در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما چند سالی است در سینما فعالیت دارید؛ سریال تلویزیونی «راستش را بگو» چه ویژگیهایی داشت که بازی در آن را پذیرفتید و از سینما به تلویزیون آمدید؟
گرچه بازی در یک اثر تلویزیونی برای ادامه کارم در سینما نوعی خطر بود، اما وقتی فیلمنامه «راستش را بگو» را خواندم، واقعا لذت بردم. احساس کردم با دیگر کارهای تلویزیونی تفاوت ویژهای دارد. داستان متفاوت بود و نقش «علی مولا» را خیلی دوست داشتم، به همین دلیل این خطر را پذیرفتم و در این سریال بازی کردم.
شما بازیگر سینما هستید و معمولا فیلمهای سینمایی در مدت کمتری نسبت به سریال ساخته میشود. با توجه به اینکه تجربه بازی در سریال را نداشتهاید، این مساله برایتان دشوار نبود؟
به هر حال بازیگری حرفه من است. زمان در کارم اهمیت ندارد. نتیجه خوب برایم مهم است. اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم، ممکن است زمان طولانی خستهکننده باشد، اما وقتی در کنار یک گروه حرفهای حضور داشته باشید، دیگر زمان طولانی برایتان سخت نیست. از سوی دیگر چون نقشام را خیلی دوست داشتم، بنابراین برایم خیلی مهم نبود زمان تصویربرداری طولانی شود.
شما در صحبتهایتان تاکید میکنید که نقش «علی مولا» را خیلی دوست دارید. کدام ویژگیهای این شخصیت برایتان جذاب بود که تا این میزان شما را به وجد آورد؟
صداقت علی مولا را خیلی دوست دارم. او دانشجوی کارشناسیارشد مردمشناسی است که خیلی صادقانه دنبال کارهای پایاننامهاش است و روی مشکلات مردم تحقیق میکند. او مرتب در مترو از آدمها عکس میگیرد تا بیشتر در جریان مشکلاتشان قرار بگیرد. رفتار و گفتار علی مولا یکی است و صداقت برای او حرف اول را میزند. این ویژگی او را خیلی دوست دارم.
اما شخصیت علی مولا به سبب همین صداقت در برخی جاها درگیر شعارزدگی میشود و مثبت مطلق به نظر میرسد. فکر نمیکنید همین مساله باعث میشود تا جوانان همسن و سال علی مولا نتوانند با او ارتباط برقرار کنند؟
نه، با شما موافق نیستم. شخصیت علی مولا بههیچ وجه شعاری نیست. او فارغ از شعار زندگی میکند. حرف و عملش یکی است و صداقت برایش اهمیت زیادی دارد. بهنظرم شخصیتپردازی علی مولا خیلی کامل است و نویسنده زحمت زیادی در این باره کشیده است. باید تا قسمت آخر این سریال را ببینید و بعد قضاوت کنید، چون در قسمتهای دیگر شاهد خواهید بود که او هم مثل هر انسان دیگری اشتباه میکند. به همین دلیل متوجه میشوید که او مثبت مطلق هم نیست.
علی مولا در مترو با صحنههای عاطفی زیادی روبهرو میشود، از جمله بچههای کرایهای و مشکلات زنان دستفروش. مسلما بازی در چنین صحنههایی دشوار است. آیا قبل از رفتن مقابل دوربین تمرین میکردید؟
ما خیلی سر صحنه تمرین نداشتیم. به یاد دارم وقتی محمدرضا آهنج من را برای بازی در این سریال دعوت کرد از من خواست نقش علی مولا را کاملا درک کنم. او تاکید میکرد که اگر با این نقش عجین شوم، به مرور خودم راه ورود به او و نوع اجرای نقش را هم متوجه خواهم شد.
گرچه روزهای اول خیلی با کارگردان درباره نقش صحبت میکردم، اما به مرور میدانستم باید چه کاری انجام بدهم. در مجموع من با نقش علی مولا زندگی کردم تا تمام کنش و واکنشهای این شخصیت برای مخاطب باورپذیر باشد. هر آنچه را میدانستم درست است، انجام میدادم، البته کارگردان هم کاملا من را آزاد گذاشته بود تا این نقش را خودم بازی کنم و در این باره با محدودیتی روبهرو نبودم. فقط زمانهایی که نیاز بود کارگردان در جهت بهبود نقش من را راهنمایی میکرد، اما کاملا کار را به خودم واگذار کرد، درواقع به من اعتماد کرد.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: