به مدرسه تلفن میزنم و میگویم هربار که اسم اردو میآید، ناخواسته دلهره میگیرم و به مدیر مدرسه پیشنهاد میکنم، به جای تفریح در فضای باز و بوستان، بچهها را به نزدیکترین سینما یا تماشاخانه شهر ببرند و به این وسیله مخاطره احتمالی را کمتر کنند.
مدیر مدرسه میگوید: اردوهای تفریحی، کودکان را با راه و رسم زیستن در اجتماع آشنا میکند و خستگی و فرسایش حضور در محیط کوچک و سربسته مدرسه را از تن و جانشان دور میسازد.
دیگر آنکه نفسکشیدن و بازی در محیط آزاد و سرباز برای بچهها بسیار خوشایند و دلپذیر است. مدیر مدرسه درست میگوید، اما من حریف دغدغههایم نمیشوم و کودکانی را به خاطر میآورم که با شوق، راهی چنین اردوهایی شدند و حادثه خبرشان نکرده بود.
سعی میکنم ذهن فرزندم را از اردو دور کنم؛ میگویم به جای اردوی مدرسه، به هرکجا که دوست داشته باشد میبرمش و هرچه بخواهد برایش میخرم، اما کلاه سرش نمیرود و اردوی مدرسه را به همه برنامههای پیشنهادی من ترجیح میدهد.
با التماس و گریه اصرار دارد با دوستان و معلمش همراه شود. با وجود علاقه او و اهمیت و تاثیرقابل توجه برنامههای تفریحی بر زندگی کودکان و با توجه به اتفاقات جبرانناپذیر و تلخی که در چنین برنامههایی حادث شده،امضای برگه مورد نظر برای من و دیگر والدین با هراس و تردیدی عذابآور همراه است.
کودکان به دلیل فرصتی که برای بازی و شادی در کنار همکلاسی هایشان پیدا میکنند، برای حضور در این برنامهها اشتیاق بسیاری از خود نشان میدهند و ازطرفی، ضرورت برنامهریزی برای چنین اجتماعات کودکانهای از سوی کارشناسان و آگاهان توصیه شده است.
از سوی دیگر زندگی پرمشغله و گرفتاری روزمره کمتر به اولیا مجال میدهد برای کودکانشان یا حتی خودشان برنامه جمعی اینچنینی ترتیب دهند و این فرصت که از طرف مدارس دراختیار کودکان قرار میگیرد، البته غنیمت است، اما مساله اینجاست که تا زمانی که بچهها راهی اردو شوند و به آغوش خانواده بازگردند، والدین لحظهای آرام و قرار نخواهند داشت؛ نتیجه آنکه اجرای چنین برنامههایی، به هراس فراگیر اولیای کودکان و نیز اولیای مدارس دامن میزند که با دلهره برنامهریزی میکنند و با دلهره برنامه را اجرا میکنند.
رضایتنامه و برگه بیمه را امضا میکنم و هزینه اندک آن را میپردازم تا پاره تنم به سلامت برود و البته به سلامت بازگردد و او را از پلههای اتوبوس بالا میگذارم.
خوب است آنها که میتوانند و باید، تدارکی ببینند که این هراس از جان والدین و این مخاطره از جان کودکان دور شود و لحظههای شیرین و خاطرهانگیز کودکی، به دلیل اهمال و مسئولیتناپذیری آنها که مقصران حوادث بودهاند، به مصیبت یا خاطرهای اندوهبار تبدیل نشود.
اشرف باقری - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم