این دوگانگی به سبک و شیوهای برمیگردد که خیابانی برای اجراهای فوتبالیاش انتخاب کرده است. او در هر بازی دل به دریا میزند و واژهها و اصطلاحاتی را به کار میگیرد که ممکن است بعضیها آن را نپسندند. خیابانی به این امید دست به کار میشود که بتواند هیجان یک بازی را چند برابر کند. او هر آن چیزی را که میبیند و درک میکند برای مردم توضیح میدهد؛ حتی اگر دیدهها و شنیدههایش اتفاقاتی کاملا بدیهی و عادی باشد. به همین خاطر وسط گزارشش این جمله را میشنوید که «البته این یهقانونه که اون تیمی برنده هست که گلهای بیشتری بزنه...» یا این که «هر تیمی که ببازه یعنی اینکه بازی رو باخته!»
این جملات با لحن حماسی خیابانی هیجان بازی را بیشتر میکند، ولی در ذهن مخالفان خیابانی این سوال را زنده میکند که گفتن این بدیهیات چه ضرورتی دارد.
این مخالفان همانهایی هستند که جملات و تکیهکلامهای «خیابانی» را گردآوری و در فضای مجازی منتشر کردهاند. برخی از این جملات مثل جمله «یک سانتر بیهدف... و گل!» منحصربهفرد و بینظیر است. اینجا دیگر صحبت از تکرار بدیهیات نیست. گزارشگر سانتری را بیهدف خوانده که تبدیل به گل شده است و این اتفاق یقینا یک اشتباه محسوب میشود.
خیابانی پنجشنبهشب در برنامه «رادیو هفت» حاضر شد و در برابر هجمه مخالفان از خود دفاع کرد. البته دفاع او مطلق و یکجانبه نبود. او خیلی جاها اشتباهاتش را پذیرفت و قبول کرد که نباید آن کلمه و یا جمله خاص را به کار میبرده است. در برخی از مواقع هم منتقدانش را بیانصاف خواند و تاکید کرد آن چه دربارهاش گفته و نوشتهاند حقش نبوده است. یقینا احترامی که خیابانی برای مخاطبان قائل است، او را نزد طرفدارانش محبوبتر میکند. ولی معلوم نیست گروه مخالفان با این توضیحات و دفاعیات قانع شده باشند یا نه.
رادیو هفت برنامه پنجشنبه شب خود را به موضوع اشتباهات خندهدار و بامزه که در فرهنگ عامیانه به گاف معروف است اختصاص داده بود.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم