نکته

کمی سادگی و عشق

بازی «علی نصیریان» در نمایش «هفت شب با مهمانی‌ناخوانده» نوشته و کار فرهاد آئیش، که این شب‌ها در تئاتر شهر روی صحنه رفته است، حتی نسلی که در دوران طلایی تئاتر نبوده را هم دلتنگ می‌کند؛ دلتنگ روزگاری که بازیگری یک شغل نبود یا رقمی در برگه قرارداد. این روزها وقتی حرف از بازیگری می‌شود، انگار داری از مدیر برنامه، ماشین گران قیمت یا تلنبار شدن پیام‌های صوتی حرف می‌زنی، نه آن چیزهایی که استادان دانشگاهی یاد داده‌اند یا در کتاب‌های بازیگری نوشته شده است.
کد خبر: ۵۱۳۱۶۱

وقتی همین چند روز پیش علی نصیریان در پایان نمایش «هفت شب با مهمانی ناخوانده» مهمانش «عزت‌الله انتظامی» را در آغوش کشید، خیلی از تماشاگران متاثر شدند، شاید نه به خاطر سابقه طولانی همکاری شان بلکه به خاطر خصوصیاتی که این نسل از بازیگری داشت. نسلی که هزار بار برایمان گفته‌اند که چنین و‌چنان بوده‌اند، خاک صحنه خورده‌اند، از جان مایه گذاشته‌اند و در پی اسم و رسم نبوده‌اند. آدم وقتی بزرگان هنرهای نمایشی را در قاب یک صحنه می‌بیند، از خودش می‌پرسد چند بازیگر سینما و تئاتر را می‌شود در این قاب جا داد که نخواهند نقطه طلایی تصویر را از آن خود کنند؟ این است که خیلی مفاهیم برایت ابعادی وصف‌ناپذیر می‌گیرد و دلت می‌خواهد کمی هم که شده شبیه نسل نصیریان‌ها و انتظامی‌ها بودی. فکر می‌کنی کاش استادان دانشگاه کنار آموزش اصول نمایشی، سعی می‌کردند عشق به بازیگری را هم یاد دهند. نمی‌دانم کدامیک از فارغ‌التحصیلانی که بعضی‌شان بازیگر سینما و تلویزیون شده‌اند، عشق به بازیگری را در دل دارند، اما همان‌طور که شخصیت علی نصیریان در نمایش «هفت شب با مهمانی ناخوانده» به مرد میانسال ناامید قصه، عشق و سادگی را می‌آموزد، نسل بازیگری ما هم باید کمی سادگی و عشق را یاد بگیرد.

آزاده کریمی/ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها