀ سازندگان این باشد که از تمام ظرفیت‌های آنها به نفع سریال استفاده شود. به همین علت در بعضی دقایق احساس می‌شود گوی و میدان دست بازیگران سپرده شده تا آن طوری که خودشان بلدند، یعنی به آن شکلی که از تجارب قبلی‌شان آموخته‌اند، مخاطب را پای تلویزیون بنشانند. دیالوگ‌هایی که بین شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود، صورت بداهه‌پردازی دارد و آنچه طنازی‌های مربوط به هر بازیگر است، نتیجه همین آزادی در انتخاب نوع ارتباط با مخاطب است که باعث می‌شود هر بازیگری بتواند ابتکار عمل را به نحوی در دست بگیرد.

شاید این ابتکار عمل در بازی بهنام تشکر کمتر به چشم بیاید، چرا که پیش از این در «ساختمان پزشکان» نیز با خصوصیاتی مشابه، در نقش نیما ظاهر شده بود. البته درست است که تفاوت‌های نیمای ساختمان پزشکان و ناصر دزد و پلیس خیلی زیاد است و شاید در اولین نگاه وجوه اشتراک کمرنگی بین این دو شخصیت دیده شود، اما می‌شود این طور نگاه کرد که اگر دکتر نیما در شرایطی مشابه ناصر دزد و پلیس قرار می‌گرفت، می‌توانست واکنش‌هایی شبیه رفتارهای کنونی او از خود نشان دهد. ناصر دزد و پلیس، هم آدمی منطقی و متشخص است که از بد حادثه دچار کلی دردسر شده است.

اما هومن برق‌نورد تمام توانایی و ابتکارش را به کار بسته تا بتواند نقشش را متفاوت ایفا کند. داوود دزد و پلیس، میان ناصر و فریبا قرار دارد و بار طنز بر محوریت شخصیت او حرکت می‌کند. فریبا به خاطر این که یک خانم است، بسیاری از شوخی‌ها برایش نه مجاز است و نه مناسب. ناصر هم که همیشه سعی می‌کند به نحوی موجه به نظر برسد. تنها داوود است که به خاطر ویژگی‌های شخصیتش می‌تواند در محدوده‌ای وسیع‌تر شوخ‌طبعی‌اش را به نمایش بگذارد.

برق‌نورد برای این که بتواند این شوخ‌طبعی را حتی در دیالوگ‌هایی که طنزآمیز نیستند به نمایش بگذارد، از تمهیدی استفاده کرده که پیش از این در نمونه‌های دیگری هم آن را دیده‌ایم و آن لحن حرف زدن و صداسازی است که او برای داوود انتخاب کرده است. صدای تودماغی و لحن صحبت کمیک داوود، انگار برای این طراحی شده که هم حرف‌های جدی و هم شوخی‌های او خنده‌دار باشد.

قبلا در سریال‌ها و فیلم‌های طنز دیده ایم برای این که شخصیتی را دارای قوه ذاتی خنداندن کنند، او را با یک فرم مخصوص پیوند می‌دهند. مثلا بازیگر فرم مخصوصی شبیه چپ بودن به چشم‌هایش می​دهد، با این انتظار که وقتی مخاطب او را می بیند، خنده‌اش بگیرد. این مثال، بزرگنمایی شده همان لحن گفتار در فیلم های کمدی خارجی است که به فارسی دوبله می‌شوند. در بسیاری از فیلم‌های کمدی خارجی، صدایی که برای دوبله یک نقش انتخاب می‌شود، همان صدای آشنایی است که بدون این که حتی یک کلمه حرف بامزه بزند، قرار است باعث خنده مخاطب شود و از طرفی دیگر نشان دهد شخصیت کمی خنگ یا مسخره است.

برق‌نورد هم از چنین صداسازی برای نقش داوود استفاده کرده در حالی که می‌شد کاملا آن را حذف کرد بدون این که شخصیت داوود ناقص یا گزندی به تعریف او وارد شود.

اگر برق‌نورد برای نقشش در سریال «چک برگشتی» لحن خاصی را انتخاب کرد و خوب از کار در آمد، به خاطر این است که آن نوع صداسازی، خصوصیاتی از آن نقش را به نمایش گذاشت و تعریف شخصیت او را کامل می‌کرد.

سادگی، حسن‌نیت و کمی توسری‌‌خوری، از خصوصیاتی بودند که نقش او در چک برگشتی آنها را حمل می‌کرد و صدایی که او برای آن نقش انتخاب کرده بود، به بروز پیدا کردن این خصوصیات کمک می‌کرد، اما در دزد و پلیس انگار لزومی ندارد برای نشان دادن شخصیت واقعی داوود که خلافکار خرده‌پای پرمدعاست، از چنین صدای اغراق‌آمیزی استفاده شود.

دزد و پلیس به خاطر جذابیت‌های نهفته در داستان و شخصیت‌‌پردازی‌هایش توانست بیشتر مخاطبانش را تا قسمت‌های پایانی همراه خود نگه دارد. بیننده‌های دزد و پلیس احتمالا آن را بدون ایراد نمی‌بینند، ولی سرنوشت شخصیت‌ها آنقدر برایشان جالب شده که بخواهند تا آخر آن را دنبال کنند. تنها نکته این است که بعد از فاش شدن راز بزرگ سریال و مشخص شدن ماهیت ناصر برای مخاطب، همه چیز آرام‌تر و بی‌عجله تر پیش می‌رود تا آنجا که گاهی به نظر می‌رسد بد نیست کمی سرعت و تحرک به اتفاقات افزوده شود تا در نتیجه هیجان و ایجاز بیشتری دیده شود.

گاهی لازم نیست در یک قسمت مقدمه‌چینی طولانی وجود داشته باشد تا در پایان آن قسمت، یک اتفاق مهم رخ بدهد. رعایت مختصرگویی بیشتر می‌تواند دزد و پلیس را به سریالی محبوب‌تر تبدیل کند و اندکی خاصیت کسل‌کنندگی را که گاهی در آن به چشم می‌خورد برطرف کند.

شروینه شجری کهن / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها