در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به اینکه چین دومین اقتصاد بزرگ جهان پس از آمریکا به حساب می آید و نقش و سهم عمده ای را در مدیریت و رویکردهای اقتصاد جهانی دارد، امروز نگاه ها به پکن دوخته خواهد شد تا دریابند که رهبران سیاسی جدید این کشور چه برنامه های تازه ای را ارایه می دهند.
قطعا بعد مسافت زمانی بین برگزاری کنگره های حزب کمونیست چین که هر 10 سال یک بار برگزار می شود، دو پرسش محوری را همیشه مطرح می کند: یکی اینکه در طول این دوره نه چندان کوتاه چه موفقیت هایی کسب شده و دیگری اینکه انتظار تحقق چه موفقیت هایی در آینده و با توجه به ورود نسل جدیدی از رهبران حزب کمونیست باید بود؟ البته نسلی که در پشت پرده و به صورتی آرام جای رهبران پیشین را گرفته و دراین کنگره تنها رونمایی می شوند.
برای پاسخ دادن به پرسش نخست راه دوری نباید رفت. چین یک قدرت اقتصادی بزرگ جهان است و تاکنون توانسته ژاپن را از رتبه دوم به زیر کشیده و برجای آن بنشیند.
طی یک دهه گذشته چین نشان داد یک کارخانه بزرگ در جهان است و سال گذشته میزان رشد اقتصادی خود را به 9.2 درصد رساند.
درحال حاضر کالاهای چینی تمام کره زمین را فراگرفته و انتظار می رود اقتصاد این کشور درسال 2018 به سطح آمریکا برسد.
به عبارت دیگر ما در برابر یک تجربه منحصر به فرد از نظر موفقیت و پیشرفت قرار داریم که همه با شگفتی و تحسین به آن می نگرند. کشوری که از 30 سال پیش با اراده ای تسلیم ناپذیر حرکت خود را آغاز کرد و همچنان به پیش می رود.
اما برای پرسش دوم نمی توان به سادگی جواب پیدا کرد زیرا رهبرانی که اینک سکان زمامداری چین به دست آنها سپرده می شود با چالش ها و موانع غیر قابل انکاری روبرو هستند که به آسانی نمی توان از آنها عبور کرد زیرا از یک سو مدرن سازی در چین به اوج خود رسیده است و از سوی دیگرتبعات سیاسی و اجتماعی آن نیز به جایی رسیده است که این کشور را در آستانه یک انفجار بزرگ قرار می دهد.
بخصوص اگر رهبران جدید نتوانند با فراست به خواسته های کسانی توجه کنند که خواستار تکمیل روند اصلاحات دراین کشور هستند.
حزب کمونیست چین تاکنون پیوسته مشروعیت خود را از موفقیت های اقتصادی کشورش بدست آورده و حتی این مساله برایش به مثابه یک کشتی نجات بوده و نگذاشته است تا چین هم به همان سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی یا کشورهای اروپای شرقی دچار شود که همه دراثر رکود اقتصادی دچار فروپاشی شدند.
اما نتیجه این رشد اقتصادی – که بر سرمایه داری خالص متمرکز است – گروهها و طبقات بسیاری را در جامعه چینی دچار خسران کرده به نحوی که احساس می کنند هیچ تغییر مطلوبی در زندگی شان حاصل نشده است.
درهمین حال روند اصلاح سیاسی درکشور بسیار کند پیش می رود و همین مساله نوعی عدم توازن را در روند نوگرایی و مدرنیزاسیون چین به وجود آورده است. به همین دلیل چینی ها انتظار دارند کشورشان درآینده رویکرد بهتری نسبت به لیبرالیسم داشته باشد.
روشن است که وقتی حزب کمونیست چین به این مساله می اندیشد – یعنی اصلاحات سیاسی – بیش از هرچیزی مخاطرات توام با آن را در نظر می گیرد زیرا بر موقعیتش در راس هرم قدرت اثر خواهد گذاشت.
بخصوص اینکه حزب حاکم به ثبات کشور اهمیت فوق العاده ای می دهد اما درعین حال احساس می کند هنوز به آن توازن لازم بین اضلاع یک اصلاحات نرسیده و این روند تاکنون تنها در بعد اقتصادی اش خلاصه شده است و این مشکلی است که باید رهبران چین به صورتی جدی به آن بیاندیشند.
بخصوص که این روزها گاه پرونده هایی پیش چشم مردم گشوده می شود که حاکی از فساد گسترده دربین مقامات بالای کشور است.
به هرحال این مسایل ایجاب می کند تا رهبران چین با تصمیمی شجاعانه و سرنوشت ساز درها را به روی تغییرات سیاسی و اجتماعی در آینده بگشایند. حال باید دید نسل جدید رهبران چین دراین رابطه چه برنامه هایی دارند.
منبع : الاهرام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: