در سالهای میانی دهه 60 شبکه یک سیما با پخش مجموعه «سالهای دور از خانه» محصول ژاپن، موفقیت عظیمی به دست آورد که با خلوت کردن خیابانهای شهرهای بزرگ در ساعت پخشاش به عنوان پدیده سال مطرح شد. مجموعهای بشدت ساده، قصهای جذاب و با محوریت دختری به نام اوشین که زندگیاش از کودکی تا کهنسالی در این سریال به تصویر کشیده شد. در واقع، عنصری که این مجموعه را مورد توجه عام و خاص قرار داد، قصهگو بودن آن بود و دیگر اینکه، اساسا مخاطب ایرانی علاقه عجیبی به گونه ملودرام دارد. سالهای دور از خانه، همه این عناصر را در خود داشت و در عین حال، قهرمانش را نیز به شکلی کاملا سمپاتیک خلق کرد تا مخاطب برای همذاتپنداری با آن، کوچکترین مشکلی نداشته باشد. در عین حال، خالق سریال از شخصیتهای مکمل نیز غفلت نکرده بود و با پرداختن به آنها، به برجستهتر شدن اوشین کمک شایانی کرد. ریتم کار نیز مانند زندگی، گاهی تند و گاه کند بود و فراز و نشیبهای زندگی قهرمان خود را به شکلی مطلوب به نمایش گذاشت.
یکی از دشوارترین مراحل آمادهسازی مجموعههای آسیای شرقی برای پخش، به ترجمه و دوبلاژ آن مربوط است که بیاغراق در مورد سالهای دور از خانه، کار درخشانی صورت گرفته بود؛ ترجمه روان و انتخاب دقیق دوبلورها نقش مهمی در اقبال عمومی کار داشت و ارتباط مخاطب با شخصیتهای آن را آسانتر کرد. مثلا میتوان به صدای گیرای ثریا قاسمی به جای مادر اوشین و مریم شیرزاد به جای اوشین اشاره کرد که عالی از کار درآمد.
پس از این موفقیت همهجانبه، مجموعههای دیگری از شبکه معتبر ان.اچ.کی ژاپن خریده شد که البته هیچیک از آنها با وجود موفقیت، قادر به تکرار خاطره مجموعه یاد شده، نشد. مجموعه «داستان زندگی» (با نام اصلی هانیکو) از مهمترین آنها به شمار میرود که داستانی کم و بیش شبیه سالهای دور از خانه داشت، اما از فضایی مدرنتر سود میجست. هانیکو هم دختر سختکوشی بود که با تشویق استادش وارد دانشگاه شد و سرانجام به عنوان نخستین خبرنگار زن به استخدام روزنامهای مشهور درآمد. این مجموعه نیز در گونه ملودرام جای گرفت و قصه خود را با کمترین لکنت ممکن روایت کرد؛ روایتی دلنشین برای مخاطب عام که با هانیکو همذاتپنداری کرده و مخاطب با این شیوه، داستان را تا به آخر دنبال میکرد. از جمله نکاتی که از این مجموعه به یاد مانده، گفتار متن عجیب و متفاوت ابتدای آن با صدای پرطنین زنده یاد عطاءالله کاملی بود که ربط چندانی هم به درونمایه کار نداشت!
«از سرزمین شمالی» یکی دیگر از مجموعههای پرطرفدار گذشته نهچندان دور سیماست که از نظر زمان رخدادهای قصه، جدیدتر از بقیه بود و زندگی مردی جوان را همراه با دو فرزندش در منطقهای دورافتاده و پوشیده از برف روایت میکرد. اثر یاد شده، جامعه امروزیتر ژاپن را در قالب داستانی تکراری و کلیشهای اما با سروشکلی تازه به مخاطب ارائه کرد. گسست خانواده به عنوان تم اصلی از سرزمین شمالی مطرح شد؛ تمی که در طول داستان گسترش یافت و در حقیقت حلقه اتصال مخاطب عام به آن به حساب آمد. موسیقی متن فوقالعاده شنیدنی آن که در زمان پخش کار بسیار مورد توجه قرار گرفت، از دیگر نکات به یادماندنی از سرزمین شمالی بود.
در یک دهه اخیر، مجموعههای تلویزیونی کرهای جای ژاپنیها را گرفت و محبوبیت چشمگیری میان مخاطبان ایرانی پیدا کرد. «جواهری در قصر» ساخته ینگ هیون کیم که در 54 قسمت ساخته شد، مشهورترین آنهاست که میان مردم به نام یانگوم (قهرمان آن) معروف شد. این مجموعه داستان زندگی دختری به نام یانگوم بود که پس از به قتل رسیدن مادرش توسط درباریان به توصیه او به عنوان آشپز وارد قصر شد و به مقام سرآشپز رسید و در این راه، با موانع متعددی هم روبهرو شد. جواهری در قصر با بهرهگیری از یک شخصیت مرکزی قدرتمند (یانگوم) و نیز شخصیتهای فرعی متعدد و بعضا جذاب، پایههای موفقیتش را پیریزی کرد و از داستانگویی برای جذب هرچه بیشتر مخاطب بهره گرفت. در این میان، ترجمه مناسب و دوبله با کیفیت کار نیز مکمل جذابیت آن بود و ویژگیهای مثبت آن را برجستهتر کرد.
«امپراطور و دریا» در کنار «افسانه جومونگ»، از دیگر مجموعههای موفق تلویزیون کره بود که مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار گرفت. با این تفاوت که مجموعههای ذکر شده، به لحاظ فنی کیفیت بالاتری از قبلیها داشت و آثاری پرخرج به حساب میآمد. به همین علت مخاطبان آن با جواهری در قصر تفاوت داشت و جوانترها را به سمت خودش جذب کرد.
مجموعه تلویزیونی «دونگ یی» که بتازگی پخش آن از شبکه سه سیما به پایان رسیده، آخرین نمونه مجموعههای کرهای پخش شده از سیماست که بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. بخش مهمی از این موفقیت، به توانایی نویسنده آن در داستانگویی بازمیگردد که مهمترین نقطه قوت آثاری از این دست به حساب میآید.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم