در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
3-نوشتههای دیگران، حتی مطالب منتشر شده در وبلاگ خودتان را نفرستید، چاپ نمیشود. 4-کوتاه و نهایتاً تا 120 کلمه بنویسید وگرنه به سبب کمبود جا، جای بخشهای قابل تلخیص علامتِ [...] گذاشته میشود. 5-برای نوشتههای طنز و بانمک پارتیبازی خواهد شد! 6-پارتی ندارید؟ چفت و بستِ نوشتههایتان را محکم کنید، هر موضوعی را که میخواهید، کمی خلاقانه و روان بنویسید، هوایتان را خواهیم داشت. 6-تا رسیدن نوبت چاپ نامهها و ایمیلهایتان، دست و روی خود را شُسته! چی ببخشید...! بچه را از روی گاز برداشته! نع...! شعله را کم مینماییم...! (عحححح... اصاً هیچی... نشد یه بار یهذره جدی حرف بزنیم، حرف زدن و راه رفتن فراموشمون نشه!)
آها یادم رفت: آقا از این به بعد کبوتران خیالتان را دیگه بیخیال! مرغهای گران اندیشةتان را به pasukhgoo در «جیمیل» بفرستید! (نخواستین هم به همون چاپار متوسل شین که شیش سال طول بکشه تا رسیدنش!)
ا.ب.گلشن: 1-باید امشب بروم. باید امشب کولهباری را که به اندازة تنهایی من جا دارد بردارم و به سویی بروم که تو در آنجایی. باید امشب با تو به سپیده برسم. با من از این شب و تنهایی گذر کن. آغوشی باش تا با تو به فردا برسم. باید امشب در پیِ تو راهی شوم. 2-ای یگانهترین یار در این تنهایی چیزی بگو! صدای باران بود که سکوت شب را میشکست. باران که میبارد نگاهت را میجویم. با من بیا. با من از عشق چیزی بگو! سکوت تو، نفسگیر است. حرفی بزن!
دو سااااعته یهریز حرف میزنه، هی میگه امشب باس برم... امشب باس برم... بعد میگه سکوت تو نفسگیر است! خُ مهلت ده دیگه! یه نفسی تازه کن اقلا اون وسطاش! ایباااابا! دیوونهم کرده! بیا اینم یه لیوان آب... بخور گلوت تازه شه حداقل!
بدون نام: گمشده در کویر چرا اینجوری انتقاد کرده؟ پاسخگو؟! پاسخگو کسی رو دور خودش جمع نکرده. بروبچ دوس دارن کنارش باشن. فقط زینب فخار نوشتههاش خوب بود؟ الان دیگه کسی نیس؟ همه کشک؟ این همه دوستای خوب و بااستعداد[...].
خُ لابد اون این دوستای خوب و بااستعداد رو ندیده بوده، یا اصاً نظرش رو داده... عصبانیت نداره که عیز ماااادر! دِ...! بذ بذاریم جا واسه نظرات بقیهم واز باشه دیگه، هوم؟
عاطفه شکرگزار: وقت رفتن است... امشب بالشم بوی شیرین رفتن میدهد. چقدر این بو را عاشقم. بیشتر از من! اشکی نریز، آهی نکش، حتی هرگز نیا. قدمهایت تنم را در خواب ابدی هم میلرزاند.
قدم چیچیه باباجوووون؟! رفتی دقیقاً رو گسل خوابیدی، اون صدای پای زلزلهس؛ پاشو زودی بپر بیرون تا قبره رو سرت خراب نشده! (خوابگاهشونم درست انتخاب نمیکنناااا... ایششش!)
کاغذ رنگی: 1-آسمون وسعت شب رو تو خودش جا نمیداد ولی تو نگاه پرپرش، رسیدن صبح موج میزد. اولش بازی بچگونه بود، حالا یه انتظار طولانیه... اگه فقط یه ذره غرورش رو کنار میذاشت الان ستارهبارون بود. 2-زندگی اوج گرفتن یه پرنده تو آسمون رؤیاس. زندگی مث آرزوهای دخترک قصه بیدریغه. زندگی مث روزای ناب زندگی بیتکراره. زندگی لبخند پلاستیکی تو عکسه. 3-امروز باید از لبخند سنجاقکها حرف بزنم. باید بگویم که صبح، نمنم باران، خواب شیشهها را دزدید. دیروز عروسک کودکی زیر رگبار گلآلود شد. گنجشکها دلگیر میشوند از خوانده شدن رازهایشان. اعتنا نکن و فقط درخت تناور دلبستگیات را از ریشه قطع کن.
زینب فخار، 25 ساله از کاشمر: عارضم خدمتتون که اون بنده خدا رو یادتونه؟ همون دختری با چشمان آستیگمات با یه کفتر خپلو سرِ شونهش؟ همون که یه بنده خدای دیگه که عینکی نبود بود که تا خودکارش تموم شد ترک تحصیل کرد؟ یادتون اومد؟ آماشاللا. اون اولی منم؛ دومی هم یه جورایی دوباره منم ولی عینکم رو نزدم که نکته انحرافی ایجاد کنم گیج شین! آره مادر جان! ما تا اینترنتمون قطع و تمبرامون باطل شد[...] تصمیم صغری گرفتیم که درس بخوانیم و مواظب کتابهایمان باشیم که زیر درخت آلبالو گم نشن. حالا شما سواد دارین؟ نوچنوچ! بیسوادین؟ نوچنوچ! (نمیشه که! بالاخره باید یکی از گزینهها رو بزنین. تازه نمره منفی هم داریم! اهم!) صحبت از درخت آلبالو شد یاد گمشدهای از کویر نمدونم چیچی حافظا افتادم (داشتید ارتباطات رو؟) ممنون از اینکه یادمون کرد[...] برمیگردیم با کولهباری پُر و نیشی باز.
کتایون، ز. 18 ساله از سبزوار: چند وقته از همه چیزی که فکر کنی یه احساس بدی بهم دست میده. نمیدونم چیکار کنم[...]
این دفعه که خواست دست بده، تو باهاش دست نده ضایع میشه دیگه سراغت نمییاد! امتحان کن... جواب میده. جوابم نداد، اصاً گوشی رو بذار و بیخیالش شو! چه کاریه آخه خودت رو درگیر یه همچی احساس بیاحساس و بدترکیبی میکنی؟ هوم؟ حیف احساس خودت نیس؟ بیخودی سرکار میذاریش عمرتم الکی تلف میکنی؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: