والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا او بتواند با کودکان همسن و سالش بازی کند. مدرسه یکی از مکان هایی است که چنین فرصتی را در اختیار کودکان قرار می دهد، ولی کافی نیست و باید فرصتهای دیگری را نیز مهیا کرد تا کودک بتواند با دوستان همسن و سالش ارتباط برقرار و به بلوغ و عاقلانه شدن احساسات خود کمک کند.
مهدکودک و آمادگی ، مکانی است که در آن کودک می تواند احساسات نابهنجار را در بازی با کودکان همسن و سال خود تجربه کند. دعوت دوستان به منزل و رفتن به منزل دوستان یا داشتن همبازی هایی در همسایگی ، از دیگر فرصتهای مناسب است.
کودکان در سنین مهدکودک دوست دارند بیشتر اوقات را با والدین خود سپری کنند، به همین دلیل گاه مهدکودک برای آنان ناراحت کننده است ؛ اما آنها نیاز دارند در اصطکاک و صمیمیت با کودکان همسن و سال خود تجربه کسب و احساسات خود را عاقلانه کنند. هنگامی که کودکان مشغول بازی با دوستان همسن خود هستند، ممکن است به رفتارهایی چون مشارکت و مصالحه نکردن ، ناتوانی در صحبت یا بحث کردن با دیگران برای دفاع از حقوق خود و... تمایل داشته باشند، پس والدین باید در این باره با تک فرزند خود صحبت کنند.
یکی از مسوولیت های والدین این است که دنیای پیرامون را برای فرزند خود شرح دهند. (داشتن روابط مطلوب با دیگران کار مشکلی است. اگر هریک از شما کمی کوتاه بیایید می توانید باهم بازی کنید. بهتر است علایق و حساسیت های خود را برای دیگران روشن کنید.
در غیر این صورت آنها متوجه نمی شوند که شما از چه چیزهایی ناراحت می شوید.) والدین در محیط خانواده می توانند فرزند خود را تشویق کنند تا احساسات خود را به آنها بگویند. والدین باید خود نمونه این رفتار باشند. آنها همچنین باید به فرزند خود بیاموزند که از درگیری نگریزد و با صراحت و اطمینان با مشکلات و اختلافات روبه رو شود.
اگر والدین ، مراقبتی افراطی از تک فرزند خود به عمل آورند و او را به فردی ضعیف و کم تحمل تبدیل کنند، فرزندشان از دیگران نیز انتظار خواهد داشت با او چنین رفتاری داشته باشند که این موضوع ناتوانی او را شدت خواهد بخشید.
اگر والدین اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت کننده روبه رو شوند یا امکان آشکار کردن این نوع احساسات را برای او فراهم نکنند، تحمل وی را برابر این نوع احساسات ضعیف خواهند کرد.
تربیت فرزند یک روند آماده سازی و حمایت کردن نوعی اقدام پیشگیری کننده است . حمایت افراطی از کودکان اجازه نمی دهد که آنان خود را برای رشد و بلوغ احساسات تقویت کنند.