در باره جمال آدمخوار

دزدی که با دندان گوش می‌برید

جمال آدمخوار، سردسته یکی از مخوف‌ترین باندهای کیف‌قاپی و سرقت از طلافروشی‌های پایتخت بود. او آخرین بار در حالی که با لباس مبدل گدایی سرگرم زاغ‌زنی طلافروشی‌های مشهد بود، در محاصره قرار گرفت.
کد خبر: ۵۱۵۶۵۵

اسمش جمال بود اما در بین خلافکاران به «جمال آدمخوار» معروف شده بود؛ چون در مواردی که اعضای گروه و سارقان زیردستش پس از سرقت ، اموال دزدی را تحویلش نداده بودند، آنها را به سختی تنبیه کرده بود و در یکی دو مورد هم برای ایجاد رعب و وحشت گوش اعضای سرکش را با دندان کنده بود.

جمال آدمخوار آخرین باری که دیده شد با حمله به ماموران قصد فرار داشت، اما در نهایت با وجود آن‌که ماموران پلیس در تلاش بودند او را زنده دستگیر کنند، مجبور شدند او را هدف گلوله قرار دهند. کارآگاهان جمال را زنده می‌خواستند تا برای به دست آوردن اطلاعات درباره فعالیت‌های باندش مورد بازجویی قرارگیرد، اما این مجرم سابقه دار به علت شدت جراحات هنگام انتقال به بیمارستان جان باخت.

هشتم آذر 88 سرهنگ عباسعلی محمدیان ـ رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ ـ با اعلام خبر مرگ این تبهکار فراری که مدت‌ها تحت تعقیب بود جزئیات بیشتری از فعالیت‌های مجرمانه او را در اختیار رسانه‌ها قرار داد.

به گفته سرهنگ محمدیان: از ابتدای سال 80 شکایت‌های زیادی در مراجع انتظامی مطرح شد که نشان می‌داد اعضای یک گروه از سارقان حرفه‌ای و سابقه‌دار به صورت گسترده اقدام به سرقت از مشتریان بانک‌ها یا صاحبان طلافروشی‌ها می‌کنند به طوری که با بررسی‌های بسیار از سوی پلیس مشخص شد سرکرده این گروه، سارقی به نام جمال است.

گزارش‌ها حاکی از آن بود که سارقان به طرز بسیار خشنی دست به سرقت از طعمه‌های خود می‌زدند و در برخی از سرقت‌ها نیز برای تحقیر مالباختگانی که در برابر آنها مقاومت می‌کردند لباس‌های آنها را در خیابان درمی‌آوردند.

سرانجام بعد از مدت‌ها عملیات تحقیقاتی و اطلاعاتی، کارآگاهان پلیس پایتخت سال 83، جمال و تعداد زیادی از اعضای باندش را دستگیر کردند و با شکایت صدها مالباخته، قاضی شعبه 1156 مجتمع امور جنایی تهران، سردسته باند را به 12 سال زندان و رد مال در حق شاکیان محکوم کرد.

چند ماه پس از دستگیری سردسته و اعضای باند، چند عضو باند که پس از دستگیری همدستان خود متواری شده بودند، با طراحی نقشه‌ای ماهرانه و با یک شکایت صوری باعث شدند سرکرده باند از زندان به یکی از دادگاه‌ها منتقل شود و به این ترتیب هنگام بازگشت به زندان، طبق نقشه با حمله مسلحانه به ماموران مراقب، سرکرده باند را فراری دادند.

با فرار تبهکار مخوف، بار دیگر تلاش برای دستگیری جمال آدمخوار آغاز شد، این در حالی بود که بررسی‌ها نشان می‌داد جمال پس از فرار، با هویت جعلی به تایلند گریخته است. پس از آن تلاش‌ برای دستگیری این متهم از طریق پلیس بین‌الملل ادامه یافت و مشخص شد جمال با هویت‌های جعلی همچون جواد عباسی، مجید عبدی و... با تغییر چهره ‌ به کشورهای ترکیه، تایلند، پاکستان و افغانستان تردد دارد و با همکاری دیگر افراد متواری و تحت تعقیب پلیس، سرقت‌هایی را در این کشورها انجام داده است.

سرانجام کارآگاهان پلیس، اطلاعاتی به دست آوردند که نشان می‌داد تبهکار مخوف، سال 87 با اسناد و مدارک جعلی وارد کشور شده است.

با ورود جمال آدمخوار به کشور، بار دیگر باندی از افراد جدید و همدستان قدیمی گرد او جمع شدند و سرقت‌ها را از سر گرفتند. این بار در مدت چند ماه، چند طلافروشی را در مراکز استان‌ها سرقت کرد. همچنین طلافروشان کیفی که طلاها را به شهرهای مختلف حمل می‌کردند از دیگر سوژه‌های باند او بودند.

اعضای باند بعد از شناسایی این طلافروشان و به‌دست آوردن اطلاعاتی از ساعات ترددشان، در فرصت مناسب اموال آنها را به سرقت می‌بردند.

با به دست آمدن این اطلاعات، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه جمال و دستگیری او وارد مرحله تازه‌ای شد و علاوه بر نظارت قاضی جعفرزاده، معاون دادستان و رئیس وقت دادسرای جنایی تهران و ماموران حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه نیز وارد پرونده شدند.

در مسیر تحقیقات، کارآگاهان دریافتند جمال با هویت جعلی «رضا حیات‌الغیب» از ترکیه وارد کشور شده و پس از آن به مشهد رفته و با تعدادی از همدستانش قصد انجام سرقت‌های گسترده‌ای را از چند طلافروشی در مشهد و تهران دارد.

در این مرحله، تیم‌های ویژه‌ای از کارآگاهان، گروه ضربت و عملیات پلیس آگاهی تهران با دستور قضایی قاضی هاشمیان، دادیار شعبه 8 دادسرای جنایی، عازم مشهد شدند و با همکاری کارآگاهان پلیس آگاهی مشهد، بازار مشهد و سایر نقاطی را که احتمال داشت جمال و همدستانش در آنجا به کمین طعمه‌هایشان نشسته باشند، تحت کنترل قرار دادند.

سرانجام ساعت 19 پنجشنبه پنجم آذر 88 کارآگاهان پلیس، جمال آدمخوار را در حالی که مقابل بازار طلافروش‌های مشهد مشغول گدایی بود، شناسایی و محاصره کردند.

جمال که با وجود لباس گدایی و جراحی صورت خود تصور نمی‌کرد پلیس او را شناسایی کند، برای آن​که از محاصره ماموران بگریزد، با قمه‌ای به ماموران حمله‌ور شد، ماموران هم مجبور به استفاده از سلاح گرم شدند که در نهایت باعث مرگ جمال شد.

به این ترتیب، پرونده جمال آدمخوار بسته شد؛ مجرمی حرفه‌ای که 22سال محکومیت قطعی داشت، با این حال تحقیقات برای شناسایی سایر همدستان و آخرین فعالیت‌های مجرمانه‌ او ادامه یافت. در پرونده‌ها و تحقیقات پلیسی معلوم شد جمال در آخرین گروه سرقت خود حدود 50 مجرم سابقه‌دار - که بیشتر در زندان با آنها آشنا شده بود - را گرد هم آورده بود.

افراد سابقه‌داری که هرکدام به علت ارتکاب جرایم مختلف و عضویت در گروه‌های کیف‌قاپی، زورگیری و... در سال‌های گذشته بارها دستگیر و به زندان محکوم شده‌اند اما دوباره پس از اتمام دوران محکومیتشان و آزادی از زندان به جرایم جدید روی آورده بودند.

سابقه‌داران مشهوری از قبیل اکبر معروف به «اکبر غربتی»، محمود معروف به «محمود کله»، محسن معروف به «محسن زاغول»، هادی معروف به «هادی شیشه‌بر»، سعید معروف به «سعید دراز» و محمد ‌معروف به «پنگوئن» از معروف‌ترین اعضای آخرین گروه 50 نفره جمال بودند.

جمال آدمخوار که بود؟

جمال در نوجوانی ساکن منطقه نظام‌آباد بود و در یک مغازه موتورسیکلت فروشی در خیابان 17 شهریور کار می‌کرد.

در نوجوانی جرایم خود را با سرقت شیشه اتومبیل‌های سواری آغاز کرد، اما از آنجا که دارای جسارت بالایی بود، این جسارت را در مسیر سرقت از نوع زورگیری هدایت کرد. جمال برخلاف بسیاری از افراد خلافکار که جرایم خود را با نوچگی یک متهم سابقه‌دار و سرکرده گروه آغاز می‌کنند، از ابتدا و در نوجوانی، به صورت انفرادی ارتکاب جرایم را آغاز کرد و سال 75 اولین گروه زورگیری​اش را باحدود هفت نفر از جوان‌های شرور و سابقه‌دار منطقه نظام‌آباد و 17شهریور تشکیل داد که شخصا سرکردگی آنها را به عهده داشت.

پس از حدود یک‌سال از فعالیت باند، جمال و تمام افراد گروهش دستگیر شدند و با شناسایی 70 نفر از مالباختگان که بیشتر به صورت زورگیری مورد سرقت قرار گرفته بودند جمال پس از رسیدگی قضایی به ده سال زندان قطعی و رد مال محکوم شد، سایر اعضا هم هریک به زندان و رد مال در حق شاکیان محکوم شدند.

جمال در زندان با هر کس که خلاف سنگین‌تری در پرونده‌اش بوده دوستی بیشتری داشت، به این ترتیب زندان که محل تأمل و تأدیب بسیاری از مجرمان و خلافکاران است برای جمال به محل آشنایی و دوستی با مجرمانی خطرناک و حرفه‌ای از قبیل ناصر شیرآقا تبدیل شد.

ناصر سرکرده گروه سارقانی موسوم به دیوار چین بود که بعدها به علت ارتکاب به جرایم گوناگون از سوی دستگاه قضایی به اعدام محکوم شد و حکم صادره در موردش به اجرا درآمد.

به این ترتیب، جمال با تبادل اطلاعات و تجارب با دیگر هم‌بندی‌های خود، پس از آزادی، دوباره با گستاخی بیشتر موجبات سلب آسایش مردم و مشکلاتی را برای دستگاه قضایی، انتظامی و... فراهم کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها