ـ در دوران کودکی خیلی شیطان بودم، اینقدر که همه از دستم عاصی بودند. وقتی دبستان بودم چند بار از مدرسه اخراجم کردند و همسایهها هم حسابی از دستم شکار بودند.
ـ اولین بار که پشت میز دوبله نشستم 18 سالم بود و اولین فیلمی هم که حرف زدم «دیوید کاپرفیلد» به سرپرستی آقای خسروشاهی بود. وقتی فیلم اکران شد، آن قدر ذوقزده شده بودم که چند دفعه رفتم سینما و آن فیلم را دیدم.
ـ بیشتر کارتونهایی که حرف زدهام در ذهن بچهها و مردم مانده است؛ ولی فکر میکنم شیپورچی در پسر شجاع و برادر اوشین در سریال «اوشین» بیشتر از بقیه در ذهنها مانده است.
ـ یک بار در یک مغازه شلوغ داشتم خرید میکردم. یادم هست روز پرکاری هم داشتم. فروشنده طبق معمول شروع کرد به سلام و احوالپرسی، من هم خیلی بیحوصله بودم و داشتم سر بالا جواب میدادم که یکدفعه صدایی از پشت سرم گفت «مامان ،جیمبو!» پشت سرم پسر بچهای بود که من را از روی صدای «جیمبو» شناخته بود.
ـ جای شخصیتهای کارتونی زیادی حرف زدهام، اما خودم «ای کیو سان» و «بلفی و لیلی بید» را از همه بیشتر دوست دارم؛ شاید به خاطر آن دورانی است که روی شخصیتهای این دو کارتون حرف میزدم.
ـ من بعد از چهل سال هنوز روی شخصیتهای کارتونی حرف میزنم. چون دوست ندارم بزرگ شوم و عاشق دنیای کودکان هستم. برای همین هم همیشه با عشق برای کودکان کار میکنم و دوست دارم با دنیای آنها شریک باشم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم