در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با اینکه از دنبالکنندگان همیشگی و پیگیر اینگونه سریالها نبودهام، اما تصور میکنم چندان واجد ارزشهای هنری بالایی نیستند و از طرفی هم مردم را در اینکه همیشه از این آثار استقبال کردهاند مقصر نمیدانم. چراکه آنها در واقع در کمبود تولید آثار مناسب داخلی به سریالهای کرهای و ژاپنی روی میآورند.
مثلا سریال سالهای دور از خانه ـ که بسیار هم مورد استقبال قرار میگرفت ـ در آن سالها به نظرم سریال بسیار هم بدی بود و حتی میشود گفت بدآموزیهایی هم داشت، هرچند ساختار قصهاش برای مخاطب جذاب بود. یا حتی همین سریال افسانه جومونگ که چند قسمت بیشترش را ندیدم با اینکه بازیهای خوبی داشت و بدیهیات زیباییشناسانه را نیز رعایت کرده بود ـ که ما به دلیل برخی محدودیتها همواره آنها را کنار میگذاریم ـ اما همچنان اثر قابل توجهی نبود.
قبل از پاسخ به این سوال که چرا استقبال از سریالهای آسیای شرقی همواره در تلویزیون ما چشمگیر بوده است، باید به ماجرای پیچیده سریالسازی خودمان بپردازیم؛ موانع و مشکلاتی در راه برنامهسازیهای تلویزیونی هست که این مشکلات باعث شده خروجی این برنامهها جذابیت چندانی برای مخاطب نداشته باشد، البته باید تاکید کرد اغلب این آثار و نه همه آنها. مدتی است با کمبود متنهای مناسب مواجهیم و حتی گاه میبینیم که از برخی دیالوگنویسیهای در چارچوب و البته قابل تامل هم عاجزیم.
این در حالی است که در گذشتههای نهچندان دور ثابت کردهایم با تولید آثار مناسب میتوانیم مخاطب را با خود همراه کنیم. مطمئنا هنوز و با گذشت چند دهه از پخش سریالی مانند هزاردستان اگر صداوسیما اقدام به پخش این سریال کند، میبینیم مخاطب با اشتیاق آن را دنبال خواهد کرد. چراکه ساخت عالی و پشتوانه ادبی آثاری مانند هزاردستان این قدرت را دارد که مخاطبی حتی بیشتر از مخاطبان آثار آسیای شرقی را جذب کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: